Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (5 milliseconds)
English
Persian
observation
مشاهده
observations
مشاهده
seeing
مشاهده
observantion
مشاهده
Other Matches
course line shot
مشاهده در خط
observing
مشاهده کردن
observes
مشاهده کردن
observation error
خطای مشاهده
observed
مشاهده کردن
observational techniques
فنون مشاهده
beholds
مشاهده کردن
perceive
مشاهده کردن
perceived
مشاهده کردن
unseen
مشاهده نشده
observational
مبنی بر مشاهده
animadversion
مراقبت مشاهده
apperceive
مشاهده کردن
faculty of observation
قوه مشاهده
observability
مشاهده پذیری
beheld
مشاهده شده
perceiving
مشاهده کردن
naturalistic observation
مشاهده طبیعی
perceives
مشاهده کردن
beheld
مشاهده کرده
beholding
مشاهده کردن
behold
مشاهده کردن
perceptivity
قوه مشاهده
twing
مشاهده کردن
objectives
قابل مشاهده
objective
قابل مشاهده
see
مشاهده کردن
sees
مشاهده کردن
observe
مشاهده کردن
observers
مشاهده کننده
observer
مشاهده کننده
ovservation
قوه مشاهده
observed score
نمره مشاهده شده
imperceptibly
بطور غیرقابل مشاهده
indiscernibly
بطور غیرقابل مشاهده
observational error
خطای مشاهده
[ریاضی]
observed frequency
بسامد مشاهده شده
sight the anchor
مشاهده کردن لنگر
ovservation
مشاهده رصد کردن
participant observation
مشاهده توام با مشارکت
observable quantity
کمیت مشاهده پذیر
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
perceivable
مشاهده کردنی دیدنی
perceptiveness
بینایی قوه مشاهده
perception of an object
مشاهده یا دیدن چیزی
participant observer
مشاهده گر شرکت کننده
empirically
از روی مشاهده و تجربه
perceptions
مشاهده قوه ادراک
perception
مشاهده قوه ادراک
spot
مشاهده کردن گلوله ها
imperceptible
غیر قابل مشاهده
history
صفحاتی که مشاهده شده
spots
مشاهده کردن گلوله ها
histories
صفحاتی که مشاهده شده
identifies
مشاهده کردن شناسایی کنید
identifying
مشاهده کردن شناسایی کنید
identify
مشاهده کردن شناسایی کنید
reviews
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewing
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewed
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
review
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
identified
مشاهده کردن شناسایی کنید
imperceptibility
غیر قابل مشاهده بودن
see for oneself
از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
confucion symbols
علاپم کنفسیون که صرفا در فرش چین مشاهده می شود
periscope
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
incidental images
تصویرهایی که مشاهده انهانتیجه تاثیراتی است که ازچشم ناپدیدگشته اند
periscopes
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
homosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
hidden
پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
system follow up
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
Internet
جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
diamonds
شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
System Monitor
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
finder
واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
news reader
نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
thumbnails
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
thumbnail
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
observer
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
gastroscope
اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
high oblique
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
browse
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browses
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browsed
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
tree
مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
garden design
طرح باغی
[با تقسیمات مستطیلی بصورت باغچه ها و چهارباغ و حوض و آبروها. این طرح از قرن بازدم میلادی مشاهده شد و جلوه ای از حیاط خانه ها و کاخ ها را نشان می دهد.]
observing
مراعات کردن مشاهده کردن
observes
مراعات کردن مشاهده کردن
observed
مراعات کردن مشاهده کردن
observe
مراعات کردن مشاهده کردن
indiscernible
غیرقابل مشاهده غیرقابل تشخیص
observation
دیدبانی کردن مشاهده کردن
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
observations
دیدبانی کردن مشاهده کردن
Windows Explorer
امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
retardation
[افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین]
[در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com