Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 187 (2 milliseconds)
English
Persian
prospect
مشتری احتمالی
prospected
مشتری احتمالی
prospecting
مشتری احتمالی
prospects
مشتری احتمالی
Other Matches
contingency
عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
contingencies
عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
knocked down
کالاهایی که بصورت باز به مشتری داده میشود و خود مشتری انرانصب مینماید مانند مبلمان
charges forward
هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
contingency option program
برنامه راه کارهای احتمالی برنامه عملیات مختلف احتمالی
to t. a cusomer for goods
کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
caveatemptor
به معنی " بگذار مشتری حذرکند یا بگذار مشتری موافب باشد "
client side
داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
probabilistic
احتمالی
probable
احتمالی
possibly
<adv.>
احتمالی
contingently
<adv.>
احتمالی
eventual
احتمالی
contingencies
احتمالی
contingency
احتمالی
as may be the case
<adv.>
احتمالی
even tual
احتمالی
conceivably
<adv.>
احتمالی
probability limits
حدود احتمالی
probability cost
بهای احتمالی
probabilistic model
مدل احتمالی
probabilistic model
الگوی احتمالی
contingent profit
منفعت احتمالی
gambling
خطر احتمالی
contender
برنده احتمالی
probabilism
احتمالی نگری
contenders
برنده احتمالی
contingency plan
طرح احتمالی
contingent liabilities
بدهیهای احتمالی
contingent liability
بدهی احتمالی
probable error
خطای احتمالی
probable error
اشتباه احتمالی
ramifications
تبعات احتمالی
adventure
خطر احتمالی
adventures
خطر احتمالی
acatalepsy
فلسفهء احتمالی
presumptive
فرضی احتمالی
risks
خطر احتمالی
PE
خطای احتمالی
risk
خطر احتمالی
risked
خطر احتمالی
risking
خطر احتمالی
break up of the a proposed marriage
به هم خوردن ازدواج احتمالی
likeliest
باور کردنی احتمالی
likelier
باور کردنی احتمالی
contingency plan
طرح عملیات احتمالی
likely
باور کردنی احتمالی
probabilism
انتخاب وجه احتمالی
vertical probable error
اشتباه احتمالی قائم
radial probability density
چگالی شعاعی احتمالی
likly
باور کردنی احتمالی
contingent zone of fire
منطقه اتش احتمالی توپخانه
range probable error
اشتباه احتمالی برد توپ
buffer zone
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
contingencey forces
نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
norm point
نقطه احتمالی فرود در پرش
buffer zones
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
probable
باور کردنی امر احتمالی
dopes
اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
confidence level
احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
dope
اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
contingency retention stock
اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
contingency support stocks
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
circular probable error
دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
loading for contingencies
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
vendee
مشتری
shopper
مشتری
purchaser
مشتری
buyer
مشتری
vendee
مشتری
buyers
مشتری ها
purchasers
مشتری ها
shoppers
مشتری ها
vendees
مشتری ها
evening star
مشتری
bargainee
مشتری
custom ic
IC مشتری
custom
مشتری
jupiter
مشتری
purchaser
مشتری
buyers
مشتری
customers
مشتری
buyer
مشتری
patron
مشتری
account
مشتری
patrons
مشتری
customer
مشتری
clients
مشتری
purchasers
مشتری
client
مشتری
search
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searches
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searched
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searchingly
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
habitue
مشتری مانوس
Jove
ستاره مشتری
John
[American E]
[prostitute's client]
مشتری
[فاحشه ای]
chap
مشتری مرد
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects.
در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
armed peace
حالتی که دولتهابدون درگیری نظامی خود رابرای جنگ احتمالی اماده می کنند
jovian planets
سیارههای مشتری مانند
shop lifter
دزد مشتری نما
patrons
مشتری یا ارباب رجوع
patron
مشتری یا ارباب رجوع
accost
مشتری جلب کردن
tout
مشتری جلب کردن
touting
مشتری جلب کردن
client server network
شبکه خدمتگزار- مشتری
charge account
حساب بدهی مشتری
catch phrase of catchline
شعار جذب مشتری
accosts
مشتری جلب کردن
touted
مشتری جلب کردن
accosting
مشتری جلب کردن
accosted
مشتری جلب کردن
custom ROM
مین نیاز مشتری
touts
مشتری جلب کردن
customer service technician
تکنسین سرویس مشتری
custom software
نرم افزار مشتری
status enquiry
پرسش درخصوص وضعیت مشتری
customers
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
patronised
نگهداری کردن مشتری شدن
patronize
نگهداری کردن مشتری شدن
patronized
نگهداری کردن مشتری شدن
patronizes
نگهداری کردن مشتری شدن
customer
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
patronises
نگهداری کردن مشتری شدن
tramp steamer
کشتی که به هرمحلی که مشتری بخواهدسفر میکند
customer
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
patron-driven acquisition
[PDA]
[library]
کسب بر طبق
[درخواست]
مشتری
[کتابخانه]
customers
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
deliverable state
کالاهایی که در وضعیت تحویل به مشتری میباشند
custom-built
آنچه مخصوص یک مشتری ساخته شده است
back order
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
canvasses
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvass
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
asteroids
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroid
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
self selection
انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
customized
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customised
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customising
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customises
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customize
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizes
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizing
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
preventive justice
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
cash-and-carry
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
demonstration
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
cash-and-carries
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cost absoption
هزینهای که در قیمت تولید کالا منظورنمیشود و از مشتری دریافت نمیگردد
tie-ins
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
dummies
محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
They have come out with a new gimmick to attract customers .
کلک جدیدی برای جلب مشتری پیدا کرده اند
dummy
محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
demo
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
tie in
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-in
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
demonstrations
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
cash and carry
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
contango
بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
caveatemptor
اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
buyer's option to duble
خیار مشتری در این که درصورت ترقی ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
back end server
کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
mid user
اپراتوری که اطلاعات مربوطه را از پایگاه داده ها دریافت میکند برای مشتری یا کاربر
marketing
بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
duble option
خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
EFTPOS
ترمینالی در POS که به یک کامپیوتر مرکزی وصل است که پول را مستقیماگ از حساب مشتری به مغازه منتقل میکند
canvass
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
turnkey system
سیستم کامل که طبق نیاز مشتری طراحی شده است و آماده استفاده است
loss leader
بفروش میرسد کالایی که به منظور جلب توجه مشتری زیر قیمت تمام شده بفروش می رسد
ULA
قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند
indemnities
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnity
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
fractional T
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
microsoft
برنامهای که روی سرور ویندوز NT ماکرو سافت اجرا میشود و توابعی که برای تعویض نرم افزار مشتری در ویندوز به کار می رود
database
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
databases
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com