Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (8 milliseconds)
English
Persian
confiscate
مصادره حراج
confiscates
مصادره حراج
confiscating
مصادره حراج
Other Matches
puffer
کسی که در حراج از طرف صاحب مال مورد حراج شرکت میکند
confiscator
مصادره گر
expropriation
مصادره
impressment
مصادره
seizing
مصادره
forfeiture
مصادره
confiscation
مصادره
sequestrate
مصادره
sequestration
مصادره
fine
مصادره کردن
fined
مصادره کردن
confiscate
مصادره کردن
finest
مصادره کردن
confiscates
مصادره کردن
essentials
مصادره کردن
essential
مصادره کردن
confiscating
مصادره کردن
confiscation
مصادره یا ضبط
call into requisition
به مصادره گرفتن
put into requisition
به مصادره گرفتن
confiscation of property
مصادره مال
sequester
مصادره کردن
imprest
مصادره مساعده
requisitions
بازگرفتن مصادره کردن
requisitioning
بازگرفتن مصادره کردن
requisitioned
بازگرفتن مصادره کردن
requisition
بازگرفتن مصادره کردن
confiscating
مصادره یا ضبط یا توقیف کردن
confiscation
مصادره و ضبط توسط دولت
confiscates
مصادره یا ضبط یا توقیف کردن
confiscate
مصادره یا ضبط یا توقیف کردن
impressmeat
مصادره وادارسازی بخدمت لشکری یادریایی
conscription of wealth
مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
bazaar
حراج
sale by auction
حراج
public sale
حراج
licit
حراج
auctioning
حراج
sales
حراج
sale
حراج
auctions
حراج
outlets
حراج
outlet
حراج
auction
حراج
auctioned
حراج
outcry
حراج مزایده
confiscating
حراج کردن
outcries
حراج مزایده
resale
حراج مجدد
sale price
قیمت حراج
to sell or pat up at a
حراج کردن
to put up to a
حراج کردن
dutch auction
حراج هلندی
to sell by a
حراج کردن
confiscate
حراج کردن
auctioneer
حراج کننده
auctioneers
حراج گذار
auctioneer
متصدی حراج
confiscates
حراج کردن
auctioneers
متصدی حراج
auctioneers
حراج کننده
sell by auction
حراج کردن
auctioneer
دلال حراج
bids
پیشنهاد حراج
auctioneer
حراج گذار
bid
پیشنهاد حراج
auctioneers
دلال حراج
hammered
چوب حراج خوردن
salvaged
حراج کردن حراجی
salvages
حراج کردن حراجی
pileferable
اقلام قابل حراج
reserve price
قیمت پایه در حراج
salvaging
حراج کردن حراجی
sale by auction
فروش به وسیله حراج
article of roup
اموال مورد حراج
pilefered shipment
کالای حراج شده
auction sale
فروش به وسیله حراج
bidders
پیشنهاد دهنده در حراج
hammers
چوب حراج خوردن
hammer
چوب حراج خوردن
salvage
حراج کردن حراجی
bidder
پیشنهاد دهنده در حراج
auction of rug
حراج و مزایده فرش
privateer
کشتی تجارتی که هنگام جنگ توسط دولت مصادره ومسلح میشود
auction
حراج کردن بمزایده گذاشتن
clearance sale
فروش به منظور تصفیه حراج
white sale
<idiom>
حراج حوله ،پارچه کتان
auctioned
حراج کردن بمزایده گذاشتن
clearance sales
فروش به منظور تصفیه حراج
pilefered shipment
کالای فرسوده حراج شده
auctions
حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctioning
حراج کردن بمزایده گذاشتن
bill of attainder
لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
rummage sale
حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
auction house
شرکی کهکارش برگزار کردن حراج باشد
auction sale without reserve
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
condemnations
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
escheat
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
gavels
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
confiscating
توقیف کردن مصادره کردن
confiscate
توقیف کردن مصادره کردن
confiscates
توقیف کردن مصادره کردن
gavel
[چکش چوبی قضات]
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com