English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
hard core مصالح تخریب
rubble hard core مصالح تخریب
Other Matches
destruction site منطقه تخریب مهمات محل تخریب
underwater demolition تخریب ضدزیردریایی تخریب موانع زیرابی
demolition target منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
rupturing تخریب
degradation تخریب
rupture تخریب
destroyed تخریب شد
fail soft تخریب
demolition تخریب
destruction تخریب
vandalism تخریب
ruination تخریب
ruptures تخریب
demolitions تخریب
destructivity قدرت تخریب
rheodestruction تخریب جریان
demolition kit جعبه تخریب
destruction fire تیر تخریب
demolishing تخریب کردن
fail soft تخریب تدریجی
demolished تخریب کردن
demolish تخریب کردن
cratering charge خرج تخریب
oxidative degradation تخریب اکسایشی
fail safe تخریب امن
fail-safe تخریب امن
demolition belt نوار تخریب
destructor تخریب کننده
destruct system سیستم تخریب
criminal damage تخریب جزائی
demolition target هدف تخریب
destruct تخریب کردن
subversion انهدام تخریب
destruction radius حداکثرشعاع تخریب
destruction site منطقه تخریب
underwater demolition تخریب زیرابی
demolishes تخریب کردن
rupture تخریب کردن
bomb disposal تخریب بمب
ruptures تخریب کردن
rupturing تخریب کردن
demolition تخریب کردن
demolitions تخریب کردن
mantling مصالح
donor مصالح
material مصالح
donors مصالح
materials مصالح
compromiser مصالح
demolition belt کمربند تخریب منطقهای
dismantling shot تیر تخریب کننده
demolition firing party گروه مسئول تخریب
demoralization تخریب روحیه کردن
demolition kit جعبه وسایل تخریب
vasto حکم یا دستور تخریب
destruction area منطقه تخریب مهمات
concussion detonation خرج اماده به تخریب
destruction radius شعاع تخریب مین
concussion detonation خرج تخریب ضربتی
building material مصالح ساختمان
material مصالح ساختمان
considerations of public interest مصالح مرسله
endurance limit حد دوام مصالح
materials مصالح ساختمان
building material مصالح ساختمانی
aggregate مصالح دانهای
coated materials مصالح اغشته
stuffed جنس مصالح
aggregates مصالح دانهای
material testing ازمایش مصالح
engineering material مصالح مهندسی
foundation materials مصالح پی سازی
binding material مصالح چسبنده
road making material مصالح راه
road making material مصالح راهسازی
ballast مصالح شکسته
flooring مصالح کف سازی
paving مصالح سنگفرش
testing of materials ازمایش مصالح
waste material مصالح وازده
rubble hard core مصالح اوار
ballast مصالح شسته
sealing compound مصالح سیلکوت
strength of materials مقاومت مصالح
reason of state مصالح مملکتی
reason of state مصالح عمومی
public interests مصالح عامه
material جنس مصالح
hard core مصالح اوار
impermeable materials مصالح ناتراوا
impermeable materials مصالح نفوذناپذیر
impervious materials مصالح ناتراوا
masonry dam سد با مصالح بنایی
stuffs جنس مصالح
stuff جنس مصالح
overburden مصالح رویی
materials جنس مصالح
permeable materials مصالح تراوا
talus meterial مصالح سنگریز
xylotomous دارای قابلیت تخریب چوب
petard خرج تخریب دیواره و پایه پل
destroyed ازبین رفت تخریب شده
transferor مصالح انتقال دهنده
aggregates کلوخه مصالح سنگی
material storage area انبار مصالح ساختمانی
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
testing of materials ازمایش مقاومت مصالح
uniform aggregate مصالح ریزدانه یکنواخت
brick ballast مصالح شکسته اجری
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
masonery bond بست مصالح بنایی
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
sheeting مصالح ورق سازی
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
roofing مصالح ساختن بام
stone ballast مصالح شکسته سنگی
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
florring مصالح فرش اطاق
coarse aggregate مصالح درشت دانه
coated materials مصالح اندود شده
aggregate مصالح دانه بندی
endowment for the benefit of the public وقف بر مصالح عامه
aggregate کلوخه مصالح سنگی
aggregates مصالح دانه بندی
storage pile انبار مصالح در کارگاه
brick masonary channel کانال با مصالح اجری
ballast شن ریزی مصالح شکسته
command destruct signal علامت تخریب موشک با فرمان دور
countermine سیستم تخریب مین به طور خودکار
cratering charge خرج مخصوص تهیه چاله تخریب
bomb cemetery محل تخریب بمبهای عمل نکرده
inert ammunition مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
selected fill مصالح انتخابی برای خاکریزی
ticky-tacky [American E] جنس بنجل [مصالح ساختمان]
sheathing مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
material testing machine دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
fine aggregate مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
electric wiring material مصالح سیم کشی برق
coarse aggregate مصالح دانه بندی درشت
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
aggregate interlocking بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
property disposition ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
tubing مصالح لوله سازی ولوله کشی
mudcapping نوعی روش تخریب صخرههای بزرگ به وسیله موادمنفجره
intruder operation تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
command destruct signal علامت به کار افتادن سیستم تخریب کننده موشک
charged demolition مواد منفجره خرج گذاری شده و اماده تخریب
internationalism عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
creptation تخریب خلل و فرج بتن همراه با صدای درهم شکستن
aggregate batcher تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
antimateriel ammunition مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
demoralises از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizing از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizes از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
destroys تخریب کردن منهدم کردن
destroying تخریب کردن منهدم کردن
destroy تخریب کردن منهدم کردن
access procedures روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
obstructor وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com