English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English Persian
retinoscopy معاینه شبکیه
Search result with all words
ophthalmoscopy معاینه چشم و شبکیه
Other Matches
retina شبکیه
retinitis اماس شبکیه
retina شبکیه چشم
retinal image تصویر شبکیه ای
retinoscopy شبکیه بینی
retinoscope شبکیه نما
skiascopy عکسبرداری از شبکیه چشم
electroretinography برق نگاری شبکیه
photogene انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
rods and cones [in the retina] یاخته های استوانه ای و مخروطی [در شبکیه چشم]
skiascope اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه
observantion معاینه
inspects معاینه
inspecting معاینه
inspected معاینه
inspect معاینه
inspection معاینه
examination معاینه
examinations معاینه
observation معاینه
observations معاینه
palpate معاینه بساوشی
mental examination معاینه روانی
radiographic inspection معاینه رونتگن
psychiatric examination معاینه روانپزشکی
seach معاینه کردن
otoscopy معاینه گوش
palp معاینه بساوشی
site inspection معاینه محل
postmortem معاینه پس از مرگ
to see eye to eye معاینه دیدن
palpation معاینه با دست
look over معاینه کردن
visited مسافرت معاینه
examinations رسیدگی معاینه
examinations معاینه کردن
tests معاینه کردن
test معاینه کردن
examinations بازرسی معاینه
examination رسیدگی معاینه
examination معاینه کردن
examination بازرسی معاینه
observe معاینه کردن
observed معاینه کردن
observing معاینه کردن
observes معاینه کردن
visit مسافرت معاینه
tested معاینه کردن
checkup معاینه عمومی
gastroscopy معاینه معده
check up معاینه کردن
auscultate معاینه کردن
abdominoscopy معاینه شکم
inspection بازدید معاینه
visits مسافرت معاینه
super visum corporis گزارش معاینه جسد
introspectively بطریق معاینه نفس
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
observations معاینه وبررسی کردن
rhinoscopy معاینه بینی و حنجره
observation معاینه وبررسی کردن
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
laryngoscope دستگاه مخصوص معاینه حنجره
proctoscope الت معاینه روده راست
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
hepatoscopy معاینه کبد غیبگویی بادیدن جگر
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
Never look a gift horse in the mouth. <proverb> دهان اسب پیشکشى را هرگز معاینه نکن .
tromsillumination معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
speculum اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
gastroscope اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
ophthalmoscope اسباب معاینه ته چشم ته چشم بین
radiographic inspection معاینه رادیوگرافی تحقیق و بررسی رادیوگرافی
examining بازرسی کردن معاینه کردن
examines بازرسی کردن معاینه کردن
examined بازرسی کردن معاینه کردن
examine بازرسی کردن معاینه کردن
to see into تحقیق کردن معاینه کردن
go over <idiom> تست کردن ،معاینه کردن
postmortem پس از مرگ معاینه پس از مرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com