Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
checkup
معاینه عمومی
Other Matches
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
inspect
معاینه
inspection
معاینه
inspecting
معاینه
inspects
معاینه
examinations
معاینه
examination
معاینه
observantion
معاینه
inspected
معاینه
observation
معاینه
observations
معاینه
to see eye to eye
معاینه دیدن
palpate
معاینه بساوشی
palpation
معاینه با دست
mental examination
معاینه روانی
otoscopy
معاینه گوش
look over
معاینه کردن
observe
معاینه کردن
site inspection
معاینه محل
postmortem
معاینه پس از مرگ
observing
معاینه کردن
observes
معاینه کردن
observed
معاینه کردن
seach
معاینه کردن
check up
معاینه کردن
retinoscopy
معاینه شبکیه
radiographic inspection
معاینه رونتگن
auscultate
معاینه کردن
palp
معاینه بساوشی
gastroscopy
معاینه معده
inspection
بازدید معاینه
visits
مسافرت معاینه
visited
مسافرت معاینه
psychiatric examination
معاینه روانپزشکی
visit
مسافرت معاینه
tested
معاینه کردن
examinations
رسیدگی معاینه
test
معاینه کردن
tests
معاینه کردن
examination
معاینه کردن
abdominoscopy
معاینه شکم
examinations
معاینه کردن
examination
بازرسی معاینه
examinations
بازرسی معاینه
examination
رسیدگی معاینه
observations
معاینه وبررسی کردن
super visum corporis
گزارش معاینه جسد
rhinoscopy
معاینه بینی و حنجره
introspectively
بطریق معاینه نفس
ophthalmoscopy
معاینه چشم و شبکیه
technical inspection
معاینه فنی
[خودرو]
observation
معاینه وبررسی کردن
stethoscopy
معاینه بوسیله گوشی طبی
laryngoscope
دستگاه مخصوص معاینه حنجره
proctoscope
الت معاینه روده راست
roentgenoscopy
معاینه بوسیله اشعه مجهول
roentgenoscope
دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
hepatoscopy
معاینه کبد غیبگویی بادیدن جگر
Never look a gift horse in the mouth.
<proverb>
دهان اسب پیشکشى را هرگز معاینه نکن .
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
tromsillumination
معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
speculum
اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
gastroscope
اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
radiographic inspection
معاینه رادیوگرافی تحقیق و بررسی رادیوگرافی
ophthalmoscope
اسباب معاینه ته چشم ته چشم بین
go over
<idiom>
تست کردن ،معاینه کردن
examined
بازرسی کردن معاینه کردن
to see into
تحقیق کردن معاینه کردن
examining
بازرسی کردن معاینه کردن
examines
بازرسی کردن معاینه کردن
examine
بازرسی کردن معاینه کردن
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
popular
عمومی
oecumenical
عمومی
generic
عمومی
wide
عمومی
common user
عمومی
hackneyed
عمومی
rife
عمومی
wider
عمومی
widest
عمومی
the public voice
عمومی
outline
خط عمومی
commonest
:عمومی
commoners
عمومی
commoners
:عمومی
public
عمومی
outlining
خط عمومی
generals
عمومی
commonest
عمومی
general
عمومی
outlines
خط عمومی
overt
عمومی
general porpose
عمومی
outlined
خط عمومی
ecumenic
عمومی
common
عمومی
universal
عمومی
common
:عمومی
general concepts
تدبیر عمومی
general cargo
بار عمومی
general outpost
پاسدار عمومی
general paralysis
فلج عمومی
general outpatient clinic
درمانگاه عمومی
general damage
خسارت عمومی
general depot
انبار عمومی
vogue
عمومی ورایج
general assembly
مجمع عمومی
latrine
مستراح عمومی
general education
اموزش عمومی
general depot
امادگاه عمومی
public a
وکیل عمومی
public relations
روابط عمومی
general practitioner
پزشک عمومی
public cost
هزینه عمومی
general mobilization
بسیج عمومی
public opinion
افکار عمومی
general message
پیام عمومی
public decency
عفت عمومی
public deposits
سپردههای عمومی
plebiscites
اراء عمومی
public domain
خط مشی عمومی
plebiscite
اراء عمومی
public enterprises
موسسات عمومی
general equilibrium
تعادل عمومی
general factor
عامل عمومی
general grant
کمک عمومی
general intelligence
هوش عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
general meeting
جلسه عمومی
general meeting
مجمع عمومی
public affairs
روابط عمومی
public amnsement
نمایشگاه عمومی
public benefits
منافع عمومی
open house
جشن عمومی
public borrowing
استقراض عمومی
public expenditures
مخارج عمومی
general amnesty
عفو عمومی
general theory
نظریه عمومی
general staff
ستاد عمومی
common user items
اقلام عمومی
common user
خدمات عمومی
general reserve
احتیاط عمومی
common purse
وجوه عمومی
common parts
قطعات عمومی
general relativity
نسبیت عمومی
common nuisance
اضرار عمومی
general register
ثبات عمومی
folkway
طرزفکر عمومی
general stock
سهام عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
encyclic
عمومی دوری
general tariff
تعرفه عمومی
prosecture
وکیل عمومی
counsel for the crown
وکیل عمومی
general welfare
رفاه عمومی
public welfare
رفاه عمومی
general support
پشتیبانی عمومی
general supplies
اماد عمومی
consolidated annuities
دیون عمومی
comulative action
اثر عمومی
in the sight of the public
در انظار عمومی
folkway
احساسات عمومی
fourth estate
مطبوعات عمومی
common language
زبان عمومی
alameda
گردشگاه عمومی
g/a
خسارت عمومی
general psychology
روانشناسی عمومی
general ability
توانایی عمومی
general act
سند عمومی
pissoir
مستراح عمومی
plaza
میدان عمومی
general plan
نقشه عمومی
potlatch
جشن عمومی
general allotment
اختصاصات عمومی
general quarters
اسایشگاههای عمومی
overhead costs
هزینههای عمومی
open court
محکمه عمومی
common labour
کارگر عمومی
common items
قطعات عمومی
common hardware
قطعات عمومی
common grid
شبکه عمومی
mass poverty
فقر عمومی
mintster of public works
وزیرکارهای عمومی
collective call sign
معرف عمومی
central war
جنگ عمومی
cameralistic science
مالیه عمومی
official submission
مناقصه عمومی
general paresis
فلج عمومی
state property
اموال عمومی
collective
مشترک عمومی
GHQ
ستاد عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com