English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
folklore معتقدات واداب ورسوم قدیمی واجدادی افسانههای قومی واجدادی فولکلور
Other Matches
folktale افسانههای قومی واجدادی داستان ملی
filiation اباء واجدادی
ethos عادات ورسوم قومی
folklorish وابسته به فولکلور
folkish وابسته به فولکلور
souithernism رسوم واداب جنوب
solarism افسانههای افتاب
formalization انطباق با ایین واداب فاهری رسمی سازی
epos مجموعه اشعار محتوی افسانههای ملی
belief معتقدات
beliefs معتقدات
quakerism معتقدات فرقه "کویکر"پروتستان
national قومی
familial قومی
ethnic قومی
ethnicity قومی
gentilitial قومی
romanism اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
folklore فرهنگ قومی
folk psychology روانشناسی قومی
conventional پیروسنت ورسوم
protocols اداب ورسوم
protocol اداب ورسوم
folk ways راه و رسم قومی
formality رعایت اداب ورسوم
formal مقید به اداب ورسوم اداری
conventionality مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
frenchify اداب ورسوم فرانسویها را داشتن
sinology مطالعه ادبیات ورسوم چین
hebraism عادات ورسوم واصطلاحات عبری
paralleling اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sinicize مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinify مطابق اداب ورسوم چینی کردن
conventionally برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
ethnography تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
sinicism متابعت از اداب ورسوم چینی چینی پرستی
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
stale cheque چک قدیمی
We old – fashioned people . ما قدیمی ها
dates قدیمی
age old قدیمی
fogram قدیمی
timeworn قدیمی
seniors قدیمی
veteran قدیمی
age-old قدیمی
outdated قدیمی
olden قدیمی
old timer قدیمی
old time قدیمی
date قدیمی
bygone قدیمی
old-timer قدیمی
old-timers قدیمی
out of date قدیمی
archaic قدیمی
antiquated قدیمی
ancient قدیمی
senior قدیمی
veterans قدیمی
fogies ادم قدیمی
(as) old as the hills <idiom> خیلی قدیمی
incunabulum کتب قدیمی
fogeys ادم قدیمی
old دیرینه قدیمی
paleography کتابت قدیمی
fogy ادم قدیمی
culverin یکجورتوپ قدیمی
codex نسخه قدیمی
protolanguage زبان قدیمی
arquebus تفنگ قدیمی
square toed قدیمی مسلک
oldest دیرینه قدیمی
older دیرینه قدیمی
presentation copy نسخه قدیمی
fogey ادم قدیمی
clapped-out ماشینخرابو قدیمی
ex- سابق قدیمی
newest اخیرا و نه قدیمی
newer اخیرا و نه قدیمی
new- اخیرا و نه قدیمی
new اخیرا و نه قدیمی
museum piece قدیمی غیرعادی
by gone قدیمی گذشته ها
prolonged قدیمی مدید
Old – time tunes . آهنگهای قدیمی
primal بسیار قدیمی
ancient manuscript نوشته قدیمی
uptight قدیمی مسلک
unreconstructed قدیمی مسلک
past master استاد قدیمی
old hat هر چیز قدیمی
fuddy-duddies قدیمی مسلک
fuddy-duddy قدیمی مسلک
old hat قدیمی مسلک
past masters استاد قدیمی
scholastic متفکران قدیمی
ex سابق قدیمی
rebec کمانچه سه سیمه قدیمی
clepsydra ساعت ابی قدیمی
Antiguated آنتیک ،کهنه،قدیمی
nine pins نوعی بولینگ قدیمی
inkhorn دوات شاخی قدیمی
dating rugs [antique] فرش عتیقه [قدیمی]
to cling to the old ways به رسوم قدیمی چسبیدن
primitively بطور قدیمی یا بدوی
rebeck کمانچه سه سیمه قدیمی
viol ویولن 5 یا 6 سیمهء قدیمی
wailing wall دیوار قدیمی اورشلیم
dodo آدم قدیمی مسلک
old wives' tales عقیدهی قدیمی و مردود
old-style روش گاهشماری قدیمی
old wives' tale عقیدهی قدیمی و مردود
dodoes آدم قدیمی مسلک
slow coach ادم قدیمی مسلک
sloop کرجی یک دگلی قدیمی
rundlet واحدگنجایش مایعات قدیمی
runlet واحدگنجایش مایعات قدیمی
shandradan درشکه تک اسبه قدیمی
shandrydan درشکه تک اسبه قدیمی
dodos آدم قدیمی مسلک
blunderbuss نوعی تفنگ قدیمی
raffle نوعی بازی قدیمی
ducat مسکوک طلای قدیمی
raffles نوعی بازی قدیمی
tod واحد قدیمی وزن
fud ادم قدیمی مسلک
alpenstock عصای قدیمی کوهنوردی
falcons باز توپ قدیمی
archaism انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
sequin سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
cataphract نوعی زره قدیمی
falcon باز توپ قدیمی
flintlock تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
flintlocks تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
sequins سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
auditory [نام قدیمی شبستان کلیسا]
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
fustiest کفک زده قدیمی مسلک
fusty کفک زده قدیمی مسلک
viola da gamba ویلون سل قدیمی 5 یا6 سیمه
stroud پارچه یا پتوی صخیم قدیمی
father file پشتیبان گونه قدیمی فایل
fogyish مانع پیشرفت قدیمی مسلک
ye شکل قدیمی کلمه The شماها
neoclassic احیا کننده سبکهای قدیمی
spicery انباری ادویه [واژه قدیمی]
flying wedge نوعی مانور تهاجمی قدیمی
cithara یکنوع الت موسیقی قدیمی
fustier کفک زده قدیمی مسلک
bireme یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
vulgate نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
Give me those old cars any day . I miss those old cars . قربان آن اتو مبیل های قدیمی
bad زمان ماضی قدیمی فعل bid
hierologist متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
touchhole سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی
stomacher پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
skald شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
carack کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
carrack کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
revivalist طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
cubit مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
driving iron نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
bawdry زنا [دین] [حقوق] [واژه قدیمی]
graphophone نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
tumbling verse شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی
dog-ear [واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
Hey, old chap! <idiom> چطوری رفیق قدیمی! [اصطلاح روزمره]
latium ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
supersedes گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
superseded گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
He's back to his usual self. او [مرد ] دوباره برگشت به رفتار قدیمی خودش.
She's not the Laleh I used to know. او [زن] دیگر لاله قدیمی [از نظر رفتار] نیست.
upgrading به روز رسانی [معاوضه قسمتهای قدیمی] [مهندسی]
You look ridiculous in that old hat . با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
superseding گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
hutch نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
supersede گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
hutches نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
I want to look at old coins. من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
bibliopole کتاب فروش فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
purge پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purged پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
rehash بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
revivalist movement جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
veterans سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
rehashed بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
veteran سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
rehashes بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com