Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (7 milliseconds)
English
Persian
aerofoil
مقطع ایرودینامیکی
airfoil
مقطع ایرودینامیکی
Other Matches
diffuser area ratio
نسبت سطح مقطع خروجی به سطح مقطع ورودی یک دیفیوژر
geometrical percentage
درصد هندسی که عبارتست ازخارج قسمت سطح مقطع فولاد به سطح مقطع بتن دریک قطعه بتن مسلح ضرب درصد
aerodynamically
ایرودینامیکی
aerodynamic
ایرودینامیکی
aerodynamic coefficient
ضریب ایرودینامیکی
aerodynamic center
مرکز ایرودینامیکی
aerodynamic balance
تعادل ایرودینامیکی
aerodynamic factors
عوامل ایرودینامیکی
aerodynamic missile
موشک ایرودینامیکی
airfoil
جسم ایرودینامیکی
aerodynamic mean chord
وتر متوسط ایرودینامیکی
aerodynamically
با استفاده ازقوانین ایرودینامیکی
darting
رسانگر ایرودینامیکی پروازازاد
darted
رسانگر ایرودینامیکی پروازازاد
mean aerodynamic chord
وتر ایرودینامیکی متوسط
dart
رسانگر ایرودینامیکی پروازازاد
aerodynamic
با استفاده ازقوانین ایرودینامیکی
spinner
پوشش ایرودینامیکی روی توپی ملخ
aerodynamic missile
موشکی که به طریقه ایرودینامیکی کار میکند
blistered
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
pants
پوشش ایرودینامیکی ثابت روی چرخهای ارابه فرود
ride control
سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
blended
شکل ایرودینامیکی که در ان اجزاء اصلی بدون هیچ خط یاحد و مرز مشخصی به یکدیگرمتصل میشوند
whitcomb body
جسم ایرودینامیکی که به هواپیما اضافه میشود و سبب بهبود توزیع حجم اریارول میگردد
aerodynamic heating
افزایش دما ناشی از جریان سریع هوا روی سطوح ایرودینامیکی به ویژه درسرعتهای زیاد
cross section
مقطع
segment
مقطع
segments
مقطع
profiling
مقطع
profiles
مقطع
profiled
مقطع
tablature
مقطع
profile
مقطع
sections
مقطع
section
مقطع
cutting
مقطع
cross section area
سطح مقطع
transverse section
مقطع عرضی
trough section
مقطع ناودانی
transition section
مقطع تبدیل
oblique section
مقطع مایل
half section
نیم مقطع
lobule
مقطع کوچک
soil profile
مقطع خاک
root section
مقطع ریشه
rectangular section
مقطع مستطیلی
necking
تنگی مقطع
structural section
مقطع سازهای
oblique section
مقطع اریب
areas
سطح مقطع
sectional area
سطح مقطع
cross section
سطح مقطع
cross section
مقطع عرضی
absorption cross section
مقطع جذب
circular cross section
مقطع گرد
coil section
مقطع بوبین
compact section
مقطع فشرده
profiling
مقطع عرضی
profiled
مقطع عرضی
profiles
مقطع عرضی
conic section
مقطع مخروطی
area
سطح مقطع
cross reaction
سطح مقطع
profile
مقطع عرضی
moustaches
سطوح ایرودینامیکی که درقسمت جلوی هواپیمای مافوق صوت با بال دلتا شکل و با زاویه حمله زیاد نصب میگردند
inelastic cross section
مقطع برخورد ناکشسان
intermediate frequency section
مقطع فرکانس میانی
interrupted quick flashing light
چشمک زن تند مقطع
work surfaces
سطح مقطع اصلی
work surface
سطح مقطع اصلی
total effective collision cross section
سطح مقطع موثر کل
horseshoe shaped section
مقطع نعل اسبی
box section
مقطع قوسی سکل
cross sectional area
سطح مقطع عرضی
cross sectional data
داده ها در یک مقطع زمانی
vintage model
الگوی مقطع زمانی
cross section
سطح مقطع عرضی
cross section
سطح مقطع موثر
egg shaped section
مقطع تخم مرغی
transection
برش یا مقطع عرضی
box spar
تیرکهای با مقطع مربع
podite
مقطع با بند پای بندپایان
winding crodd section
سطح مقطع سیم پیچی
syllabify
تقسیم به هجای مقطع کردن
con di nozzle
نازل موتورجت با مقطع همگرا
rhombus wing
بالی با سطح مقطع متقارن
cross section
نیمرخ پهنا مقطع موثر
uncurtailed bars
ارماتور بدون تقلیل مقطع
effective collision cross section
سطح مقطع برخورد موثر
form grind
سنگ زدن در مقطع طولی
blade station
موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
flumming
تنگ کردن مقطع جریان اب
pods
محفظهای با شکل ایرودینامیکی که روی شاه تیر یا تیر و تماما" در خارج از بدنه هواپیما نصب میشود
pod
محفظهای با شکل ایرودینامیکی که روی شاه تیر یا تیر و تماما" در خارج از بدنه هواپیما نصب میشود
standard egg section
مقطع تخم مرغی شکل معمولی
three square
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
economic section
انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
poiseuille flow
جریان خطی ناروان درلولهای با سطح مقطع دایرهای
parallel aerofoil
ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
hachures
خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
canard
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
canards
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
mandrel
جسم مرکزی معمولا با مقطع دایرهای که قطعه لولهای یاقسمت مادگی دور ان شکل میگردد
venturi
کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
barns
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barn
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
contraction ratio
نسبت مساحت سطح مقطع بیشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعی که کار انجام میدهد
profile drag
پسای مقطع پسای نیمرخ
syllables
جزء کلمه مقطع کلمه
syllable
جزء کلمه مقطع کلمه
at this age
[در این مقطع سنی]
[در این سنین]
[در این سن]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com