Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English
Persian
laird
ملاک اسکاتلندی
lairds
ملاک اسکاتلندی
Other Matches
scotch gambit
گامبی اسکاتلندی درگشایش اسکاتلندی شطرنج
proprietors
ملاک
landlord
ملاک
propertied
ملاک
landlords
ملاک
proprietress
ملاک
landowner
ملاک
proprietor
ملاک
landholder
ملاک
proprietresses
ملاک
criterion
ملاک
landowners
ملاک
north briton
اسکاتلندی
scotish
اسکاتلندی
Scots
اسکاتلندی
Scot
اسکاتلندی
Scotsman
اسکاتلندی
Scotsmen
اسکاتلندی
Scottish
اسکاتلندی
erse
اسکاتلندی
scotchwoman
زن اسکاتلندی
scotchman
اسکاتلندی
scotch
اسکاتلندی
scotched
اسکاتلندی
scotches
اسکاتلندی
scotching
اسکاتلندی
criteria range
دامنه ملاک
landlords
صاحبخانه ملاک
criterion analysis
تحلیل ملاک
criterion contamination
ناخالصی ملاک
criterion group
گروه ملاک
validity criterion
ملاک اعتبار
accepted number
عدد ملاک
squires
ملاک عمده
landlord
صاحبخانه ملاک
squire
ملاک عمده
evidence
ملاک گواهی
scotticize
اسکاتلندی مه اب شدن
scotch opening
گشایش اسکاتلندی
scotching
ویسکی اسکاتلندی
collie
سگ گله اسکاتلندی
collies
سگ گله اسکاتلندی
scotched
ویسکی اسکاتلندی
scotch
ویسکی اسکاتلندی
scotches
ویسکی اسکاتلندی
documenting
ملاک سندیت دادن
lairds
ملاک خرده مالک
laird
ملاک خرده مالک
lord
ملاک حکمروایی کردن
documented
ملاک سندیت دادن
lords
ملاک حکمروایی کردن
document
ملاک سندیت دادن
acceptance number
عدد ملاک قبول
Gaelic
زبان بومی اسکاتلندی
kirkman
عضوکلیسای اسکاتلندی کشیش
writer to the signet
مشاور حقوقی اسکاتلندی
proprietary
متعلق به ملاک وابسته به مالک
franklin
ملاک ازاداز طبقه سوم
skye terrier
سگ کوچک وپا کوتاه اسکاتلندی
scotch four knights' game
بازی چهاراسب اسکاتلندی شطرنج
aberdeen angus
گاو بی شاخ پرواری اسکاتلندی
Scotticisms
اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
Scotticism
اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
mountain dew
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
cottar
روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
cotter
روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
gael
مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
garron
یکجور اسب کوچک اسکاتلندی وایرلندی
goring gambit
گامبی گورینگ در بازی شطرنج اسکاتلندی
galloway
اسب مخصوص چهار نعل نوعی تاتوی اسکاتلندی ازنژاد گالووی
maud
یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com