English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English Persian
tangible benefits منافع مشهود فواید عینی
Other Matches
invisible hand فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
public works فواید عامه
external benefits فواید خارجی
environmental benefit فواید زیست محیطی
prima facie مشهود
right under one's nose <idiom> مشهود
obvious مشهود
evident مشهود
visible مشهود
perceivable مشهود
object of testimony مشهود به
apparent مشهود
conspicuous defect نقض مشهود
signalize مشهود کردن
open theft سرقت مشهود
imperceivable غیر مشهود
sensible مشهود بارز
evidentiary effect اثر مشهود
evidentiary effect نتیجه مشهود
abiotrophy تحلیل و فساد عضوبدون علت مشهود
vista منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
vistas منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
concrete عینی
irreplaceable عینی
chose in possession حق عینی
objective عینی
objectives عینی
veridical عینی
objective data دادههای عینی
eye witness گواه عینی
objective anxiety اضطراب عینی
non fungible مال عینی
individual duty واجب عینی
objective reality واقعیت عینی
eye witness شاهد عینی
objective method روش عینی
objective test ازمون عینی
things in possession اموال عینی
eyewitness شاهد عینی
eye-witness شاهد عینی
eye witness شاهد عینی
eye-witness گواه عینی
eye witness گواه عینی
tangible property اموال عینی
tangible property دارائی عینی
objective type سنخ عینی
objective value ارزش عینی
objectivism عینی نگری
ocular witness شاهد عینی
personal duty فرض عینی
personal duty واجب عینی
res gestae حقایق عینی
retortion تلافی عینی
eyewitness گواه عینی
objectivity عینی بودن
concrete intelligence هوش عینی
concrete operations عملیات عینی
concrete thinking تفکر عینی
facsimile رونوشت عینی نمابرد
lextalionis قانون کیفر عینی
objective psychology روانشناسی عینی نگر
facsimiles رونوشت عینی نمابرد
revenue منافع
perquisite منافع
earnings منافع
perquisites منافع
intangible مال غیر عینی نا هویدا
eyewitness شاهد عینی گواه خوددیده
eyewitnesses شاهد عینی گواه خوددیده
eye-witnesses شاهد عینی گواه خوددیده
harmony of interests هماهنگی منافع
public interest منافع عامه
class interests منافع طبقاتی
spillover benefits منافع خارجی
tangible benefits منافع مرئی
conflict of interest برخورد منافع
public benefits منافع عمومی
economic interest منافع اقتصادی
conflict of interest تضاد منافع
pure interest منافع خالص
unions اشتراک منافع
benefit spillovers نشر منافع
private benefits منافع خصوصی
union اشتراک منافع
harmony of interests سازگاری منافع
public interest منافع عمومی
vested interests منافع مقرره
fictitious dividens منافع موهوم
vested interest منافع مقرره
capital gains منافع سرمایهای
fictious dividened منافع موهوم
windfall gains منافع اتفاقی
mutual interests منافع مشترک
net benefits منافع خالص
social security benefits منافع تامین اجتماعی
separable accretions and benefits نمائات و منافع منفصله
undistributed earnings منافع تقسیم نشده
solidarity اشتراک منافع ومسئولیتها
emblements منافع حاصله از زمین
undistributed earnings منافع توزیع نشده
beneficial ownership مالکیت به نسبت منافع
rent مال الاجاره منافع
windfall gains منافع باد اورده
gains from trade منافع حاصل از تجارت
self regard حفظ منافع شخصی
vesture منافع و نمائات زمین
valuation of benefits ارزش گذاری منافع
the profits and accretions which are an منافع و نمائات متصله مال
measurement of benefits and costs اندازه گیری منافع و هزینه ها
original and derivative estate اصل مال یا نمائات یا منافع ان
it is p to our interests برای منافع مازیان اوراست
explees اجاره بها یا منافع زمین
emblements منافع حاصله اززمین مزروعی
protection and indemnity club باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
pray in aid دعوی مطالبه منافع ناشی ازمحتویات یک سند
shifting use مالکیت منافع زمین با درج شرط به نفع ثالث
severalty مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
p&l club club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
saving خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
apportionment افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
profits a prendre درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
potential substitution حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
intervener در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد
observer نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
leases در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
unfriendly act هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
contra preferentum rule درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
tangible assets دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
estate in common درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
term مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
termed مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
tangible costs هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
facsimiles رونوشت عینی رونوشت
facsimile رونوشت عینی رونوشت
totalitarianism سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com