English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (4 milliseconds)
English Persian
he changed his mind منصرف شد
Search result with all words
occupier منصرف
occupiers منصرف
dissuade منصرف کردن بازداشتن
dissuaded منصرف کردن بازداشتن
dissuades منصرف کردن بازداشتن
dissuading منصرف کردن بازداشتن
flexional صرف شو منصرف
give up منصرف شدن
he changed his mind از ان خیال منصرف شد
i gave up the idea از ان خیال منصرف شدم
inflective منصرف
inflexional منصرف
inflexionless غیر منصرف
picketings اعضای اتحادیه کارگری که درحال اعتصاب خارج از محل کار خود جمع می شوند تادیگران را نیز به اعتصاب وادارند و نیز خریداران را ازخرید منصرف کنند
put by منصرف شدن
theft bote استرداد مال مسروقه ازسارق به این شرط که مال باخته از تعقیب سارق منصرف شود
to change ones mind منصرف شدن
To give up the idea. چشم پوشیدن ( منصرف شدن )
to put somebody off کسی را منصرف کردن
to frighten somebody off کسی را منصرف کردن
to scare somebody away [off] کسی را منصرف کردن
undeterred <adj.> منصرف نشده
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com