English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
appointor منصوب کننده
Other Matches
appointee منصوب
appointees منصوب
invest منصوب کردن
invested منصوب کردن
investing منصوب کردن
instal منصوب نمودن
installing منصوب نمودن
appointe منصوب کردن
installs منصوب نمودن
invests منصوب کردن
install منصوب نمودن
puts منصوب کردن واداشتن
put منصوب کردن واداشتن
nominees منصوب تعیین شده
intromit جادادن منصوب کردن
nominee منصوب تعیین شده
putting منصوب کردن واداشتن
instate برقرار کردن منصوب نمودن
regius professor استاد منصوب ازطرف پادشاه
to put in منصوب کردن ارائه دادن
self-appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
self appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
invest منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invested منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invests منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
appoints برقرار کردن منصوب کردن
appoint برقرار کردن منصوب کردن
coronation carpet فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
solvent اب کننده
bandwidth یچ کننده
bidders کننده
solvents اب کننده
fillets پر کننده
benders خم کننده
abjurer or abjuror کننده
doer کننده
mitigative کم کننده
bidder کننده
fillet پر کننده
syncopator غش کننده
renunciant رد کننده
prattfall پچ پچ کننده
prater پچ پچ کننده
mauler له کننده
renunciant کننده
filleting پر کننده
bender خم کننده
solver حل کننده
commulator یک سو کننده
refuser رد کننده
whisperer پچ پچ کننده
attacking تک کننده
filleted پر کننده
skittish رم کننده
jaberer پچ پچ کننده
noncommittal رد کننده
refutative رد کننده
refutatory رد کننده
puffer پف کننده
rebutter رد کننده
tracker پی کننده
trackers پی کننده
catterer پچ پچ کننده
fluxing oil اب کننده
ear-splitting کر کننده
fizzy کف کننده
thinner کم کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
surfy کف کننده
deletive حک کننده
repudiationist رد کننده
squasher له کننده
deflective کج کننده
crepitant خش خش کننده
squelcher له کننده
filler پر کننده
mumbler من من کننده
crusher له کننده
fillers پر کننده
sensor حس کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
mitigatory کم کننده
percutient دق کننده
hoppers لی لی کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com