English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
I am at your disposal. من دراختیار تان هستم
Other Matches
disposal دراختیار
to heel تابع دراختیار
holding دراختیار داشتن دارایی
personal service utility کسی که مستقیما" کار خود را دراختیار کارفرما می گذارد
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
cycle stealing ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
freeware نرم افزار که بدون هزینه دراختیار مصرف کننده قرار داده میشود برنامه رایگان رایگان ابزار
i am pushed for money هستم
am هستم
I'm من هستم
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
i feel گرسنه هستم
i have not a dry t. on me سر تا پا خیس هستم
i am under obligation to him من ممنون او هستم
I am sure that ... من مطمئن هستم که ...
iam d. to go ارزومندرفتن هستم
I'm your age. من هم سن شما هستم.
we owe him for his services خدمات او هستم
I'm thirsty. من تشنه هستم.
I'm hungry. من گرسنه هستم.
Next to you I'm slim. در مقایسه با تو من لاغر هستم.
i a with you on that matter من در ان موضوع با شماموافق هستم
I am certain of it. من درباره اش مطمئن هستم.
feet dry روی هدف هستم
i am under obligation to him زیر بارمنت او هستم
Join the club! من هم درشرایطی مشابه هستم !
own a house دارای خانهای هستم
iam in bad خیلی در تنگی هستم
i am at your service در خدمت شما هستم
i am bend on going مصمم هستم بروم
i maintain قائل هستم به اینکه ...
i await you منتظر شما هستم
i feel sleepy خواب الود هستم
i own that house من صاحب ان خانه هستم
i pause for a reply منتظر پاسخ هستم
i am about that من در این خصوص دلواپس هستم
i am impatient for it ازان بابت بیطاقت هستم
iam a for his life برای جانش دل واپس هستم
i owe him & پنج لیره به او بدهکار هستم
I am on intimate terms with one of the ministers . با یکی از وزراء نزدیک هستم
I've been here for five days. پنج روزه که من اینجا هستم.
I come from Iran . I am Iranian. من اهل ایران هستم (ایرانی ام )
I feel like a fifth wheel. من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
i am in a hurry for it عجله دارم یا در شتاب هستم
I am a strange in this town. دراین شهر غریب هستم
That is my line ( field ) . خودم این کاره هستم
I look forward to receiving your reply. من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
I agree with you completely. من کاملا با نظر شما موافق هستم.
I'm looking forward to seeing you again. منتظر دیدار دوباره شما هستم.
I always make a point of being on time . I always try to be punctual . همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
i am not made of salt مگر من نمک هستم که ازباران بترسم
i wrote as neatly as he did من همان اندازه پاکیزه هستم که او نوشت
I have done my homework. I know how to cope . من درسم را روان هستم (می دانم چه؟ کنم )
It seems I am not welcome (wanted) here. مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
I know the area more or less . کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
I am your humble servant . I defer to you . من کوچک شما هستم (اخلاص ارادت )
I am the bread winner of the family . نان آور خانه ( خانواده ) هستم
I'm full. من سیر شدم [هستم] . [اصطلاح روزمره]
I'll be happy to help [assist] you. من با کمال میل در اختیار شما هستم.
I am very orderly and systematic in my work . درکارهایم خیلی مرتب ومنظم هستم
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry. سپس او [زن] از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
I'm really looking forward to the weekend. من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
steady فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadies فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadiest فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
My only problem is money . تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
I am prepared for any eventuality. برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
iam so tired that i cannot eat چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
steadying فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadied فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
No one sent me, I am here on my own account. هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
I very much look forward to meeting you soon. من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
I'm old enough to take care of myself. من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
I'm dying to know what happened. خیلی هیجان زده هستم که بشنوم چه اتفاقی افتاده.
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger. من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
salvos در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
Can you show me on the map where I am? آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
popeye در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
spitting در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
holding در رهگیری هوایی اعلام اینکه من در وضعیت فرمان داده شده باقی هستم دستور جدیدبدهید
how much do i owe you چقدر بشما بدهکار هستم چقدرباید بشما بدهم چقدرطلب شمامیشود
I´m as hungry as a horse. آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
pounce در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
feet wet من روی هدف دریایی هستم هواپیمای رهگیر یا مامورپشتیبانی مستقیم روی دریاست
i suffer from headache سردرد دارم دچار سردرد هستم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com