Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (1 milliseconds)
English
Persian
I am not worried about it.
من در موردش نگران نیستم.
Other Matches
Don't worry about it!
<idiom>
در موردش نگران نباش!
a hot potato
<idiom>
[بحث داغ که خیلی از مردم در موردش صحبت میکنند و مورد جدال هست]
i am not of his mind
نیستم
i am only middling
بد نیستم
i am not good at sums
نیستم
iam pretty well
بد نیستم
non placer
موافق نیستم
i am not a with him
با او اشنا نیستم
I am in the dark. Iam not in the picture.
من در جریان نیستم
That's not my province.
من مسئول آن نیستم.
Not my department.
<idiom>
من مسئول نیستم.
I am not your maid.
نوکرت که نیستم.
I'm not worth it.
من در حد اون نیستم.
uptight
نگران
agog
نگران
perturbed
نگران
apprehensive
نگران
agag
نگران
agaze
نگران
anguished
نگران
i am unwilling to go
مایل نیستم بروم
but don't hold me to it
[idiom]
ولی مطمئن نیستم
I am not as mad as all that .
آنقدها هم دیوانه نیستم
i am unused to that noise
من به ان صدا اشنا نیستم
i do not belong here
من اهل اینجا نیستم
I wasn't born yesterday.
<idiom>
من بی تجربه نیستم !
[اصطلاح]
i am unwilling to go
راضی نیستم بروم
I'm uneasy about it.
من باهاش راحت نیستم.
worries
نگران کردن
solicitously
مایل نگران
anguish
نگران کردن
bated
مشتاقو نگران
solicitous
مایل نگران
bothers
نگران شدن
Don't worry!
<idiom>
نگران نباش!
bothered
نگران شدن
bother
نگران شدن
never mind
<idiom>
نگران نباش
worked up
<idiom>
عصبانی ،نگران
look for
نگران بودن
shook up
<idiom>
نگران ،ناراحت
bothering
نگران شدن
off-putting
نگران کننده
cark
نگران شدن
worry
نگران کردن
I wasn't born yesterday.
<idiom>
من ساده لوح نیستم !
[اصطلاح]
Such things just dont interest me.
توی این خطها نیستم
I'm not made of money!
<idiom>
من که پولدار نیستم!
[اصطلاح روزمره]
I am not aware of that.
<idiom>
درباره اش آگاه نیستم.
[اصطلاح]
I'm not too keen on it.
<idiom>
من خیلی بهش مشتاق نیستم.
Nothing is further from my mind than marriage .
اصلا" فکر ازدواج نیستم
weigh on/upon
<idiom>
نگران کردن شخص
iam out of practice
چندی است که وارد کار نیستم
I am sceptical. I have my doubts. I am not all optimistic.
من که چشمم آب نمی خورد ( خوشبین نیستم )
To stage political demonstrations.
تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
iam not in prac tice
چندی است وارد کار نیستم
Count me out .
دور مرا خط بکش ( من یکی که نیستم )
I am not much of a cinema-goer.
زیاد اهل سینما ( رفتن ) نیستم
nervous Nelly
آدم همیشه نگران و دلواپس
let the chips fall where they may
<idiom>
نگران نتیجه یک کشف نبودن
Take no thought of the morrow.
نگران فردا
[آینده]
نباش.
jitterbug
آدم همیشه نگران و دلواپس
nervous wreck
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
bundle of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
concern
دلواپس کردن نگران بودن
panicky person
آدم همیشه نگران و دلواپس
concerns
دلواپس کردن نگران بودن
You need spare no expense .
نگران خرج ( مخارج ) آن نباش
bag of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
It doesn't fly with me
[American E]
[colloquial]
من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
That won't work with me!
من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
We were all so anxious about you.
ما همه به خاطر تو اینقدر نگران بودیم.
write off
<idiom>
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
I'm not very hungry, so please don't cook on my account.
من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
I dont smoke at all.
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
to greenwash
نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
to lose sleep over something
[someone]
<idiom>
بخاطر چیزی
[کسی]
نگران بودن ا
[صطلاح روزمره]
greenwash
نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
think nothing of something
<idiom>
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
anguish
غمگین شدن نگران شدن
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com