Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (4 milliseconds)
English
Persian
party
مهمانی
reception
مهمانی
receptions
مهمانی
banquet
مهمانی
banquets
مهمانی
feast
مهمانی
feasted
مهمانی
feasting
مهمانی
feasts
مهمانی
regale
مهمانی
regaled
مهمانی
regales
مهمانی
regaling
مهمانی
entertainment
مهمانی
entertainments
مهمانی
cocktail
مهمانی
cocktails
مهمانی
dinner
مهمانی
dinners
مهمانی
junketing
مهمانی
foy
مهمانی
Other Matches
guest night
شب مهمانی
soiree
مهمانی شب
soirees
مهمانی شب
soirTes
مهمانی شب
rave-up
مهمانی پر سروصدا
barn dances
مهمانی رقص
barn dance
مهمانی رقص
wingding
مهمانی پر سر و صدا
rave-ups
مهمانی پر سروصدا
to throw a party
مهمانی دادن
racquet
مهمانی پرهیاهو
entertain
مهمانی کردن از
entertains
مهمانی کردن از
hen party
مهمانی زنانه
hen parties
مهمانی زنانه
tea party
مهمانی چای
dutch treat
مهمانی دانگی
tea parties
مهمانی چای
kettle of fish
مهمانی دانگی
racket
مهمانی پرهیاهو
racquets
مهمانی پرهیاهو
entertained
مهمانی کردن از
stag
جلسه یا مهمانی مردانه
stags
جلسه یا مهمانی مردانه
feel embarrassed
خجالت کشیدن
[در مهمانی]
feel awkward
خجالت کشیدن
[در مهمانی]
party
مهمانی دادن یارفتن
tea dance
مهمانی چای ورقص
to give an enter tainment
مهمانی دادن یا کردن
infare
مهمانی بمناسبت ورود
dinner jackets
لباس مخصوص مهمانی رسمی
to stand treat
هزینه مهمانی یا سواری رادادن
sticker
[guest]
مهمانی که نمی خواهد برود
potlatch
مهمانی دادن مجلس انس
dinner jacket
لباس مخصوص مهمانی رسمی
She wrecked the party for us.
مهمانی رابه مازهر کرد
We are invited out tonight .
امشب بیرون مهمانی هستیم
loving cup
پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
omnim gatherum
مهمانی که همه کس بدان خوانده شود
acid house party
نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com