English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
defoliants مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
Other Matches
defoliating agent عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
foliage برگ درختان
vinedresser باغبان درختان مو
silva درختان جنگلی
shaw ردیف درختان
bast پوست لیفی درختان
sylva درختان جنگلی یک ناحیه
roble انواع درختان کاج
deforestation قطع درختان جنگلی
cankers یکجورافت درختان میوه
canker یکجورافت درختان میوه
evergreen trees درختان همیشه سبز
metasequoia انواع درختان برگریزکاج
pomona الهه درختان میوه
whitewood درختان چوب سفید
topiary مربوط بارایش وتزئین درختان
acorns میوهء تیرهء درختان بلوط
The trees give a pleasant shade . درختان سایه قشنگه می اندازد
acorn میوهء تیرهء درختان بلوط
logjam انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
wind shake تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
egger یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
woodlot منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
interplant کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
paulownia جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
line out قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
pine barren زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
gutta percha هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
girdler حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
undergrowth بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
a corduroy road جاده باتلاقی [که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
defoliant گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
dendrochronology دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
cutters برنده
cutter برنده
foretooth برنده
incisor tooth برنده
winning برنده
scissile برنده
portative برنده
winnings برنده
vehicles برنده
vehicle برنده
heuristic پی برنده
incisory برنده
deferent برنده
trenchant برنده
mutilator برنده
winner برنده
winners برنده
discoverers پی برنده
incisive برنده
high proof برنده
conductive برنده
cutting برنده
discoverer پی برنده
decisions برنده با امتیاز
achiever از پیش برنده
users بکار برنده
raider یورش برنده
winners برنده بازی
raiders یورش برنده
propelling پیش برنده
gonfalonier برنده پرچم
lacerative برنده یا درنده
resolutive تحلیل برنده
user بکار برنده
victors برنده مسابقه
victor برنده مسابقه
gestatorial برنده پاپ
outpoint برنده با امتیاز
impellor پیش برنده
dark horses برنده غیرمترقبه
perseus برنده سر دیو
persi برنده سر دیو
heiress ارث برنده زن
heiresses ارث برنده زن
highest bidder برنده مزایده
prizer برنده جایزه
winner برنده بازی
booster بالا برنده
matrolinous بارث برنده
propulsive جلو برنده
medalist برنده مدال
boosters بالا برنده
prizewinner برنده جایزه
incisively بطور برنده
impeller پیش برنده
dark horse برنده غیرمترقبه
uplifter بالا برنده
utilizer بکار برنده
deferent بیرون برنده
winning move حرکت برنده
winning position پوزیسیون برنده
dissolvent حل کننده برنده
medallist برنده مدال
edge tool الت برنده
edged tool الت برنده
promoters پیش برنده
promoter پیش برنده
uptake بالا برنده
shoo-in <idiom> برنده مطلق
wearing تحلیل برنده
medalists برنده مدال
cutting head نوک برنده
contenders برنده احتمالی
contender برنده احتمالی
promotor پیش برنده
decision برنده با امتیاز
annihilator از بین برنده
winner of a match برنده مسابقه
medallists برنده مدال
quercetin ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
benefic فایده برنده نیکوکار
bearing capacity قدرت برنده باربرد
Nobel Prize winner برنده جایزه نوبل
emulous رشک برنده طالب
myrmecophilous بهره برنده ازمورچه
Nobel laureate برنده جایزه نوبل
jackpots برنده تمام پولها
benefitical منتفع فایده برنده
emasculatory برنده نیروی مردی
liquidator برچیننده از بین برنده
painstakingly ساعی رنج برنده
chung seung برنده هوگوابی تکواندو
painstaking ساعی رنج برنده
cutler فروشنده الات برنده
limivorous فرو برنده گل ولای
liquidators برچیننده از بین برنده
emasculative برنده نیروی مردی
nonwinner هرگز برنده نشده
backsword شمشیر یک لبهء برنده
decision برنده کشتی با امتیاز
winterer بسر برنده زمستان
won ending اخر بازی برنده
file cutter قسمت برنده سوهان
decisions برنده کشتی با امتیاز
carry the day <idiom> برنده یا موفق شدن
raise the hand بالابردن دست برنده
jackpot برنده تمام پولها
walk all over someone <idiom> براحتی برنده شدن
tump توده درختان واقع بر روی تپه توده
hellward سوی دوزخ بر بدوزخ برنده
scissors چیز برنده قطع کننده
cutting angle سطح برنده تیغه برش
novillero گاوبازی که هنوز برنده نشده
assimilator تحلیل برنده همانند سازنده
hybrid propulation نیروی پیش برنده مختلط
hoong seung برنده هوگو قرمز تکواندو
maiden اسبی که هنوز برنده نشده
gulfs هر چیز بلعنده وفرو برنده
sharp tongued بکار برنده سخنان زننده
To win on points. با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
gulf هر چیز بلعنده وفرو برنده
to scramble a victory بزحمت برنده [پیروز] شدن
to ease to a victory به سادگی برنده شدن [ورزش]
maidens اسبی که هنوز برنده نشده
cupholder برنده گلدان جایزه در مسابقه نهایی
runners-up دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
procrustean بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
dye-remover از بین برنده رنگ [سفید کننده]
waltz off with <idiom> فائق آمدن ،براحتی برنده شدن
runner-up دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
blade قسمت برنده لبههای تیغ دار
runner up دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
open water فاصله مشخص بین برنده ونزدیکترین رقیب
I have not played my trump ( winning ) card . ورق برنده را هنوز رو نکره ام ( بازی نکردم )
shoo in کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
Dudley carpet فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
photo finish استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
maiden race مسابقه بین اسبهایی که هرگز برنده نشده اند
ingestive بشکم برنده وابسته به قورت و بلع دادن خوراک
The tongue is not steel , yet it cuts. <proverb> زبان اگر چه فولاد نیست اما برنده است .
compound helicopter هلی کوپتری که مجهز به سیستم جلو برنده کمکی است
saving قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
head طول سر اسب بعنوان مقیاس فاصله برنده از نفر بعد
free-for-alls اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free-for-all اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
adjudicate تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
material مواد
supplies مواد
provisions مواد
materials مواد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com