Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (34 milliseconds)
English
Persian
mainline
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlined
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlines
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlining
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
Other Matches
shoot up
<idiom>
مواد را از راه تزریق مصرف کردن
narcotic drugs
مواد مخدر
drug trafficker
قاچاقچی مواد مخدر
drug trafficking
قاچاق مواد مخدر
drug addiction
اعتیاد به مواد مخدر
nobbles
نزریق مواد مخدر به اسب
nobbled
نزریق مواد مخدر به اسب
nobbling
نزریق مواد مخدر به اسب
drug pushers
توزیع کنندگان مواد مخدر
nobble
نزریق مواد مخدر به اسب
acid house
نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
to frisk
[a person]
دست روی بدن کسی کشیدن
[در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
hypodermic injection
تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
stuperfacient
مخدر دارویاعامل مخدر
artery
شاهرگ
arteries
شاهرگ
carotidal artery
شاهرگ
carotidal
شاهرگ
syringe
تزریق کردن
syringes
تزریق کردن
injected
تزریق کردن
injects
تزریق کردن
perfuse
تزریق کردن
injecting
تزریق کردن
spraying
تزریق کردن
spray
تزریق کردن
inject
تزریق کردن
sprays
تزریق کردن
sprayed
تزریق کردن
immit
تزریق کردن
aortas
شریان بزرگ شاهرگ
aorta
شریان بزرگ شاهرگ
nervure
رگه اصلی شاهرگ
needle
با سوزن تزریق کردن
needled
با سوزن تزریق کردن
needling
با سوزن تزریق کردن
iodize
یود تزریق کردن
needles
با سوزن تزریق کردن
flame spray
تزریق کردن شعلهای
transfuse
رسوخ یافتن در تزریق کردن در
throwin
در دنده انداختن تزریق کردن
ptomaine
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
instil
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
durable material
مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
transudate
مواد فرانشت شده مواد مترشحه
dye-stuff
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzymes
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
narcotic
مخدر
stupefacient
مخدر
narcitic
مخدر
mineralize
مواد معدنی جمع کردن
drug
داروی مخدر
dopes
ماده مخدر
narcotic
ماده مخدر
drugs
داروی مخدر
drugging
داروی مخدر
drugged
داروی مخدر
narcotics
داروهای مخدر
dope
ماده مخدر
narcitic
داروی مخدر
neurotoxic
مخدر اعصاب
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
cure meat
نمک سود کردن مواد غذایی
stupefier
مخدر تخدیر کننده
dopes
اگاهی داروی مخدر
narcotin
جوهر مخدر افیون
narcotism
اثر داروی مخدر
opiate
مخدر تکسین دهنده
dope
اگاهی داروی مخدر
opiates
مخدر تکسین دهنده
keying material
مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
stupefactive
مخدر دارویاعامل مخدرگیج سازی
to drug somebody
به کسی داروی مخدر دادن
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
lion heart
مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
degreasing
پاک کردن مواد روغنی به وسیله ضد چربی کم کردن چربی
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
target materials
مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
bacteriolysis
مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
grader
ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
low level injection
تزریق کم
mud grouting
تزریق گل
jab
[British]
[colloquial]
تزریق
jab
[colloquial]
تزریق
transfusions
تزریق
sprays
تزریق
shot
تزریق
shots
تزریق
injection
تزریق
intinction
تزریق
transfusion
تزریق
infusions
تزریق
injective function
تزریق
injections
تزریق ها
mud injection
تزریق گل
spray
تزریق
sprayed
تزریق
spraying
تزریق
infusion
تزریق
grout hole
چاه تزریق
grouting galleries
مجاری تزریق
grout curtain
پرده تزریق
drilled grout hole
چاه تزریق
drilled grout hole
سوراخ تزریق
cement grouting
تزریق سیمان
injection of money
تزریق پول
blanket grouting
تزریق سطحی
vaccinophobia
تزریق هراسی
grouting gallery
دالان تزریق
guns
دستگاه تزریق
gun
دستگاه تزریق
blast injection engine
موتور تزریق دم
chemical consolidation
تزریق شیمیایی
grout hole
سوراخ تزریق
chemical grouting
تزریق شیمیایی
spary gun
تلمبه تزریق
injection efficiency
بازده تزریق
perfusion
تزریق وریدی
clay grouting
تزریق خاک رس
fule injection
تزریق سوخت
injector
تزریق کننده
injection grid
شبکه تزریق
pilot injection
تزریق مقدماتی
injection level
سطح تزریق
gas injection
تزریق بنزین
injection point
نقطه تزریق
injector valve
سوپاپ تزریق
injection capacity
فرفیت تزریق
spartter
تزریق کننده
inspirator
تزریق کننده
metal spraying
تزریق فلزی
chemical injection
تزریق شیمیایی
intake well
چاه تزریق
spary gun
پیستوله تزریق
injector
الت تزریق
spartter loss
تلف تزریق
hypo
تزریق زیر جلدی
transfusion
رسوخ تزریق خون
petrol injection motor
موتور تزریق بنزینی
injection timing
تنظیم مقدار تزریق
petrol injection pump
پمپ تزریق بنزین
grouting
تزریق دوغاب سیمان
gas injection method
روش تزریق گاز
injector pump
پمپ تزریق سوخت
hypodermic
تزریق زیر جلدی
grease injector
تزریق کننده گریس
metal spray gun
تلمبه تزریق فلز
fuel injection system
سیستم تزریق سوخت
injection
داروی تزریق کردنی
concrete gun
دستگاه تزریق بتن
hypodermics
تزریق زیر جلدی
jetting tube
لوله تزریق در حفاری
airless solid injection
تزریق بدون کمپرسور
grouted alluvium
ابرفت تزریق شده
transfusions
رسوخ تزریق خون
tamping
بستن مواد مشتعل کننده به دور خرج کیپ کردن خرج
sadden
[مواد افزودنی به پاتیل رنگ جهت تیره کردن رنگ مورد نظر]
transfusable
قابل تزریق در جسم دیگری
transfusible
قابل تزریق در جسم دیگری
hypo
سوزن تزریق زیر جلدی
blast furnace gun
وسیله تزریق کوره بلند
grout stop
اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
insulate
مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulates
مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulating
مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
low level injection efficiency
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
hypodermic
سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
wet take off
برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
hypodermics
سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
hyodermic needle
سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
injector
وسیله تزریق افشانک سوخت پاش
emulsion injection
تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
injection engine
ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
contra injection
تزریق قطرات ریزسوخت درخلاف جهت جریان هوا
wet rating
توان یا تراست بااستفاده ازمکانیزم تزریق اب یا ترکیب اب و متانل
grout curtain
لایه سیمانی تزریق شدهای که در زیر پی سد مانع تراوشات میگردد
slow pill
ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
alumetize
الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
scopolamine
ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
provisions
مواد
material
مواد
materials
مواد
supplies
مواد
air metering force
نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
glacial drift
مواد یخرفته
intromission
مواد الحاقی
testing of materials
ازمایش مواد
producer's goods
مواد تولیدی
printed
مواد چاپی
suspended load
مواد غوطه ور
accessory substances
مواد فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com