Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
cartel
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
cartels
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
Other Matches
cartel
مبادله اسیران جنگی
cartels
مبادله اسیران جنگی
cartel ship
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
executive agreement
موافقتنامه اجرایی موافقتنامه قابل اجرا
potsdom agreement
موافقتنامه پوتسدام موافقتنامه منعقده بین امریکاو شوروی و انگلیس پس ازپایان جنگ جهانی دوم به سال 5491 که در ان سه دولت خط مشی خود را نبست به المان اشغال شده
double coincidence of wants
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
european monetary agreement
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
escry
فریاد و غریو جنگی سردادن نعره جنگی
letter of agreement
موافقتنامه
agreements
موافقتنامه
agreement
موافقتنامه
trade agreement
موافقتنامه تجارتی
administrative approval
موافقتنامه اداری
labor agreement
موافقتنامه کار
commodity agreement
موافقتنامه کالا
gentelmen's agreement
موافقتنامه دوستانه
international date line
خط موافقتنامه بین المللی
interchange
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
clearing agreement
موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
final protocol
مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
warships
کشتی جنگی ناو جنگی
battle drill
مشق جنگی تمرین جنگی
warship
کشتی جنگی ناو جنگی
He closed the door against the peace agreement.
تمام درها را بروی موافقتنامه صلح بست
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
live fire
تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
swap agreement
موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
talks
مبادله
talked
مبادله
talk
مبادله
reciprocation
مبادله
bartered
مبادله
interchanges
مبادله
bater
مبادله
interchanged
مبادله
interchange
مبادله
truck
مبادله
barter
مبادله
bartering
مبادله
barters
مبادله
trade in
مبادله
trade-in
مبادله
trade-ins
مبادله
swapping
مبادله
trucks
مبادله
trucking
مبادله
trucked
مبادله
exchanged
مبادله
exchange
مبادله
exchanging
مبادله
exchanges
مبادله
interchanging
مبادله
exchange rates
نرخ مبادله
truckage
مبادله معامله
rate of exchange
نرخ مبادله
truckage
مبادله جنسی
exchanged
مرکز مبادله
barter
مبادله پایاپای
medium of exchange
وسیله مبادله
swop
مبادله کردن
exchange rate
نرخ مبادله
cambium
محل مبادله
bourse
مبادله بورس
barter
مبادله تهاتری
bartering
مبادله پایاپای
exchange
مرکز مبادله
chaffer
مبادله کردن
reciprocal trading
مبادله متقابل
trade
مبادله کردن
bartering
مبادله تهاتری
trade-ins
مبادله کردن
trade-in
مبادله کردن
exchanges
مبادله پول
trade in
مبادله کردن
barters
مبادله تهاتری
to barter for
مبادله کردن
bartered
مبادله تهاتری
terms of trade
شرایط مبادله
tit for tat
<idiom>
مبادله منصفانه
exchanged
مبادله کردن
exchanged
مبادله پول
foreign exchange
مبادله خارجی
terms of trade
رابطه مبادله
bartered
مبادله پایاپای
barters
مبادله پایاپای
futures exchange
مبادله سلف
traded
مبادله کردن
exchange of notes
مبادله یادداشتها
interchange
مبادله کردن
interchange
مبادله کالا
interchange
با هم مبادله کردن
interchanged
مبادله کردن
interchanged
مبادله کالا
exchanging
مبادله کردن
interchanged
با هم مبادله کردن
interchanges
مبادله کردن
interchanges
مبادله کالا
interchanges
با هم مبادله کردن
exchange value
ارزش مبادله
exchangeable
قابل مبادله
change
تعویض مبادله
inconvertible
مبادله ناپذیر
changed
تعویض مبادله
changes
تعویض مبادله
intercommunicate
مبادله کردن
changing
تعویض مبادله
fire fight
مبادله اتش
exchanger
مبادله کننده
swap
مبادله کردن
swapped
مبادله کردن
swaps
مبادله کردن
swopped
مبادله کردن
swopping
مبادله کردن
swops
مبادله کردن
exchanging
مبادله پول
interchanging
مبادله کردن
interchangeable
قابل مبادله
trafficked
مبادله کالا
value in exchange
ارزش مبادله
traffic
مبادله کالا
exchanges
مرکز مبادله
contract curve
منحنی مبادله
trafficking
مبادله کالا
exchanges
مبادله کردن
exchange
مبادله کردن
commodity exchange
مبادله کالا
exchange of flags
مبادله پرچمها
interchanging
مبادله کالا
exchanging
مرکز مبادله
interchanging
با هم مبادله کردن
traffics
مبادله کالا
exchange
مبادله پول
barter
تهاتر مبادله کالاباکالا
exchangee
چیز مبادله شده
bartered
تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange
معاوضه و مبادله پول
exchange
مبادله کردن تعویض
inside pass
مبادله چوب در امدادی
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
olefin metathesis reaction
واکنش مبادله اولفینی
exchanged
معاوضه و مبادله پول
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
swap out
مبادله کردن به خارج
to spar at each other
مبادله کلام کردن
exchange
صرافی مبادله کردن
exchanged
مبادله کردن تعویض
exchanged
صرافی مبادله کردن
automatic data handling
سیستم مبادله خودکاراطلاعات
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
lay to
مبادله ضربات کردن
barters
تهاتر مبادله کالاباکالا
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
data interchange format file
فایل با فرمت مبادله
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
bartering
تهاتر مبادله کالاباکالا
swap in
مبادله کردن به داخل
changes
پول خرد مبادله
exchanging
صرافی مبادله کردن
exchanging
مبادله کردن تعویض
exchange rate
نرخ مبادله ارز
exchange rates
نرخ مبادله ارز
exchanging
معاوضه و مبادله پول
takeovers
مبادله چوب امدادی
takeover
مبادله چوب امدادی
trade
مزاحمت مبادله کالا
changing
پول خرد مبادله
exchanges
معاوضه و مبادله پول
exchanges
مبادله کردن تعویض
changed
پول خرد مبادله
change
پول خرد مبادله
exchanges
صرافی مبادله کردن
traded
مزاحمت مبادله کالا
american standard
کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
commmute
تغییر دادن مبادله کردن
dif
فایل قالب مبادله داده ها
redemption
مبادله اوراق بهادار با پول
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
automatic digital network
شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
automatic data handling
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
fixed exchange rate
نرخ مبادله ثابت ارز
sprint pass
مبادله نامرئی چوب امدادی
dogfights
سگ جنگی
battle line
خط جنگی
scrapper
جنگی
dogfight
سگ جنگی
service
جنگی
martial
جنگی
bristly
جنگی
tactical
جنگی
fighting
جنگی
warlike
جنگی
tactically
جنگی
martin
جنگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com