English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (9 milliseconds)
English Persian
private enterprises موسسات خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
Search result with all words
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
Other Matches
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
thrift institutions موسسات پس انداز
public institutions موسسات عمومی
public enterprises موسسات عمومی
nonprofit enterprises موسسات غیر انتفاعی
investment institutions موسسات سرمایه گذاری
government enterprise موسسات تولیدی دولتی
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
state aid کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
regional agency موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
corody لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
investors کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
investor کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
pluralism عقیده مبتنی برلزوم دخالت کلی و عملی موسسات و مجامع غیر دولتی در امر اداره مملکت
food and agricultural organization از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
personal خصوصی
informal خصوصی
necessary house خصوصی
off the record <idiom> خصوصی
privates خصوصی
private line خط خصوصی
jackes خصوصی
subrosa خصوصی
private خصوصی
pillow talk حرفهای خصوصی
subjective فاعلی خصوصی
private talk صحبت خصوصی
privy خصوصی محرمانه
relator شاکی خصوصی
relator مدعی خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
in petto بطور خصوصی
Citizens' Band باند خصوصی
passkey کلید خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private saving پس انداز خصوصی
semiprivate نیمه خصوصی
special relativity نسبیت خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
quasi private شبه خصوصی
private اختصاصی خصوصی
private ownership مالکیت خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private debt بدهی خصوصی
private deed سند خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
private benefits منافع خصوصی
private law حقوق خصوصی
private company شرکت خصوصی
proprietary company شرکت خصوصی
paticular خصوصی بابت
privately leased line خط اجارهای خصوصی
private treaty معامله خصوصی
praivate ownership مالکیت خصوصی
private agreement قرارداد خصوصی
private employees کارکنان خصوصی
off the record محرمانه و خصوصی
very own <adj.> خصوصی [شخصی]
tutor معلم خصوصی
tutored معلم خصوصی
tutors معلم خصوصی
closet گنجه خصوصی
closeted گنجه خصوصی
closeting گنجه خصوصی
closets گنجه خصوصی
personal منقول خصوصی
apsidiole نیایشگاه خصوصی
camarin نیایشگاه خصوصی
off-the-record محرمانه و خصوصی
backstage محرمانه خصوصی
casket نامه خصوصی
caskets نامه خصوصی
privates اختصاصی خصوصی
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
extra tuition تدریس خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
privatizing خصوصی کردن
privatizes خصوصی کردن
privatized خصوصی کردن
private enterprise شرکت خصوصی
privatised خصوصی کردن
private enterprise عمل خصوصی
private eyes کارآگاه خصوصی
private eye کارآگاه خصوصی
private school اموزشگاه خصوصی
private schools اموزشگاه خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
privately بطور خصوصی
party lines خط خصوصی تلفن
privatising خصوصی کردن
party line خط خصوصی تلفن
privatization خصوصی کردن
privatize خصوصی کردن
privatises خصوصی کردن
private sector بخش خصوصی
behind the stage <adj.> <adv.> خصوصی [اصطلاح مجازی]
sitting in camera جلسه خصوصی دادگاه
to be privately insured بیمه خصوصی داشتن
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
to give private lessons درس خصوصی دادن
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
special theory of relativity نظریه نسبیت خصوصی
private rate of return نرخ بازده خصوصی
tutors درس خصوصی دادن به
backside عقب هر چیزی خصوصی
tutorial درس خصوصی دادن به
curtain lecture صحبتهای خصوصی زن وشوهر
jurists متخصص حقوق خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
tutor درس خصوصی دادن به
jurist متخصص حقوق خصوصی
pbx تبادل انشعاب خصوصی
tutored درس خصوصی دادن به
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
backsides عقب هر چیزی خصوصی
principle of exclusion در مورد کالاهای خصوصی
tutorials درس خصوصی دادن به
personal staff ستاد خصوصی فرمانده
with average شامل خسارات خصوصی وجزئی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
objectives علمی و بدون نظر خصوصی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
objective علمی و بدون نظر خصوصی
To have selfish motives . to have an axe to grind. غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
palor اطاق برای گفتگو خصوصی
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
offstage خارج از صحنه نمایش درزندگی خصوصی
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
to keep one's feet on the ground <idiom> علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
to tutor somebody in English به کسی درس خصوصی در زبان انگلیسی دادن
privilege cab درشگه کرایهای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد
behind the scenes در پشت پرده دارای اطلاعات خصوصی یا خارجی
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
pabx Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
qui tam action دعوی کیفری که واجد جنبه عمومی و خصوصی باشد
toll traverse وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
eminent domain قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
introducing شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduced شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
introduce شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduces شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
crowding out effect نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
Big Brother دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
Internet می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
blind dialling توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
led یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
condemnations ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
denationalization تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
I was tipped off . به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
conflict of lows در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
pin money وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
communications stallite corporation یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
ISP شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
privacy قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
trusts تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusted تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
firewall سیستم امنیتی سخت افزار یا نرم افزار بین سرور یا اینترنیت و اینترنت عمومی . سیستم اجازه عبور اطلاعات به اینترنت را میدهد ولی داده ورودی را بررسی میکند پیش از ارسال آن به سرور خصوصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com