Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (8 milliseconds)
English
Persian
trigonal bipyramidal molecule
مولکول دو هرمی مثلث القاعده
Other Matches
square pyramidal molecule
مولکول هرمی مربع القاعده
trigonal bipyramid
دو هرمی مثلث القاعده
trigonal pyramid
هرم مثلث القاعده
rectangular prism
منشور مستطیل القاعده
square pyramid
هرم مربع القاعده
pentagonal pyramid
هرم مخمس القاعده
rectangular antiprism
ضد منشور مستطیل القاعده
bipyramidal
دو هرمی
pyramidal
هرمی
pyramidical
هرمی
pyramidic
هرمی
pyramidalization
هرمی شدن
pyramidal area
ناحیه هرمی
pyramidal structure
ساختار هرمی
pyramidal tracts
رشتههای هرمی
molecules
مولکول
molecule
مولکول
acrocephaly
جمجمهء هرمی شکل
needled
ستون هرمی شکل
needles
ستون هرمی شکل
needling
ستون هرمی شکل
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
acrocephalia
جمجمهء هرمی شکل
needle
ستون هرمی شکل
hollow square
[گچ بری هرمی رومی]
quasi molecule
شبه مولکول
monoatomic molecule
مولکول تک اتمی
linear molecule
مولکول خطی
homomolecule
جور مولکول
gram molecule
مولکول گرم
macromolecule
درشت مولکول
gaint molecule
درشت مولکول
mole
مولکول گرم
nonpolar molacule
مولکول ناقطبی
diatomic molecule
مولکول دو اتمی
atomicity
تعداداتمهای یک مولکول
asymmetric molecule
مولکول بی تقارن
moles
مولکول گرم
polar molecule
مولکول قطبی
gramme molecule
مولکول گرم
replicating molecule
مولکول همتاساز
aguilla
[ستون هرمی شکل سنگی]
acrocephalic
دارای جمجمهء هرمی شکل
obelisks
ستون هرمی شکل سنگی
obelisk
ستون هرمی شکل سنگی
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
homoatomic molecule
مولکول جور اتم
tringular planar molecule
مولکول سه گوش مسطح
polyatomic molecule
مولکول چند اتمی
semipolar molecule
مولکول نیم قطبی
heteroatomic molecule
مولکول ناجور اتم
trigonal planar molcule
مولکول مسطح مثلثی
gram moleculare weight
وزن مولکول گرم
gram molecular volume
حجم مولکول- گرم
macromolecular chemistry
شیمی درشت مولکول
diatomic
دواتمی دارای دو اتم در هر مولکول
dicarbopylic
دارای دو اتم کاربوکسیل در هر مولکول
homonuclear diatomic molecule
مولکول دو اتمی جور هسته
ziggurat
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikyrat
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikkurat
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zoisite
دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
sea anchor
وسیله هرمی شکل یا چتربرزنتی که به دنبال قایق بسته میشود تاباد مانع تغییرمسیرنشود
triangulum
مثلث
triangular
مثلث
triangle
مثلث
trianguli
مثلث
triangles
مثلث
trigonous
مثلث
caban
طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
triangulum australe
مثلث جنوبی
spherical triangle
مثلث کروی
wedge formation
ارایش مثلث
spherical triagle
مثلث کروی
trigon
مثلث سه گوش
voltage triangle
مثلث ولتاژها
area of a triangle
مساحت مثلث
v connection
اتصال مثلث
three square
بشکل مثلث
triangle of forces
مثلث نیروها
triangular brass bead
مثلث برنج
triangulation
مثلث بندی
triangularization
مثلث بندی
thin boards for inlaid work
لای مثلث
impedance triangle
مثلث ناگذرایی
impedance triangle
مثلث مقاومت ها
astronomical triangle
مثلث نجومی
maxwell triangle
مثلث ماکسول
triangular
بشکل مثلث
delta wing
بال مثلث
leg of mutton
مثلث شکل
delta connection
اتصال مثلث
pyramiding
سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
impedance triangle
مثلث اتصال کوتاه
trig point
ایستگاه مثلث بندی
trig point
نقاط مثلث بندی
triangulation web
شبکه مثلث بندی
delta connection
سیم پیچ مثلث
delta winding
سیم پیچ مثلث
v ring
مثلث شکاف درجه
double delta connection
اتصال مثلث دوبل
triangulation
مثلث بندی کردن
triangulation station
ایستگاه مثلث بندی
cross bracing
مهاربندی بشکل مثلث
right angled triangle
مثلث قائم الزاویه
right triangle
مثلث راست گوشه
open delta connection
اتصال مثلث باز
aiming group
دستگاه مثلث گیری
color triangle
مثلث رنگ نما
maxwell triangle
مثلث رنگ ماکسول
staphyloma
تحدب مثلث قرنیه
star delta switch
کلید ستاره مثلث
aiming group
عوامل مثلث گیری
equilateral triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
equiangular triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
incircle
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
inscribed circle
[of a triangle]
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
right triangle
مثلث راست گوشه
[ریاضی]
right triangle
مثلث قایم الزاویه
[ریاضی]
hypotenuses
وتر مثلث قائم الزاویه
legs
ساق مثلث قائم الزاویه
hypotenuse
وتر مثلث قائم الزاویه
leg
ساق مثلث قائم الزاویه
triangle exercise
تمرین مثلث گیری درتیراندازی
triangle exercise
کار با مثلث قلق گیری
triangulation
مثلث روی شاه شطرنج
triangulation survey
نقشه برداری به روش مثلث بندی
hexagram
شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
wedged
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedges
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedge
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedging
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
triangulation
روش مثلث بندی در نقشه برداری
triangulate
سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
delta voltage
ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
three square
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
isosceles triangle
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangles
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
tirm oval
پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tessellate
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com