English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
electron transfer mechanism مکانیسم انتقال الکترون
Other Matches
electron transition انتقال الکترون
transmission electron micrograph ریزنگار انتقال الکترون
chemical horn مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
mechanism مکانیسم
mechanisms مکانیسم
indeterminate change of station انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
firing mechanism مکانیسم اتش
antisubmarine action مکانیسم ضد زیردریایی
counter mechanism مکانیسم شمارشگر
antifriction device مکانیسم ضد اصطکاک
defense mechanism مکانیسم دفاعی
feedback mechanism مکانیسم بازخوری
adjustment mechanism مکانیسم سازگاری
cintrol mechanism مکانیسم کنترل
breech mechanism مکانیسم کولاس
associative mechanism مکانیسم تجمعی
market mechanism مکانیسم بازار
dissociative mechanism مکانیسم تفکیکی
print engine مکانیسم چاپ
delay arming مکانیسم تاخیری
electronic funds transfer انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
servomechanism مکانیسم فرمان یار
sour grapes mechanism مکانیسم ناچیز انگاری
combination influence مکانیسم عامل مرکب
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
firing stop mechanism مکانیسم ضامن اتش
firing mechanism چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
direct action مکانیسم عمل مستقیم درماسوره ها
transferring انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfer انتقال دادن نقل کردن انتقال
baseband transmission روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
transfer processing امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
upload انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
signalled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
xmodem یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signal 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer rate نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle کفچه انتقال چمچمه انتقال
genetics واختلاف موجودات و مکانیسم انان در اثر توارث بحث میکند نسل شناسی
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
sense probe مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
electron الکترون
traced رد الکترون
electron donor الکترون ده
trace رد الکترون
electrons الکترون
negatron الکترون
isoelectronic هم الکترون
traces رد الکترون
coelectron هم الکترون
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
electron flow سیلان الکترون ها
electron avalanche بهمن الکترون
electron focusing تمرکز الکترون
conduction electron الکترون رسانایی
electron injector الکترون افکن
electron jump پرش الکترون
mass of the electron جرم الکترون
electron acceleration شتاب الکترون
electron flow فلوی الکترون
electron beam شعاع الکترون
electron energy کارمایه ی الکترون
photo electron الکترون نوری
electron energy انرژی الکترون
conduction electron الکترون رسانش
density of electron چگالی الکترون
electron exchange تبادل الکترون
emission صدور الکترون
emissions صدور الکترون
electron multiplier افزاینده الکترون
electroneutrality الکترون خنثایی
electron orbit مسیرگردش الکترون
nonbonding electron الکترون ناپیوندی
electron spin تنیدگی الکترون
nuclear electron الکترون هسته
odd electron الکترون منفرد
outer shell electron الکترون رسانایی
electron shell پوسته الکترون
electron recoil بازگشت الکترون
outer shell electron الکترون بیرونی
secondary electron الکترون ثانوی
electron trajectory مسیر الکترون
electron acceptor الکترون پذیر
electron volt الکترون ولت
electron pair زوج الکترون
electron mass جرم الکترون
electron tube لوله الکترون
electron transition عبور الکترون
electron acceptor پذیرنده الکترون
electron affinity الکترون خواهی
charge of the electron بار الکترون
electron decay تجزیه الکترون
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
electronic concentration غلظت الکترون
free electron الکترون غیرپیوندی
electron decay اضمحلال الکترون
electron beam باریکه الکترون
electron deceleration دیرکرد الکترون
electron conduction هدایت الکترون
concentration of electron چگالی الکترون
high energy electron الکترون پر انرژی
electron concentration غلظت الکترون
valence electron الکترون والانس
bound electron الکترون بسته
primary electron الکترون اولیه
electron capture الکترون گیراندازی
initiating electron الکترون اغازگر
electron charge بار الکترون
inner shell electron الکترون درونی
electron spin اسپین الکترون
isoelectronic ions یونهای هم الکترون
free electron الکترون ازاد
lone electron الکترون تنها
electron emission صدور الکترون
valence electron الکترون فرفیت
electron beam اشعه الکترون
electron beam پرتو الکترون
electron emitter منبع الکترون
electron emmission انتشار الکترون
photo electron فوتو الکترون
electrophile الکترون دوست
electron drift رانش الکترون
valence electron الکترون رسانایی
electron donor دهنده الکترون
electron diffraction خمیدگی الکترون
electron distribution پخش الکترون
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
secondary electron emission پیل ثانویه الکترون
electron paramagnetic resonance رزونانس پارامغناطیسی الکترون
electrophilic attack حمله الکترون دوستی
delocalized electron الکترون غیر مستقر
rest mass of the electron جرم ساکن الکترون
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
electrophilic reagent واکنشگر الکترون دوست
electron accelerator شتاب دهنده الکترون
electron transit time زمان عبور الکترون
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
electron pairing زوج شدن الکترون
electron pair bond پیوند زوج الکترون
outer shell electron الکترون لایه بیرونی
free electron model الگوی الکترون ازاد
linear accelerator شتابده خطی الکترون
electron pair زوج الکترون حفره
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
free electron gas گاز الکترون ازاد
electron orbit مدار گردش الکترون
electron multiplier فزون ساز الکترون
electron gun لوله پرتاب الکترون
lone pair electron زوج الکترون تنها
unpaired electron الکترون جفت نشده
electron spin resonance رزونانس اسپین الکترون
electron deceleration کندی حرکت الکترون
supressor grid شبکه الکترون بند
elementary charge بار الکترون [فیزیک]
bonding electron pair زوج الکترون پیوندی
lone pair electron زوج الکترون ناپیوندی
electron capture detector اشکارساز الکترون گیراندازی
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron charge mass ratio چگالی بار الکترون
electrophilic aromatic substitution استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electrosensitive چاپ با کاغذ حساس به الکترون
pictures حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
photon تنها یک الکترون تابش شود
picture حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron releasing substituent گروه استخلافی الکترون دهنده
Electron paramagnetic resonance [EPR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
electron spin resonance [ESR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
electron withdrawing substituent گروه استخلافی الکترون کشنده
quasi free electron theory نظریه الکترون شبه ازاد
picturing حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
actuator محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow قاعده چپگرد برای جریان الکترون
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
franklin [Fr] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
statcoulomb [statC] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
right hand rule for electron flow قاعده راست گرد برای جریان الکترون
electron beam رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
photoemission خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
klystron لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
beams حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com