English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
fuel endurance میزان تکافوی سوخت
Other Matches
turbofan موتوری با میزان سوخت معین که تراست بیشتری نسبت توربوجت ایجاد میکند
what state در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
air metering force نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
bipropellant سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و اکسیدکننده
atomisers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomizer سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomizers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
charge جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
charges جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
bond albedo نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
tunes میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
tips باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
self adjusting بخودی خود میزان شونده خود میزان
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
depth contour خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
fuelling سوخت
combustion سوخت
dissimilation سوخت
fuels سوخت
propellants سوخت
fuelled سوخت
catabolism سوخت
fueled سوخت
fuel سوخت
power fuel سوخت
stoker سوخت
propellant سوخت
burner frame سوخت
firing سوخت
gasoline سوخت
firemen سوخت گیر
refueled سوخت گیری
refuel سوخت گیری
firemen سوخت انداز
fireman سوخت گیر
refueling سوخت گیری
fireman سوخت انداز
tankers مخزن سوخت
tanker مخزن سوخت
atomizers سوخت افشان
atomizer سوخت پاش
atomizer سوخت افشان
atomisers سوخت پاش
atomisers سوخت افشان
burner سوخت پاش
stoke سوخت ریختن در
stoked سوخت ریختن در
metabolisms سوخت و ساز
metabolisms سوخت وساز
metabolism سوخت و ساز
burners سوخت پاش
metabolism سوخت وساز
stoking سوخت ریختن در
stokes سوخت ریختن در
solid fuel سوخت جامد
ion burn یون سوخت
gas fuel سوخت گازی
fule pump تلمبه سوخت
fule pump پمپ سوخت
fule injection تزریق سوخت
fuel tap شیر سوخت
fuel tank مخزن سوخت
fuel storage انبار سوخت
fuel pump پمپ سوخت
fuel meter سوخت سنج
fuel manifold چندراهی سوخت
fuel injection سوخت رسانی
it excited my pity دلم سوخت
liquid fuel سوخت مایع
The house burned down . خانه سوخت
thickened fuel سوخت جامد
stoker سوخت انداز
solid propellant سوخت جامد
rocket fuel سوخت موشک
rocket fuel سوخت راکت
raw fuel سوخت خام
oil firing سوخت روغنی
motor fule سوخت موتوری
metabolical سوخت وسازی
liquid propellant سوخت مایع
fuel grade درجه سوخت
avgas سوخت طیاره
octane سوخت ماشینی
feeders سوخت رسان
feeder سوخت رسان
fossil fuels سوخت سنگوارهای
fossil fuel سوخت سنگوارهای
fueling سوخت گیری
metabolic سوخت و سازی
fuel consumption مصرف سوخت
tank ماشین سوخت
refuels سوخت گیری
refuelling سوخت گیری
aviation fuel سوخت هواپیما
bulk petroleum سوخت مخزنی
carburator سوخت رسان
fuel gas سوخت گازی
fuel filter صافی سوخت
fuel engineering مهندسی سوخت
fuel economy اقتصاد سوخت
fuel air pump بوستر سوخت
fire teazer سوخت انداز
firer سوخت انداز
feed tank مخزن سوخت
domestic fuel سوخت خانگی
colloidal propeller سوخت کلوئیدی
chemical fuel سوخت شیمیایی
refuelled سوخت گیری
fuel سوخت دادن
fuels سوخت موتور
fuels سوخت دادن
fuel سوخت موتور
jets سوخت پاش
jetted سوخت پاش
fueled سوخت دادن
atomizers سوخت پاش
jetting سوخت پاش
fuelling سوخت موتور
choked دریچه سوخت
jet سوخت پاش
fuelled سوخت موتور
choke دریچه سوخت
fuelling سوخت دادن
fuelled سوخت دادن
chokes دریچه سوخت
fueled سوخت موتور
refuels تجدید سوخت کردن
refuelling تجدید سوخت کردن
fuelling سوخت گیری کردن
refuelling سوخت گیری کردن
refuels سوخت گیری کردن
throttled دستگاه کنترل سوخت
throttles دستگاه کنترل سوخت
throttling دستگاه کنترل سوخت
unusable fuel سوخت غیرقابل استفاده
throttle دستگاه کنترل سوخت
fuels سوخت گیری کردن
liquid propellant سوخت مایع موشک
refuelled سوخت گیری کردن
refuel سوخت گیری کردن
refuel تجدید سوخت کردن
diergolic سوخت مایع ثابت
firing عمل سوخت دادن
One must suffer in silence. باید سوخت وساخت
fueled سوخت گیری کردن
fuelled سوخت گیری کردن
refueled تجدید سوخت کردن
refueled سوخت گیری کردن
refuelled تجدید سوخت کردن
injector nozzle نازل سوخت پاش
fuel سوخت گیری کردن
injector pump پمپ تزریق سوخت
feeder vessel کشتی سوخت رسان
feed pump پمپ سوخت رسانی
refueling تجدید سوخت کردن
refueling سوخت گیری کردن
fuel control unit واحد کنترل سوخت
breeder rocket راکت سوخت ساز
burner nozzle نازل سوخت پاش
specific fuel consumption مصرف سوخت ویژه
air/fuel ratio نسبت هوا به سوخت
spray carburetor کاربراتور سوخت پاش
fuel tank vent هواکش تانک سوخت
fuel supply pump پمپ سوخت رسانی
fuel supply line لوله سوخت رسانی
fuel reserve tank مخزن ذخیره سوخت
bunkering دخیره سوخت در کشتی
i felt sorry for him دلم برایش سوخت
gasoline gels سوخت تغلیظ شده
regenerative gas firing سوخت گازی رژنراتیو
hypergolic fuel سوخت فوق حساس
basal metabolism سوخت و ساز پایه
baf ضریب تعدیل سوخت
What can't be cured must be endured. <idiom> باید سوخت و ساخت.
i fell pity for him دلم برایش سوخت
bunker adjustment factor ضریب تعدیل سوخت
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
fuel injection system سیستم تزریق سوخت
oilking متصدی سوخت و اب کشتی
thickened fuel سوخت تغلیظ شده
peptized fuel سوخت تغلیظ شده
to mend the fire سوخت به اتش رساندن
natural gas firing سوخت گاز طبیعی
fuel endurance قدرت پایداری سوخت
metabolic reaction واکنش سوخت و سازی
liquid rocket راکت سوخت مایع
overfeed زیاد سوخت رساندن به
powdered coal firing سوخت خاک ذغال
stoker متصدی سوخت کوره
Her face was sun-burnt. صورتش درآفتاب سوخت
stokehold محل سوخت ریزی
popped سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
basal metabolic rate اهنگ سوخت و ساز پایه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com