English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (6 milliseconds)
English Persian
dipsomania میل مفرط به نوشابههای الکلی
Other Matches
off-licence فروشگاه نوشابههای الکلی
off-licences فروشگاه نوشابههای الکلی
temperance طرفداری از منع نوشابههای الکلی خودداری
dipsomaniac کسیکه میل مفرط بنوشابههای الکلی دارد
prohibitionism طرفداری از حکم منع فروش نوشابههای الکی
thorough going مفرط
extravagant مفرط
intensive مفرط
extreme مفرط
excessive مفرط
furor عشق مفرط
exorbitantly بطور مفرط
hydromania میل مفرط به اب
overcompensation جبران مفرط
overprotection حمایت مفرط
overuse استعمال مفرط
profound interest میل مفرط
belle indifference بی اعتنایی مفرط
hypercritical مفرط در انتقاد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
hypercritically از روی انتقاد و مفرط
To be exhausted. از پا افتادن ( خستگی مفرط )
boisterous مفرط بلند وناهنجار
inordinate مفرط غیر معتدل
mania for nunting عشق مفرط بشکار
raged میل مفرط خشمناک شدن
rages میل مفرط خشمناک شدن
rage میل مفرط خشمناک شدن
oenomania میل مفرط به نوشابه ها یا الکی
overly به طور مفرط فزون کارانه
thrashing مقدار مفرط حرکت صفحات ازحافظه ثانوی به حافظه داخلی
lushest الکلی
alcoholics الکلی
alcoholic الکلی
lushes الکلی
lusher الکلی
lush الکلی
alcoholic intoxication مسمومیت الکلی
liquor مشروب الکلی
alcoholic fermentation تخمیر الکلی
an alcoholic liquor نوشابه الکلی
alcoholic paranoid پارانوئید الکلی
jimjams هذیان الکلی
spirit مشروبات الکلی
dipsomania جنون الکلی
boozing مشروب الکلی
dt's هذیان الکلی
non-alcoholic <adj.> غیر الکلی
boozed مشروب الکلی
boozes مشروب الکلی
spiriting مشروبات الکلی
spirits مشروبات الکلی
spirit thermometer دماسنج الکلی
liquors مشروب الکلی
delirium tremens جنون الکلی
alcohol burner چراغ الکلی
alcohol lamp چراغ الکلی
spirit lamp چراغ الکلی
alcohol thermometer دماسنج الکلی
booze مشروب الکلی
soda pop نوشیدنی غیر الکلی
alcoholic psychosis روان پریشی الکلی
soft drink نوشیدنی غیر الکلی
john barleycorn مشروب الکلی خانگی
alcohol هرنوع مشروبات الکلی
soft drinks نوشیدنی غیر الکلی
frutex شراب شربت الکلی
stimulant مشروب الکلی انگیزه
firewater نوشابه الکلی قوی
acute alcoholic intoxication مسمومیت حاد الکلی
delirium tremens روان اشفتگی الکلی
alcoholic blackout یاد زدودگی الکلی
alcoholic hallucinosis توهم زدگی الکلی
alcoholic dementia زوال عقل الکلی
soft drink نوشابه غیر الکلی
stimulants مشروب الکلی انگیزه
nonalcoholic drinks نوشیدنی های غیر الکلی
bone dry کسی که لب به مشروب الکلی نمیزند
drinker’s nose آدم الکلی [اصطلاح روزمره]
red-nose آدم الکلی [اصطلاح روزمره]
boozer's nose آدم الکلی [اصطلاح روزمره]
abstinence ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
abstemious مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
ginger ale نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
teetotaler طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
swizzle انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
swats ابجو تازه انگلیسی مشروب الکلی
teetotaller طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
teetotallers طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
boozing مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozes مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
eye water خلط چشم یکجورنوشابه الکلی که انرامیگویند
boozed مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
ratafee مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
booze مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
ginger ales نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
speakeasy محل فروش مشروبات الکلی قاچاق
ratafia مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
apTritif نوشیدنی الکلی که قبل از غذا نوشیده میشود
bone dry جایی که نوشیدن مواد الکلی در آن قدغن است
acrasy بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
soda water مشروب غیر الکلی گاز دار لیموناد
rosolio یکجور شربت الکلی یانوشابه نیرو بخش
tom collins نوعی مشروب الکلی مرکب ازجین واب وغیره
jake leg فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
aperitif نوشابهء الکلی که بعنوان محرک اشتها قبل از غذامی نوشند
acnerosacea ورم و سرخی صورت وبینی در اثر افراط در صرف مشروبات الکلی
mead نوشابه الکلی مرکب از عسل واب ومالت وماده مخمر شهد اب
chaser آب میوه یا آبجو [ یا نوشیدنی کم الکلی] که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
etna فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com