English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English Persian
lemur میمون پوزه دار میمون لمور
lemurs میمون پوزه دار میمون لمور
Other Matches
mongoose میمون پوزه دراز
lemurs میمون پوزه دارماداگاسکار
mongooses میمون پوزه دراز
lemur میمون پوزه دارماداگاسکار
pygmy میمون
monkeys میمون
propitious میمون
ape میمون
monkey میمون
jackanapes میمون
simian میمون
aped میمون
aping میمون
pygmies میمون
pigmies میمون
snapdrayon گل میمون
snapdragons گل میمون
snapdragon گل میمون
apes میمون
guenon میمون دم درازافریقایی
colugo میمون جهنده
baboonery میمون صفتی
apishness میمون صفتی
apelike میمون مانند
hokeypokey میمون صفتی
pithecoid شبه میمون
monkeyishness میمون صفتی
monkeyish میمون صفت
monkey's fist مشت میمون
simian میمون مانند
chimpanzees میمون ادم وار
great ape میمون ادم وار
tarsier میمون شبگرد هندی
orangutan میمون درختی برنئوسوماترا
orangoutang میمون درختی برنئوسوماترا
monkey fist گره پنجه میمون
chimpanzee میمون ادم وار
zany مقلد میمون صفت
simian بوزینه شبیه میمون
rhesuses میمون دم کوتاه هندی.
gibbons میمون دراز دست
apes میمون انسان نما
gibbon میمون دراز دست
aping میمون انسان نما
rhesus میمون دم کوتاه هندی.
aped میمون انسان نما
anthropoid میمون ادم نما
anthropoids میمون ادم نما
ape میمون انسان نما
macaca نوعی میمون دنیای قدیم
gorillas بزرگترین میمون شبیه انسان
baboons یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
gorilla بزرگترین میمون شبیه انسان
macaque نوعی میمون دنیای قدیم
pithecanthrope برزخ میان انسان و میمون
baboon یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
apery میمون صفتی کارهای بوزینه وار
cynocephalus [مجسمه حیوانی با بدن میمون و سری شبیه سگ]
homo جانورانی که انسان وانواع میمون ها نیز جزو ان بشمارمیروند
grivet نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
pithecanthropus انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
larkspur [نوعی گل میمون که در تهیه رنگ های گیاهی خصوصا زرد و بنفش بکار می رود.]
flavonal dyes فلاون [مجموعه ای از رنگینه های زرد که از گیاهان مختلفی همچون زردچوبه، میمون و اسپرک بدست آمده و ریشه آنها از ترکیب کیتون می باشد.]
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
pteropus شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
nuzzled با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzles با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzling با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzle با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
soricine موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
beaks پوزه
beak پوزه
ice foot یخ پوزه
nose پوزه
muzzle پوزه
muzzled پوزه
snout پوزه
snouts پوزه
muzzling پوزه
noses پوزه
muzzles پوزه
muzzles پوزه بند
snouts پوزه زدن به
snouts پوزه درازجانور
snoutish پوزه وار
snouty پوزه وار
rostra منقار پوزه
snout پوزه زدن به
snout پوزه درازجانور
rostrum منقار پوزه
rostrums منقار پوزه
muzzle پوزه بند
muzzle پوزه بندزدن
proboscis پوزه دراز
muzzling پوزه بند
muzzles پوزه بندزدن
nozzle پوزه دهانک
routs با پوزه کاویدن
proboscises پوزه دراز
muzzled پوزه بندزدن
nozzles پوزه دهانک
muzzled پوزه بند
routed با پوزه کاویدن
rout با پوزه کاویدن
neb پوزه دهان
nosepiece پوزه بند
barnacle پوزه بند
muzzling پوزه بندزدن
barnacle پوزه بند یامهاراسب
mygale موش پوزه دراز
snoozle پوزه بخاک مالیدن
unmuzzle پوزه بند را باز کردن
gags پوزه بند بستن محدود کردن
gagging پوزه بند بستن محدود کردن
gagged پوزه بند بستن محدود کردن
gag پوزه بند بستن محدود کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com