Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English
Persian
asemasia
ناتوانی نمادی
asemia
ناتوانی نمادی
Other Matches
logistic
منطق نمادی مربوط به منطق نمادی
symbolic code
کد نمادی
symbolically
نمادی
symbolic
نمادی
symbolic coding
کدگذاری نمادی
symbol stringe
رشته نمادی
binary system
نظام دو نمادی
symbolic code
رمز نمادی
symbolic address
آدرس نمادی
symbolic address
نشانی نمادی
symbolic interpretation
تفسیر نمادی
symbolic language
زبان نمادی
symbolic logic
منطق نمادی
symbolic notation
نشانگذاری نمادی
symbolic parameter
پارامتر نمادی
symbolic processes
فرایندهای نمادی
symbolic representation
بازنمایی نمادی
symbolization
نمادی کردن
vicarious trial and error
کوشش و خطای نمادی
symbolic coding
برنامه نویسی نمادی
symbolic programing
برنامه نویسی نمادی
asthenia
ناتوانی
enfeeblement
ناتوانی
faintness
ناتوانی
flivver
ناتوانی
impotency
ناتوانی
incapability
ناتوانی
incapacitation
ناتوانی
insufficience
ناتوانی
prosternation
ناتوانی
sickliness
ناتوانی
decropitude
ناتوانی
insufficiency
ناتوانی
disabilities
ناتوانی
disability
ناتوانی
failure
ناتوانی
failures
ناتوانی
impotence
ناتوانی
disablement
ناتوانی
inability
ناتوانی
debility
ضعف و ناتوانی
acatamathesia
ناتوانی ادراکی
acalculia
ناتوانی در حساب
intolerance
تعصب ناتوانی
anaphia
ناتوانی بساوشی
reading disability
ناتوانی در خواندن
market failure
ناتوانی بازار
perceptual handicap
ناتوانی ذهنی
amusia
ناتوانی موسیقایی
impotence
ناتوانی جنسی
intolerancy
تعصب ناتوانی
undersexed
دارای ناتوانی جنسی
muffs
ناتوانی در گرفتن توپ
muffing
ناتوانی در گرفتن توپ
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
insolvency
ناتوانی درپرداخت دین
muffed
ناتوانی در گرفتن توپ
scatter arm
ناتوانی در پرتاب یا پاس
acraturesis
ناتوانی در دفع ادرار
impotently
از روی ضعف و ناتوانی
muff
ناتوانی در گرفتن توپ
feebly
از روی ضعف و ناتوانی
decrepitude
حالت ضعف و ناتوانی فرتوتی
Ouroboros
نمادی باستانی که در بسیاری از فرهنگها موجود میباشد و بصورت اژدها یا ماریست که دم خود را می جود.
Elibilinde
[طرحی ترکی در گلیم بافی که نمادی از یک انسان و حالت دست به کمر وی را نشان می دهد.]
yin yang
مرد و زن
[نمادی که در فرش های چینی بکار رفته و مفهوم از دو چیز متضاد را نشان میدهد.]
to invalid a soldier home
سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
blow
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
pick a cherry
ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
blows
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
don't give up the day job
<idiom>
[در مورد کاری خبره نبودن و ناتوانی انجام آن با مهارت]
blow
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blows
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
sainak
سایناک
[نوعی نگاره در فرش های ترکمن که نمادی از شاخ قوچ را نشان میدهد و در حواشی بافته می شود.]
count
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counting
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
fasces
[نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
symbol table
جدول نمادها جدول نمادی
paradise rug
طرح درختی باغ و گل
[در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
mismatch
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
Murghi rugs
فرش های مرغی
[این طرح در فرش های جنوب ایران بیشتر دیده شده و نمادی از مرغ یا خروس را بصورت شکل هندسی نشان می دهد.]
locked in
ناتوانی موج سوار در خروج از موج
peacock
طرح طاووس
[این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com