English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (6 milliseconds)
English Persian
distasteful ناخوش ایند
unpleasant ناخوش ایند
unpleasantly ناخوش ایند
ungrateful ناخوش ایند
unwelcome ناخوش ایند
Search result with all words
undesirable ناخوش ایند ناخواسته
unsavory ناگوار ناخوش ایند
Other Matches
sequels پی ایند
sequel پی ایند
aftermath پس ایند
subsequent پس ایند
consequent پی ایند
consequent بر ایند
desirable خوش ایند
comely خوش ایند
comeliest خوش ایند
comelier خوش ایند
pleasant خوش ایند
pleasanter خوش ایند
pleasantest خوش ایند
appealing خوش ایند
inconsequential ناپی ایند
pleasing خوش ایند
displeases خوش ایند نبودن
displease خوش ایند نبودن
winsome مناسب خوش ایند
they are well matched خوب بهم می ایند
morbid ناخوش
crapulous ناخوش
he fell ill ناخوش شد
he was taken ill ناخوش شد
ill- ناخوش
peccant ناخوش
sicklier ناخوش
sickliest ناخوش
sickly ناخوش
unwell ناخوش
sick ناخوش
sickest ناخوش
ill ناخوش
ills ناخوش
ailing ناخوش
to please oneself برای خوش ایند خود
pleasingly چنانکه خوش ایند باشد
sickish کمی ناخوش
under the weather <idiom> ناخوش بودن
unsound ناخوش نادرست
to be out of health ناخوش بودن
sickens ناخوش کردن
he thought ناخوش است
dangeously sick خطرناکانه ناخوش
distempered اشفته ناخوش
sickened ناخوش کردن
sicken ناخوش کردن
he is rather i. than sick ناخوش نیست
he is sick او ناخوش است
unhealthy ناخوش ناخوشی اور
sickener چیز ناخوش کننده
no picnic <idiom> ناخوش آیند ،مشکل
sick unto ناخوش سخت یا مردنی
springing teal تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
to take to ones bed دربستربیماری افتادن ناخوش شدن
he is liable to become sick در معرض ناخوش شدن است
it is true that he was sick راست است که او ناخوش بود
plastics مواد مصنوعی که عمدتا ازترکیب پلیمرها بوجود می ایند
oestrual در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
to smoke oneself sick از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
horribly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
incredibly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
member banks در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
unlawful assembly در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com