Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
illimitable
نامحدود محدود نشدنی
Other Matches
illmitable
محدود نکردنی محدود نشدنی
illimitably
بطوریکه نتوان محدود کرد بطور نامحدود
unlimited liability
بدهیهای نامحدود مسئولیت نامحدود
inconsumable
سوخته نشدنی تمام نشدنی
insupressive
پامال نشدنی موقوف نشدنی
incondensable
خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
unappeasable
اقناع نشدنی راضی نشدنی
incorrodible
خورده نشدنی سائیده نشدنی
weapons tight
جنگ افزار اتش محدود فرمان اتش محدود در پدافندهوایی
infinite
نامحدود
ad infinitum
نامحدود
unlimited
نامحدود
uncomfined
نامحدود
extralimital
نامحدود
ageless
نامحدود
infinitely
بطور نامحدود
absolutes
دایره نامحدود
blank credit
اعتبار نامحدود
unrestrained
ازاد نامحدود
indefinitely
بطور نامحدود
carte blanche
اختیار نامحدود
absolute
دایره نامحدود
cartle blanche
اختیار نامحدود
widest
نامحدود وسیع
cart blanche
اختیار نامحدود
infinity
مقدار نامحدود
infinite series
سری نامحدود
without limit
بی حد بی اندازه نامحدود
unlimited war
جنگ نامحدود
unlimited liability
تعهدات نامحدود
infinite
نامحدود لایتناهی
wider
نامحدود وسیع
Omnibenevolence
خیرخواهی نامحدود
infinite population
جامعه نامحدود
open end contract
قرارداد نامحدود
open credit
اعتبار نامحدود
infinite loop
حلقه نامحدود
wide
نامحدود وسیع
indefinitely
برای یک مدت نامحدود
inane
چرند فضای نامحدود
unqualified
بیحدو حصر نامحدود
unlimited company
شرکت با مسئولیت نامحدود
The courts have unlimited jurisdiction.
دادگاهها اخنیارات نامحدود دارند
homunculus
مدل بازگشتی نامحدود مغز
credit for an unlimited period
اعتبار برای مدت نامحدود
infinitely elastic demand curve
منحنی تقاضا با کشش نامحدود
This contract is of unlimited duration.
طول مدت این قرارداد نامحدود است.
absolutist
کسیکه معتقدبه قوای نامحدود الهی است
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
nobody can take work
[abuse]
indefinitely.
هیچ کس نمی تواند کار
[سو استفاده]
را به طور نامحدود تحمل بکند.
restraint of trade
قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
go to sleep
اصطلاحی برای توقف کامیپوتریا عدم امکان انجام عملی توسط کامپیوتر به دلیل گرفتار شدن در یک حلقه نامحدود
impalpability
حس نشدنی
indiminishable
کم نشدنی
indissoluble
حل نشدنی
indissoluble
اب نشدنی
insoluble
حل نشدنی
impractical
نشدنی
impracticable
<adj.>
نشدنی
inductile
خم نشدنی
infeasible
نشدنی
inexecutable
<adj.>
نشدنی
irresoluble
اب نشدنی
unfeasible
<adj.>
نشدنی
inextricable
حل نشدنی
irresolvable
حل نشدنی
insolvable
حل نشدنی
impregnability
تسخیر نشدنی
inapplicable
اجرا نشدنی
indefinable
توصیف نشدنی
an inflexible rod of iron
میل خم نشدنی
indefatigable
خسته نشدنی
ineradicable
قلع نشدنی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
immiscible
مخلوط نشدنی
inapproachable
نزدیک نشدنی
invincible
مغلوب نشدنی
incompressible
فشرده نشدنی
unprintable
چاپ نشدنی
incommutable
سبک نشدنی
imperceptible
دیده نشدنی
indefinably
توصیف نشدنی
incorruptible
فاسد نشدنی
incognizable
شناخته نشدنی
incodensable
منقبض نشدنی
inburnt
پاک نشدنی
implacability
ارام نشدنی
implacability
نرم نشدنی
impierceable
سوراخ نشدنی
impracticable
اجراء نشدنی
unforgettable
فراموش نشدنی
impenetrable
داخل نشدنی
impenetrable
سوراخ نشدنی
insatiable
سیر نشدنی
incalculable
شمرده نشدنی
illegibility
خوانده نشدنی
an impossible act
کار نشدنی
insatiate
سیر نشدنی
tameless
رام نشدنی
unmanageable
رام نشدنی
imperishable
فاسد نشدنی
imperforable
سوراخ نشدنی
unrelenting
تسلیم نشدنی
immiscible
امیخته نشدنی
insurmountable
بر طرف نشدنی
inexorable
تسلیم نشدنی
inexorable
نرم نشدنی
intractable
رام نشدنی
insatiably
سیر نشدنی
unfailing
تمام نشدنی
irresoluble
رها نشدنی ول
irremovable
معزول نشدنی
irrefragable
تسلیم نشدنی
irradicable
ریشه کن نشدنی
impalpable
لمس نشدنی
invictive
مغلوب نشدنی
intractile
کشیده نشدنی
insuppresible
موقوف نشدنی
irrelievable
رها نشدنی
insolubly
بطور حل نشدنی
unerring
اشتباه نشدنی
insolubility
حل نشدنی ناگذاری
haunting
فراموش نشدنی
insatiability
اقناع نشدنی
irresuscitable
زنده نشدنی
irretractile
جمع نشدنی
unflappable
مایوس نشدنی
quenchless
خاموش نشدنی
impracticable
<adj.>
انجام نشدنی
inexecutable
<adj.>
انجام نشدنی
unfeasible
<adj.>
انجام نشدنی
of proof
سوراخ نشدنی
nonrecurring
تجدید نشدنی
inviolate
غصب نشدنی
next to impossible
تقریبا نشدنی
indelible
پاک نشدنی
never to be forgotten
فراموش نشدنی
never say die
رام نشدنی
non-starter
کار نشدنی
non-starters
کار نشدنی
irrepressible
خوابانده نشدنی
irrepressible
مطیع نشدنی
infusible
گداخته نشدنی
indefeasible
الغاء نشدنی
indiscernible
دیده نشدنی
inseparable
جدا نشدنی
indefectible
خراب نشدنی
invisible
دیده نشدنی
indefeasibility
الغاء نشدنی
indocile
رام نشدنی
ineligible
شامل نشدنی
insoluble
ماده حل نشدنی
indistributable
تقسیم نشدنی
ineffaceable
پاک نشدنی
indigestive
هضم نشدنی
inconvincible
متقاعد نشدنی
infrangible
خرد نشدنی
inextinguishable
خاموش نشدنی
inconvincible
ملزم نشدنی
inexhaustibility
تهی نشدنی
indeclinable
صرف نشدنی
inexecutable
اجرا نشدنی
indomitable
رام نشدنی
indecomposable
فاسد نشدنی
infintesimal
جزخرد نشدنی
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
nonerasable storage
حافظه پاک نشدنی
unmanagesble
رام نشدنی شرور
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
incalculably
بطور شمرده نشدنی
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
nonperishable items
اقلام فاسد نشدنی
indelibility
پاک نشدنی بودن
impregnability
استواری ابستن نشدنی
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
immiscibility
حالت مخلوط نشدنی
intractably
بطور رام نشدنی
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
ireversible
دگرگون نشدنی بر نگشتنی
irrecoverably
بطور وصول نشدنی
insuppresible
نخواباندنی پامال نشدنی
an inseparable prefix
سر واژه جدا نشدنی
irremovable
برداشته نشدنی ثابت
inseparably
بطور جدا نشدنی
indomitably
بطور رام نشدنی
indissolubly
بطور منحل نشدنی
infintesimal
کوچک خرد نشدنی
irreducible
ناکاستنی ساده نشدنی
indelibly
بطور پاک نشدنی
irredeemable
باز خرید نشدنی
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
ineffaceably
بطور پاک نشدنی
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
inalienable
محروم نشدنی لایتجزا
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
indelible
محو نشدنی ماندگار
unrelenting
بیرحم نرم نشدنی
impossible
امکان نا پذیر نشدنی
interminable
تمام نشدنی بسیار دراز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com