Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
rhythm-and-blues
نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
Other Matches
eucher
نوعی بازی ورق امریکایی
bighorn
نوعی گوسفند کوهی امریکایی
marmosets
بوزینه کوچک امریکایی که دم انبوهی دارد
marmoset
بوزینه کوچک امریکایی که دم انبوهی دارد
tablature
نوعی علائم موسیقی
dulcet
نوعی الت موسیقی
glockenspiel
نوعی الت موسیقی
saxophones
نوعی الت موسیقی بادی
sext
یک ششم نوعی الت موسیقی
fugue
نوعی الت بادی موسیقی
saxophone
نوعی الت موسیقی بادی
fugues
نوعی الت بادی موسیقی
ocarina
نوعی الت موسیقی شبیه نای
celesta
نوعی الت موسیقی شبیه پیانو
acid house party
نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
hurdy gurdy
نوعی الت موسیقی که باگرداندن دستهای کار میکند
acid house
نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
gopher
لاک پشت نقب زن نوعی جونده نقب زن امریکایی
musical chairs
نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
circadian rythm
ریتم شبانه روزی
lymphocyte
نوعی از گویچههای سفیدخون که یک هسته دارد
asteroids
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroid
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
bloodhounds
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
bloodhound
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
girgerbread
نوعی نان شیرینی که زنجبیل دارد
fugal
وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
griesen
نوعی سنگ گرافیتی که کوارتز و میکا دارد
mince pies
نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
mince pie
نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
bear's foot
نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
hereford
نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
galbanum
نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد
humanitarian
<adj.>
مردمی
humane
<adj.>
مردمی
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
humanization
مردمی سازی
democratic leadership
رهبری مردمی
humanities
مردمی مروت
humanity
مردمی مروت
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
turanian
مردمی از نژاد التایی اورال
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
the outer world
مردمی که بیرون از محیط شخص هستند
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
out relief
دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
pentarch
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
ultramontane
وابسته به کشورها و مردمی که درانطرف کوه ها وارتفاعات هستند
unprofitable servants
مردمی که خرسندند باینکه تنهاانچه وفیفه ایشان است بکنند
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
pens
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pen
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penned
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penning
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
paronym
مشتق
formant
مشتق
paronymous
مشتق
anti derivative
ضد مشتق
parasyntetic
مشتق
offshoots
مشتق
derivative
مشتق
offshoot
مشتق
derivatives
مشتق
branch
مشتق شدن
spiritous
مشتق ازالکل
differential equations
معادلات مشتق
differentiation
مشتق گیری
differentiates
مشتق گرفتن
second derivative
مشتق دوم
branches
مشتق شدن
calcic
مشتق ازاهک
diphyletic
مشتق از دو نیا
to d. itself
مشتق شدن
denominators
مشتق کننده
autologous
مشتق از خود
denominator
مشتق کننده
differentiate
مشتق گرفتن
derived field
فیلد مشتق
differentiating
مشتق گرفتن
derives
مشتق شده از
derives
مشتق کردن
formative
کلمه مشتق
derive
مشتق شده از
derive
مشتق کردن
derivation
مشتق گیری
derivations
مشتق گیری
differentiator
مشتق گیر
silicic
مشتق از سیلیس
deriving
مشتق شده از
parial derivative
مشتق جزئی
deriving
مشتق کردن
parasyntetic
مشتق و مرکب
second derivative
مشتق مرتبه دوم
partial derivative
مشتق جزیی
[ریاضی]
patronymic
مشتق از نام پدر
analysis
مشتق وتابع اولیه
romanesque
مشتق از زبان لاتین
Y'
مشتق ایگرگ
[ریاضی]
partial derivative
مشتق پاره ای
[ریاضی]
adscititious
مشتق از عامل خارجی
deverbative
مشتق شده از فعل
Y prime
مشتق ایگرگ
[ریاضی]
derived demand
تقاضای مشتق شده
deverbative
بصورت مشتق استعمال شده
differential equation
معادله متغیر مشتق چیزی
matronymic
اسم مشتق ازطرف مادر
deriving
نتیجه گرفتن مشتق شدن
derives
نتیجه گرفتن مشتق شدن
derive
نتیجه گرفتن مشتق شدن
differentiable function
تابع مشتق پذیر
[ریاضی]
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
chain
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
kiosks
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
tartarous
دردی شکل مشتق از درده شراب
denominative
مشتق ازاسم یاصفت موجب تسمیه
potash
کربنات دو سود مشتق ازخاکستر چوب
kiosk
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
thallium
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
chains
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
adrenal
مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
acr
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
acro
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
acaro
کلمهء پیشوندی است مشتق ازacarus به معنی
Yankee
امریکایی
un-American
ضد امریکایی
yanks
امریکایی
yank
امریکایی
Americans
امریکایی
Yankees
امریکایی
American
امریکایی
yanking
امریکایی
yanked
امریکایی
aceto
پیشوندی است مشتق ازکلمهء لاتین acetum که به معنی
epithelioma
غده خوش خیم و یا بدخیم مشتق از بافت مخاطی
moor hen
اب کوپیل امریکایی
colin
بلدرچین امریکایی
condor
کرکس امریکایی
condors
کرکس امریکایی
moon flower
یکجورنیلوفرپیچ امریکایی
johnny jump up
گل بنفشه امریکایی
moorhen
اب کوپیل امریکایی
moorhens
اب کوپیل امریکایی
cannabis sativa
حشیش امریکایی
divi divi
سماق امریکایی
eight ball billiard
بیلیارد امریکایی
cabbage palm
فوفل امریکایی
butter nut
یکجورگردوی امریکایی
Americanisms
اصطلاح امریکایی
americanization
امریکایی شدن
american make
ساخت امریکایی
adders mouth
تعلب امریکایی
american whipping
بست امریکایی
Americanisms
رسم امریکایی
Americanism
رسم امریکایی
Americanism
اصطلاح امریکایی
cotton tail
خرگوش امریکایی
Native Americans
امریکایی آغازین
withe rod
بداغ امریکایی
puttyroot
ثعلب امریکایی
peccary
گراز امریکایی
un-American
غیر امریکایی
Native American
امریکایی آغازین
towhee
سهره امریکایی
achromat
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
tetra
پیشوندیست مشتق ازکلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
tetr
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
achromato
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
zee
تلفظ امریکایی حرف Z
greaser
مکزیکی یااسپانیولی امریکایی
Jim Crow
سیاه پوست امریکایی
hackmatack
کاج امریکایی لارکس
poison sumac
سماق سمی امریکایی
hickory
درخت گردوی امریکایی
hickory
چوب گردوی امریکایی
catbird
یکجور باسترک امریکایی
deer tiger
یکجور یوز امریکایی
pigeon hawk
شاهین کوچک امریکایی
signal caller
مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
puma
یوزپلنگ درنده امریکایی
bullfrogs
غوک بزرگ امریکایی
bullfrog
غوک بزرگ امریکایی
poison oak
پیچک سمی امریکایی
snakemouth
گل ثعلب امریکایی وژاپنی
poison ivy
پیچک سمی امریکایی
Americanised
امریکایی ماب کردن
stake driver
بوتیمار معمولی امریکایی
caribou
گوزن امریکایی شمالی
caribous
گوزن امریکایی شمالی
yucca
درخت یوکای امریکایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com