English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English Persian
lumpier ناهنجار قلنبه
lumpiest ناهنجار قلنبه
lumpy ناهنجار قلنبه
Other Matches
hunching قلنبه
lumps قلنبه
bombastic قلنبه
stodgy قلنبه
baggier قلنبه
baggiest قلنبه
baggy قلنبه
stilted قلنبه
lump قلنبه
outstanding قلنبه
outstandingly قلنبه
flocculate قلنبه
lumped قلنبه
nub قلنبه
nobby قلنبه
hunched قلنبه
nob قلنبه
pone قلنبه
hunch قلنبه
wispish قلنبه
hunches قلنبه
nobs قلنبه
blocks توده قلنبه
bloc توده قلنبه
flocculent قلنبه شده
grandiloquent قلنبه نویس
block توده قلنبه
nodulose قلنبه دار
flocculence قلنبه شدگی
lump قلنبه کردن
nodule قلنبه کوچک
nodules قلنبه کوچک
blocs توده قلنبه
sonorous قلنبه بلند
lumped قلنبه کردن
high flown پرطمطراق قلنبه
blocked توده قلنبه
lumps قلنبه کردن
magniloquent قلنبه نویس
nodulous قلنبه دار
grandiloquence قلنبه نویسی
nodular قلنبه شده
inkhorn دارای اصطلاحات قلنبه
highfalutin اغراق امیز قلنبه
coarse fibred ناهنجار
scruffy ناهنجار
abnormous ناهنجار
agrestic ناهنجار
unnormalized ناهنجار
of a coarse fibre ناهنجار
maladaptive ناهنجار
inurbane ناهنجار
incult ناهنجار
incondite ناهنجار
cacophonous ناهنجار
scruffiest ناهنجار
abnormal ناهنجار
nefarious ناهنجار
inelegant ناهنجار
maladroit ناهنجار
unrefined ناهنجار
backhands ناهنجار
uncouth ناهنجار
scruffier ناهنجار
roughest ناهنجار
rough ناهنجار
surly ناهنجار
backhand ناهنجار
hetrogeneous ناهمگن ناهنجار
screak صدای ناهنجار
screeck صدای ناهنجار
raucous زمخت ناهنجار
gruff ناهنجار بدخلق
unkempt نامرتب ناهنجار
excrescences رویش ناهنجار
maladdress رفتار ناهنجار
excrescence رویش ناهنجار
dissonant ناموزون ناهنجار
malformed بدشکل ناهنجار
timber صدای خشک ناهنجار
rustic manners اطوار روستایی یا ناهنجار
jarred لرزیدن صدای ناهنجار
jars لرزیدن صدای ناهنجار
jar لرزیدن صدای ناهنجار
awkwardly بطور زشت یا ناهنجار
haggish بطور ناهنجار کریه
lumpy کلفت ناهنجار تودهای
lumpiest کلفت ناهنجار تودهای
lumpier کلفت ناهنجار تودهای
cacophony صدای ناهنجار و خشن بدصدایی
screech جیغ کشیدن صدای ناهنجار
screeching جیغ کشیدن صدای ناهنجار
screeches جیغ کشیدن صدای ناهنجار
screeched جیغ کشیدن صدای ناهنجار
ill favored زشت دارای صورت ناهنجار وزننده
cluttered صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
clutters صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
clutter صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com