Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
Other Matches
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
contracting parties
طرفین متعاهدین طرفین متعاقدین
ups
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
high contracting parties
طرفین معظمین متعاقدین طرفین معظمین متعاهدین
deadlock
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
line source
منبع خطی منبع شبکه
it seem to me
بنظرم میرسد
he is a stranger to me
بنظرم میرسد
me seems
بنظرم میرسد
it occurs to me that
بنظرم میرسد که
topgallant
سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
methinks
بنظرم چنین میرسد
it sounds false
دروغ بنظر میرسد
meseems
چنین بنظرم میرسد
we learnt from london that
از لندن خبر میرسد
he looks brave
او شجاع بنظر میرسد
He sounds angry.
او عصبانی به نظر میرسد.
it seems to me he is lying
بنظرم میرسد دروغ میگوید
tidewater
اب جزر ومد که بخشکی میرسد
pondweed
بکجور جلبک که در استخرهابهم میرسد
pleadings
افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
clapboard
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
spalls
تیکه سنگ که بمصرف پرکردن میرسد
clapboards
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
piece goods
کالاهایی که بصورت دانهای بفروش میرسد
pip squeak
نارنجکی که صدای ان مانندPIP-SQUEAK بگوش میرسد
self feeder
ماشینی که موادلازمه ازطرف خودش بدان میرسد
thither
به انجا
there
به انجا
there
انجا
thereat
در انجا
wherever
انجا که
wherefrom
که از انجا
so far forth
تا انجا
whence
که از انجا چه جا
whereon
در انجا
yonder
انجا
thence
از انجا
thither
انجا
therof
از انجا
i know that place by sight
انجا را
here and there
اینجا انجا
as for as i know
تا انجا که من میدانم
away
مرتبا از انجا
as far as possible
تا انجا که میشد
it is impossible to live there
در انجا میسرنیست
it is not half bad
انجا بداست
as far as possible
تا انجا که بتوان
thenceforward
از انجا ببعد
for a iknow
تا انجا که می دانم
liquid crystal display colour pigmented
صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
whereat
که بدان جهت که در انجا
we used to play there
ما انجا بازی میکردیم
stay there till i return
انجا بمانیدتامن برگردم
he no longer went there
دیگر انجا نرفت
within living memory
تا انجا که مردمان زنده
i stayed there for days
سه روز انجا ماندم
there was not a soul
ذی نفسی انجا نبود
i went there in my own
شخصا` انجا رفتم
i went there particularly to
یک کاره انجا رفتم
i did not find a there
کسی را در انجا نیافتم
there
دراین موضوع انجا
cumulo nimbus
ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
fish story
ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد
fish meal
ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد
the population is stationary
شماره نفوس انجا کم وزیادنمیشود
iam a to go there
از رفتن به انجا خجالت می کشم
at the top of one's bent
تا انجا که می توان تحمل کرد
i put the population at 0000
نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
he went there in black
اوبا جامه سیاه انجا رفت
see if he is still there
به بیند او هنوز انجا است یانه
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
scuppers
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest
صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
parties
طرفین
extremes
طرفین
hawse
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
gunroom
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
dan runner
کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
waterline
خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
lazar housek
عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
supercargo
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
keels
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
embarkation
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
keel
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
zero lash
شرایطی در مکانیزم کنترل سوپاپهای موتور پیستونی که در ان با استفاده از ثابت هیدرولیکی مقدار لقی به صفر میرسد
disposed flank
طرفین باز
contracting parties
طرفین قرارداد
mutual concent
تراضی طرفین
mutual agreement
توافق طرفین
parties to a contract
طرفین متعاهدین
contracting parties
طرفین متقاعدین
the contracting parties
طرفین متعاهدین
the contracting parties
طرفین متعاقدین
the litigants
طرفین دعوی
parties to a contract
طرفین قرارداد
parties to the contract
طرفین عقد
usura maritima
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout
جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
fitting shop
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
passing lane
فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
to ring the changes
کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
tilt angle
زاویه تمایل به طرفین
limb
هرکدام از طرفین کمان
corner
طرفین پایگاه اصلی
side lights
چراغهای طرفین ناو
privity of contract
مسئولیت طرفین قرارداد
cornering
طرفین پایگاه اصلی
corners
طرفین پایگاه اصلی
limbs
هرکدام از طرفین کمان
privity of a contract
مسئوولیت طرفین قرارداد
pumper
تلمبه زن
guns
تلمبه
pumpman
تلمبه زن
gun
تلمبه
pumped
تلمبه
pump
تلمبه
water pump
تلمبه اب
pumps
تلمبه
antlia
تلمبه
antliae
تلمبه
windjammer
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
parties to the contract
طرفین معامله یاتعهد متعاهدین
like as we lie
طرفین دارای ضربات مساوی
pitch curves
تلاقی سطوح طرفین دندانه
straddle split
وضع باز پاها به طرفین
leeboard
یکی از دو تخته طرفین کف قایق
side lights
چراغ دریانوردی طرفین ناو
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
verandas
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
verandahs
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
voluntary partition
افراز با رضایت یا سازش طرفین
sidelining
خطوط طرفین میدان بازی
sideline
خطوط طرفین میدان بازی
sidelined
خطوط طرفین میدان بازی
veranda
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
sidelines
خطوط طرفین میدان بازی
verandah
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
guns
تلمبه دستی
pumping
تلمبه زنی
spray gun
تلمبه سمپاش
spary gun
تلمبه تزریق
air pump
تلمبه هوا
acid pump
تلمبه اسید
lift pump
تلمبه کششی
pumped
تلمبه زنی
petrol pump
تلمبه بنزین
pump
صدای تلمبه
grease guns
تلمبه ی گریسکاری
grease gun
تلمبه ی گریسکاری
to pump up
تلمبه زدن
suction pump
تلمبه مکنده
gun
تلمبه دستی
suction pump
تلمبه مکشی
metal spray gun
تلمبه فلزپاش
pumps
تلمبه زنی
pulsometer
تلمبه بخار
pumps
صدای تلمبه
pumped
صدای تلمبه
pump
تلمبه زنی
force pump
تلمبه فشاری
garden engine
تلمبه اب پاش
pulsimeter
تلمبه بخار
pump house
تلمبه خانه
fule pump
تلمبه سوخت
pump dale
لوله تلمبه
diffusion pump
تلمبه پخشی
heat pump
تلمبه گرمایی
displacement pump
تلمبه حجمی
pump cistern
مخزن تلمبه
pump barrel
سیلندر تلمبه
helical pump
تلمبه حلزونی
pumping ststion
جایگاه تلمبه
pumping station
تلمبه خانه
gas pump
تلمبه بنزین
bicycle pump
تلمبه دوچرخه
pumping ststion
تلمبه خانه
The two parties seem irreoncilable.
طرفین آشتی راناپذیر بنظر می رسند ت
privity in contract
انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
hamstrung
زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstringing
زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings
زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstring
زردپی طرفین حفره پشت زانو
metal spray gun
تلمبه تزریق فلز
fire engines
تلمبه اتش خاموش کن
one port radial pump
تلمبه شعاعی یک پرهای
fire engine
تلمبه اتش خاموش کن
suction
مکش سوپاپ تلمبه
pumping station
ایستگاه تلمبه زنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com