Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English
Persian
gemma
نرم تن یا صدف گردکوچک خوراکی
Other Matches
fanlight
پنجره نیم گردکوچک
fanlights
پنجره نیم گردکوچک
chows
خوراکی
chow
خوراکی
cates
خوراکی
eating
خوراکی
comestible
خوراکی
viands
خوراکی
meals
خوراکی
meal
خوراکی
edible
خوراکی
oyster
صدف خوراکی
oysters
صدف خوراکی
articles of food
موادغذایی یا خوراکی
strawberries
چلیک خوراکی
green meat
گیاه خوراکی
green vegetable
سبزی خوراکی
strawberry
چلیک خوراکی
mussles
صدف خوراکی
trophic level
تراز خوراکی
periwig
نوعی صدف خوراکی
morel
قارچ مورکلای خوراکی
morelle
قارچ مورکلای خوراکی
pinon
تخم خوراکی کاج
pinyon
تخم خوراکی کاج
potherb
سبزیهای معطر خوراکی
salmonberry
تمشک سرخ خوراکی
sego
پیاز خوراکی زنبق
meadow mushroom
قارچ خوراکی معمولی
roughage
مواد خوراکی زبر
turbot
ماهی پهن خوراکی
truffle
قارچ خوراکی دنبلان
truffles
قارچ خوراکی دنبلان
cero
نوعی ماهی خوراکی
champignon
نوعی قارچ خوراکی
larders
گنجه خوراک خوراکی
larder
گنجه خوراک خوراکی
spat
: حلزون خوراکی خیلی کوچک
porgee
ماهی خوراکی دندان دار
winkle
جابجا کردن حلزون خوراکی
short order
خوراکی که زود مهیا میشود
shell bean
لوبیایی که مغز ان خوراکی است
sockeye
ماهی خوراکی ریزشمال کلمبیا
winkles
جابجا کردن حلزون خوراکی
cantarellus
نوعی قارچ کوهی خوراکی
porgy
ماهی خوراکی دندان دار
root crop
محصولات دارای ریشههای خوراکی
root crops
محصولات دارای ریشههای خوراکی
greenling
نوعی ماهی خوراکی و گوشتخوار
terrapin
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
giblet
احشاء خوراکی مرغ خانگی وغیره
burnt offerings
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
burnt offering
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
geoduck
نوعی جانور نرم تن یاصدف خوراکی
whiting
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
terrapins
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
snapping turtle
لاک پشت بزرگ خوراکی ابزی
To decay . To go bad .
فاسد شدن ( مواد خوراکی وغیره )
white crappie
ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
hasty pudding
خوراکی که با ارد وشیروکره وگوشت درست میکنند
shad
شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال امریکا
timbale
خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره
green turtle
لاک پشت دریایی که تخمها وگوشت ان خوراکی است
littleneck clam
نوزاد حلزون خوراکی که معمولا خام خورده میشود
pitting corrosion
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
clams
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
clam
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
To go bad . To rot . To spoilt .
خراب شدن ( فاسد شدن مواد خوراکی )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com