Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
power to weight ratio
نسبت وزن اتومبیل به نیروی اسب ان
Other Matches
lag rate
نسبت کسری نیروی انسانی
overjump
نسبت به نیروی خود زیادپریدن
to overgrown oneself vref
نسبت به نیروی خود زیادبزرگ شدن
to overgrown one's strenght
نسبت به نیروی خود زیادبزرگ شدن
transmission
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
transmissions
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
nitro
مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
coulomb's law
نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
slingshots
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
stock-car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
hot rod
اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-cars
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
automobile
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
automobiles
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreens
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
windscreen
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
leverage
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
ohm's law
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
lift fan
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
liftjet
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
nationallism
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
motor coach jack
جک اتومبیل
cars
اتومبیل
jack
جک اتومبیل
jacks
جک اتومبیل
speedway
اتومبیل رو
horseless carriage
اتومبیل
car jack
جک اتومبیل
automobile
اتومبیل
automobiles
اتومبیل
car
اتومبیل
sqark plug
در اتومبیل
pony car
اتومبیل دو در
hobby car
اتومبیل دو در
autocar
اتومبیل
eagle flight
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
motoring
اتومبیل رانی
motoring
تکنیک اتومبیل
patrol cars
اتومبیل گشتی
racing car
اتومبیل مسابقه
patrol car
اتومبیل گشتی
bonnets
کاپوت اتومبیل
runabouts
اتومبیل سبک
runabout
اتومبیل سبک
hooting signal
سیگنال اتومبیل
door lamp
لامپ در اتومبیل
car port
سایبان اتومبیل
greasing
روغن اتومبیل
greased
روغن اتومبیل
grease
روغن اتومبیل
tankers
اتومبیل نفش کش
tanker
اتومبیل نفش کش
car ports
سایبان اتومبیل
estate cars
اتومبیل استیشن
dead load
شاسی اتومبیل
saloon car
اتومبیل کالسکهای
motors
اتومبیل راندن
license plates
نمرهی اتومبیل
ignition coil
کویل اتومبیل
license plate
نمرهی اتومبیل
motor-
اتومبیل راندن
driver
اتومبیل ران
motor
اتومبیل راندن
licence plate
پلاک اتومبیل
a small car
یک اتومبیل کوچک
motorcar jack
بالابر یا جک اتومبیل
motor vehicle tax
فرمان اتومبیل
sports car
اتومبیل کورسی
sports car
اتومبیل شکاری
garageman
تعمیرکار اتومبیل
jitney
اتومبیل کرایهای
a medium sized car
یک اتومبیل متوسط
sports cars
اتومبیل شکاری
car breakdown
خرابی اتومبیل
car hire
اجاره اتومبیل
funny car
اتومبیل غیرعادی
formula car
اتومبیل مسابقه
a large car
یک اتومبیل بزرگ
flivver
اتومبیل ارزان
sports cars
اتومبیل کورسی
drivers
اتومبیل ران
jackshaft
دنده دو در اتومبیل
hoods
کاپوت اتومبیل
paddywagon
اتومبیل پلیس
parabolic reflector
نورافکن اتومبیل
passanger car
اتومبیل شخصی
passenger car
اتومبیل سواری
patrol wagon
اتومبیل پلیس
mule
اتومبیل تمرین
pneumatic tube
لاستیک اتومبیل
cattle-grid
قفسفلزیمخصوصحملاحشام با اتومبیل
hood
کاپوت اتومبیل
bonnet
کاپوت اتومبیل
interior heater
بخاری اتومبیل
radiators
رادیاتور اتومبیل
driving mirror
اینه اتومبیل
radiator
رادیاتور اتومبیل
heater plug
شمع اتومبیل
mules
اتومبیل تمرین
motorcar engine
موتور اتومبیل
automobile fuse
فیوز اتومبیل
car owner
مالک اتومبیل
automobile gear transmission
گیربکس اتومبیل
automobile radio equipment
رادیوی اتومبیل
automotive
صنعت اتومبیل
automotive industry
صنعت اتومبیل
automotive engine
موتور اتومبیل
accident
تصادف اتومبیل
fanned
پروانه اتومبیل
sport car
اتومبیل شکاری
fanning
پروانه اتومبیل
fans
پروانه اتومبیل
automobile battery
باتری اتومبیل
snowmobile
اتومبیل برفی
automobile engine
موتور اتومبیل
accidents
تصادف اتومبیل
motorcar industry
صنعت اتومبیل
berm
داشبورد اتومبیل
starting crank
هندل اتومبیل
station car
اتومبیل استیشن
belt molding
زه روکوب اتومبیل
tyre
لاستیک اتومبیل
sport car
اتومبیل کورسی
sport car
اتومبیل اسپورت
sports sedan
اتومبیل کوچک
automotive wrench
اچار اتومبیل
tyres
لاستیک اتومبیل
tyros
لاستیک اتومبیل
baloon tire
لاستیک اتومبیل
fan
پروانه اتومبیل
auto radio
گیرنده اتومبیل
automobile body sheet
بدنه اتومبیل
auto body
اطاق اتومبیل
tricar
اتومبیل سه چرخه
auto body sheet
بدنه اتومبیل
carbody
اطاق اتومبیل
auto radio
رادیوی اتومبیل
sprinkler truck
اتومبیل ابپاش
motored
اتومبیل راندن
automobile body
اطاق اتومبیل
top boot
کروک اتومبیل
touring car
اتومبیل 4 یا 5 یا 6 نفره
auto drome
پیست اتومبیل رانی
pull up
توقف کردن
[اتومبیل]
tailgates
درب عقب اتومبیل
tailgate
درب عقب اتومبیل
nerf
تصادف با اتومبیل دیگر
valve timing
تنظیم سوپاپ اتومبیل
drive way
مسیر اتومبیل رانی
road tanker
اتومبیل مخزن دار
wind screen
شیشه جلوی اتومبیل
camber
زاویه کمبر در اتومبیل
cambers
زاویه کمبر در اتومبیل
tail lamp
چراغ عقب اتومبیل
taillight
چراغ عقب اتومبیل
twon car
اتومبیل کرایه مسافری
honker
نوعی اتومبیل سریع
driving mirror
اینه عقب اتومبیل
steering column lock
قفل فرمان اتومبیل
motorcar accessories
لوازم اضافی اتومبیل
parks
درماندگاه اتومبیل نگاهداشتن
touring car
اتومبیل بزرگ سیاحتی
karter
راننده اتومبیل کوچک
karting
رانندگی با اتومبیل کوچک
toolhead
ابزار نگهدار اتومبیل
park
درماندگاه اتومبیل نگاهداشتن
trailers
تریلر اتومبیل یدک کش
park
اتومبیل راپارک کردن
parked
درماندگاه اتومبیل نگاهداشتن
parked
اتومبیل راپارک کردن
part
اسباب یدکی اتومبیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com