English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
reduced cues نشانههای مخفف
Other Matches
mike مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mikes مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
leading marks نشانههای هدایت
returns نشانههای انتهای خط
returning نشانههای انتهای خط
returned نشانههای انتهای خط
return نشانههای انتهای خط
directory markers نشانههای دایرکتوری
wiring symbols نشانههای سیمکشی
withdrawal symptoms نشانههای ترک دارو
symptomatology علم شناسایی نشانههای بیماری
object symptoms نشانههای پیدا یا بیرون نما
ECMA استاندارد نشانههای برای رسم فلوچارت
flow diagram نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
flowchart نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
operation بخشی از دستور زبان اسمبلی که حاوی نشانههای کد اجرا باشد
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
desktop در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
groups نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
stencilling ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencils ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencilled ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stenciling ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stenciled ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencil ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
tactile صفحه کلیدی که حاوی نشانههای مخصصوص برای انتخاب کلید باشد مثل ایجاد صدا
flow diagram صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
flowchart صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
tabulation نشانههای نمایش داده شده برای بیان محل توقفهای جدول بندی شده
flowline خط وطی که نشانههای فلوچارت را بهم وصل میکند تا جهت جریان در فلوچارت را نشان میدهد
upper case حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
wimps نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
abbreviations مخفف ها
didn't مخفف not did
pl مخفف جا
o' مخفف of
obj مخفف شی
who're مخفف are who
grammalogue مخفف
abbreviated مخفف
ft مخفف پا
mitigative مخفف
wasn't مخفف not was
who's مخفف is who
token [symbol, abbreviation] مخفف
aren't مخفف not are
what's مخفف is what
abbreviation مخفف
shorthand symbol مخفف
logogram مخفف
wouldn't مخفف not would
D.I.Y مخفف!yourself it Do
who'll مخفف shall who
acronyms مخفف
acronym مخفف
e'er مخفف ever
etc مخفف و غیره
nightie مخفف nightgown
perms مخفف permanent
Feb مخفف فوریه
Fri مخفف جمعه
fem مخفف مونث
fig. مخفف دیاگرام
perming مخفف permanent
inst مخفف فوری
et al مخفف و دیگران
ed. مخفف ویرایشگر
pp مخفف صفحات
cl مخفف یک ماشین پر
condo مخفف آپارتمان
condos مخفف آپارتمان
psycho مخفف psychotic
congrats مخفف تبریک
poss مخفف تملک
Cpl مخفف سرجوخه
delis مخفف delicatessen
dept مخفف بخش
depts مخفف بخش
deli مخفف delicatessen
e.g مخفف مثلا
PR مخفف جفت
max مخفف maximum
hrs مخفف ساعت
HRH مخفف والاحضرت
p.a مخفف سالیانه
LV مخفف لاویان
in. مخفف اینچ
Inc مخفف محوطه
info مخفف اطلاعات
Lieut مخفف Lieutenant
oz مخفف اونس
Jan مخفف ژانویه
Nos مخفف شماره
Jun مخفف ژوئن
kg مخفف بشکه
km مخفف کیلومتر
hr مخفف ساعت
HP مخفف پرنیرو
permed مخفف permanent
gm مخفف گرم
masc مخفف مذکر
gms مخفف گرم
perm مخفف permanent
pantos مخفف pantomime
HM مخفف هکتومتر
Maj مخفف Major
panto مخفف pantomime
nighties مخفف nightgown
No. مخفف شماره
mg مخفف میلیگرم
LVs مخفف لاویان
hols مخفف تعطیلات
lib مخفف liberation
VIP مخفف کلمات
TV مخفف تلویزیون
tsps مخفف teaspoon
tsp مخفف teaspoon
shan't مخفف کلمات not shall
temps مخفف temporary
temp مخفف temporary
techs مخفف فنی
tech مخفف فنی
SW مخفف southwest
Supt مخفف Superintendent
STDs مخفف معیار
STD مخفف معیار
TVs مخفف تلویزیون
UK مخفف بریتانیا
Univ مخفف جهانی
VIPs مخفف کلمات
yrs مخفف سالها
stereo مخفف واژههای
yr مخفف سال
yds مخفف یارد
yd مخفف یارد
abbreviation مخفف تلخیص
abbreviations مخفف تلخیص
stereos مخفف واژههای
vacs مخفف vacation
vac مخفف vacation
usu مخفف معمول
St مخفف مقدس
kay مخفف کاترین
BS مخفف ترازنامه
asst مخفف دستیار
Aug مخفف افزونهای
psychos مخفف psychotic
Capt مخفف ناخدا
cals مخفف کالیفرنیا
retd مخفف در استخدام
cal. مخفف کالیفرنیا
quins مخفف quintuplet
pt مخفف بخش
quin مخفف quintuplet
sax مخفف saxophone
Apr مخفف آوریل
C.O مخفف شرکت
SS مخفف مقدس
Sr مخفف ارشد
sq مخفف توالی
approx مخفف تقریبی
Sgt مخفف گروهبان
saxes مخفف saxophone
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
NI مخفف ایرلند شمالی
mph مخفف مایل در ساعت
ms. مخفف نسخهی خطی
mss مخفف نسخهی خطی
NCO مخفف درجه دار
NCO's مخفف درجه دار
abbr مخفف نوشتاری لغت
QC مخفف وکیل دعاوی
QCs مخفف وکیل دعاوی
p.m مخفف بعد از فهر
sitcoms مخفف comedy situation
Thur مخفف پنج شنبه
Thurs مخفف پنج شنبه
Rt. Hon مخفف جناب آقا
rpm مخفف دور در دقیقه
NW مخفف شمال غرب
Nov مخفف ماه نوامبر
RN مخفف نشان رادون
RC مخفف صلیب سرخ
Oct مخفف ماه اکتبر
sitcom مخفف comedy situation
champ نشخوار مخفف champion
bicarb مخفف بیکربنات سدیم
Br مخفف اتاق خواب
C. of E مخفف کلیسای انگلیس
bike مخفف bicycle دوچرخه
min مخفف وابسته به کانشناسی
c/o مخفف حوالهی نقدی
cf مخفف جلد چرمی
CFC مخفف کلروفلورو کربن
CFCs مخفف کلروفلورو کربن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com