Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
synthetic address
نشانی مصنوع
Other Matches
manufactured
مصنوع
synthesic
مصنوع
artefact
مصنوع
artefacts
مصنوع
artifact
مصنوع
artifacts
مصنوع
manufactures
مصنوع
manufacture
مصنوع
ornate
مزین مصنوع
handmade
مصنوع دست
made
مصنوع ساختگی
man made
مصنوع انسان انسانی
man-made
مصنوع انسان انسانی
addressed
نشانی
counter sign
نشانی
single address
با یک نشانی
cell address
نشانی سل
addresses
نشانی
address part
جز نشانی
address
نشانی
three address
با سه نشانی
two address
با دو نشانی
password
نشانی
passwords
نشانی
base address
نشانی پایه
aiming point
نقطه نشانی
branch address
نشانی انشعاب
address counter
نشانی شمار
address modification
پیرایش نشانی
direct address
نشانی مستقیم
directing point
نقطه نشانی
effective address
نشانی موثر
explicit address
نشانی صریح
foams
کف اتش نشانی
addressable
نشانی پذیر
address bus
گذر نشانی
address format
قالب نشانی
address adjustment
تعدیل نشانی
address modification
اصلاح نشانی
actual address
نشانی واقعی
address part
جزء نشانی
address register
ثبات نشانی
address variable
متغیر نشانی
addressability
نشانی پذیری
absolute address
نشانی مطلق
fire fighting
اتش نشانی
return address
نشانی بازگشت
self relative address
نشانی نسبی
single address
بایک نشانی
specific address
نشانی خاص
symbolic address
نشانی نمادی
to hit a mark
نشانی را زدن
to miss a mark
نشانی را نزدن
triple address
با نشانی سه گانه
two address computer
کامپیوتربا دو نشانی
variable address
نشانی متغییر
virtual address
نشانی مجازی
firefighting
آتش نشانی
relocatable address
نشانی جابجاپذیر
fire prevention
اتش نشانی
floating audress
نشانی شناور
home address
نشانی منزلگاه
home address
نشانی مبداء
machine address
نشانی ماشین
memory address
نشانی حافظه
multi address
با چند نشانی
multiaddress
با چند نشانی
multiple address
با نشانی چندگانه
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
one address computer
کامپیوتر یک نشانی
parameter setting
پارامتر نشانی
reference address
نشانی مرجع
regional address
نشانی منطقه ای
relative address
نشانی نسبی
foaming
کف اتش نشانی
addresses
نشانی دادن
addressing
نشانی دهی
addressing
نشانی یابی
hydrants
شیراتش نشانی
addressed
نشانی دادن
tokens
نشانی یادگاری
token
نشانی یادگاری
fire-fighting
اتش نشانی
foam
کف اتش نشانی
hydrant
شیراتش نشانی
foamed
کف اتش نشانی
address
نشانی دادن
addressed
نشانی گیرنده پیام
scaling ladder
نردبان اتش نشانی
obelus
نشانی بدین شکل "-"
addresses
نشانی گیرنده پیام
pompier ladder
نردبان اتش نشانی
quadruple address
با نشانی چهار کانه
n address instruction
دستور العمل با N نشانی
fireplug
شیر اب اتش نشانی
fire post
جایگاه اتش نشانی
fire stations
پست اتش نشانی
fire stations
ایستگاه اتش نشانی
generated address
نشانی تولید شده
hand extinguisher
کپسول اتش نشانی
fire station
مرکز اتش نشانی
fire station
اداره اتش نشانی
key to address transfermation
تبدیل کلید به نشانی
fire station
پست اتش نشانی
fire station
ایستگاه اتش نشانی
fireplugs
شیر اب اتش نشانی
memory address register
ثبات نشانی حافظه
memory address space
فضای نشانی حافظه
address
نشانی گیرنده پیام
relative addressing
نشانی دهی نسبی
acknowledging
اعلام نشانی کردن
acknowledges
اعلام نشانی کردن
fire hydrant
شیر آتش نشانی
fireplug
[American]
شیر آتش نشانی
reset cycle
چرخه باز نشانی
sector addressing
نشانی دهی قطاعی
firemen
مامور اتش نشانی
fireman
مامور اتش نشانی
word addressable
نشانی پذیری کلمه
What is your home address?
نشانی منزلتان چیست ؟
four address computer
کامپیوتر چهار نشانی
fire engine
ماشین آتش نشانی
acknowledge
اعلام نشانی کردن
fire party
گروه اتش نشانی
authentication equipment
وسایل تعیین نشانی
byte addressable
بایت نشانی پذیر
caracter addressable
کاراکتر نشانی پذیر
fire hydrants
شیر اتش نشانی
fire plug
شیر اتش نشانی
chip of the old block
بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
fire brigades
مامورین اتش نشانی
fire engine
ماشین اتش نشانی
fire hydrant
شیر اتش نشانی
byte addressable
نشانی پذیر تالقمه
fire brigade
مامورین اتش نشانی
authenticator
اعلام کننده نشانی
hydrants
شیر اتش نشانی
fire extinguisher
دستگاه اتش نشانی
fire extinguisher
کپسول اتش نشانی
fire extinguishers
دستگاه اتش نشانی
fire brigades
قسمت اتش نشانی
fire extinguishers
کپسول اتش نشانی
fire brigade
قسمت اتش نشانی
hydrant
شیر اتش نشانی
bit addressable
نشانی پذیر تا ذره
current address register
ثبات نشانی جریان
firefighter
مامور اتش نشانی
fire stations
مرکز اتش نشانی
fire party
تیم اتش نشانی
fearnought suit
لباس اتش نشانی
firehouse
ایستگاه اتش نشانی
fire company
شرکت اتش نشانی
fire fighter
مامور اتش نشانی
fire fighting
اتش نشانی کردن
extinguisher
دستگاه اتش نشانی
fire stations
اداره اتش نشانی
fire main
لوله اب اتش نشانی
firefighters
مامور اتش نشانی
fire alarm
اژیر اتش نشانی
fire alarms
اژیر اتش نشانی
fire engines
ماشین اتش نشانی
fire department
اداره اتش نشانی
fire departments
اداره اتش نشانی
fireguards
مامور اتش نشانی
dynamic address translate
مترجم نشانی پویا
fireguard
مامور اتش نشانی
refers
نشانه روی به نقطه نشانی
medals
نشانی شبیه سکه مدال
referred
نشانه روی به نقطه نشانی
refer
نشانه روی به نقطه نشانی
authentication system
سیستم تعیین و اعلام نشانی
address bus
گذر آدرس گذرگاه نشانی
authenticator
تعیین کننده سیستم نشانی
content addressable
نشانی پذیر از روی محتوی
superscription
نشانی روی نامه فهرنویسی
multiaddress
چند نشانی ادرس چندگانه
smokechaser
مامور اتش نشانی جنگل
medal
نشانی شبیه سکه مدال
cedilla
نام نشانی که زیرزمیگذارندتاصدای سین بدهد
cedillas
نام نشانی که زیرزمیگذارندتاصدای سین بدهد
ticks
نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
ticked
نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
tick
نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
black flag
پرچمی که نشانی اعدام زندانی است
diesis
نام نشانی که درچاپخانه بکارمیرودوانرانیزمیگو یند
marred
ثبات نشانی حافظه Register Address emory
marring
ثبات نشانی حافظه Register Address emory
phraseograph
عبارتی که نشانی برای ان درست شده است
aerial ladder
نردبان چرخان
[مخصوص ماشین آتش نشانی]
turntable ladder
نردبان چرخان
[مخصوص ماشین آتش نشانی]
to call 911
[American English]
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
mar
ثبات نشانی حافظه Register Address emory
authentication
تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
stirrup pump
تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
offset bombing
روش بمبارانی که در ان به جای هدف از یک نقطه نشانی استفاده میشود
to register with the police
نشانی خود را در اداره پلیس ثبت کردن
[نقل منزل]
pompeian
وابسته به شهر ایتالیایی که زیر خاکسترهای اتش نشانی پنهان است
hosed
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosing
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com