English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
by low نظامنامه داخلی
internal ruling نظامنامه داخلی
rules of procedure نظامنامه داخلی
Other Matches
workbook نظامنامه
workbooks نظامنامه
bylaw نظامنامه
byelaw نظامنامه
regulation نظامنامه
precepts نظامنامه پند
statute book کتاب نظامنامه
precept نظامنامه پند
manual کتاب دستی نظامنامه
constitution مشروطیت اساسنامه و نظامنامه
constitutions مشروطیت اساسنامه و نظامنامه
preambles مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preamble مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
regulation نظامنامه مقررات و نظامات نظام تنظیم
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
anie داخلی
indoor داخلی
domestic داخلی
insides داخلی
inside داخلی
municipal داخلی
esoteric داخلی
ben داخلی
territorial داخلی
interiors داخلی
interior داخلی
innate داخلی
internal medicine طب داخلی
endogenous داخلی
internal door در داخلی
in داخلی
internal داخلی
in- داخلی
intramural داخلی
inner داخلی
interference drag پسای داخلی
inner bottom جدار داخلی
inner harbor بندر داخلی
civil disturbances اغتشاشات داخلی
internal consumption مصرف داخلی
inland waterway ابراه داخلی
internal crack ترک داخلی
internal current جریان داخلی
internal damping میرایی داخلی
internal conductance اندوکتیویته ی داخلی
inland rules قوانین داخلی
internal defense دفاع داخلی
interior affairs امور داخلی
inland duty گمرک داخلی
internal development رشد داخلی
inner liner روکش داخلی
inside draft شیب داخلی
internal electrode الکترود داخلی
internal electrolysis الکترولیز داخلی
inside hinge لولای داخلی
inner product ضرب داخلی
internal energy انرژی داخلی
inside micrometer میکرومتر داخلی
indoor درونی داخلی
inside thread مارپیچ داخلی
internal efficiency راندمان داخلی
ashi noko قسمت داخلی کف پا
internal development توسعه داخلی
inner loop حلقه داخلی
inner planets سیارات داخلی
intercommunication ارتباط داخلی
inner zone منطقه داخلی
internal diseconomies زیانهای داخلی
inside wing بال داخلی
inside caliper کولیس داخلی
inside diameter قطر داخلی
internal ear گوش داخلی
internal discharge تخلیه داخلی
interior guard نگهبان داخلی
imside dimension اندازه داخلی
home currency پول داخلی
home consumption مصرف داخلی
inboard aileron شهپر داخلی
internal boffles تیغههای داخلی
internal brake ترمز داخلی
indoor antenna انتن داخلی
in-fighting جنگ داخلی
incoming message cassette نوارپیغام داخلی
interior ballistics بالیستیک داخلی
internal bus گذرگاه داخلی
home made ساخت داخلی
internal attack تک داخلی یا تک از داخل
territorial sea دریای داخلی
interior span دهانه داخلی
interior wall دیوار داخلی
intermediate structure ساختمان داخلی
internal angle زاویه ی داخلی
home trade تجارت داخلی
internal armature ارمیچر داخلی
home rule حکومت داخلی
home product محصولات داخلی
home market بازار داخلی
interconnection اتصالی داخلی
inferior conjunction مقارنه داخلی
internal bus مسیر داخلی
internal connection اتصال داخلی
internal consistency سازگاری داخلی
domestic trade بازرگانی داخلی
domestic products محصولات داخلی
domestic market بازار داخلی
domestic industry صنعت داخلی
domestic emergencies موادضروری داخلی
domestic emergencies بحرانهای داخلی
domestic economy اقتصاد داخلی
domestic dualism دوگانگی داخلی
domestic disturbances اختلافات داخلی
ductless gland غددمترشح داخلی
internal conductor سیم داخلی
internal circuit مدار داخلی
inferior planets سیارههای داخلی
internal circuit حلقه داخلی
endosmosis حلول داخلی
internal clock ساعت داخلی
interior architecture معماری داخلی
internal combustion احتراق داخلی
endogenous variable متغیر داخلی
internal commerce تجارت داخلی
internal conductance اندوکتانس داخلی
domestic disturbances اغتشاشات داخلی
internal pole قطب داخلی
insides تو اعضای داخلی
inside تو اعضای داخلی
inside قسمت داخلی
internal structure ساختار داخلی
internal security تامین داخلی
internal supercharger سوپرشارژر داخلی
internal trade بازرگانی داخلی
internal trade تجارت داخلی
internal transactions معاملات داخلی
endoparasite انگل داخلی
internal stress تنش داخلی
internal storage انباره داخلی
internal power مصرف داخلی
internal programme برنامه داخلی
internal reflector رفلکتور داخلی
internal report گزارش داخلی
internal resistance مقاومت داخلی
internal security امنیت داخلی
internal shield غلاف داخلی
internal short circuit کوتهمداری داخلی
internal storage حافظه ی داخلی
internal storage حافظه داخلی
bushes پوسته داخلی
bush پوسته داخلی
interphone مخابرات داخلی
intrados قوس داخلی
inward light نور داخلی
local currency پول داخلی
local subscriber مشترک داخلی
marketing audit کنترل داخلی
municipal court دادگاه داخلی
insiders کارمند داخلی
insider کارمند داخلی
internal voltage ولتاژ داخلی
internal window sill کف پنجره داخلی
internality داخلی بودن
autonomy استقلال داخلی
insides قسمت داخلی
municipal law حقوق داخلی
internal modulation مدولاسیون داخلی
intercom مخابرات داخلی
internal impedance مقاومت داخلی
internal impedance امپدانس داخلی
internal friction اصطکاک داخلی
internal heating گرمایش داخلی
interion architecture معماری داخلی
intercoms ارتباط داخلی
bulkhead جدار داخلی
bulkheads جدار داخلی
civil wars جنگ داخلی
internal furnace کوره داخلی
intercom ارتباط داخلی
civil war جنگ داخلی
internal revenue درامد داخلی
Inland Revenue درامد داخلی
intercoms مخابرات داخلی
civil داخلی حقوقی
internal loss تلف داخلی
interlan angle زاویه داخلی
internal structure سازه داخلی
inward داخلی باطنی
domestic tariff تعرفه داخلی
innards قسمتهای داخلی
stability ثبات داخلی
internal modem مدم داخلی
internal force نیروی داخلی
internal insulation ایزولاسیون داخلی
internal memory حافظه داخلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com