Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
underconsumption theory of
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
Other Matches
underconsumption theory
نظریه مصرف ناکافی
time preference theory of interest
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
marginal productivity theory of
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
consumption theory
نظریه مصرف
theory of consumer's choice
نظریه انتخاب مصرف کننده
consumer advertising
تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
relative income hypothesis
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
innovation theory
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
datum point
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
stages theory of economic growth
نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
datum
سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
scrimpy
ناکافی
inadequate
ناکافی
scant
ناکافی
underproduction
تولید ناکافی
unsuited
ناکافی - ناصالح
average propensity to consume
میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics
امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
a few scraps of information
یک خرده اطلاعات
[ناکافی]
gap in coverage
ناکافی بودن تضمین
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
to underspend
[on]
ناکافی خرج کردن
[برای]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
power consumer
مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume
تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
subsistence theory of wages
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
false origin
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
classical theory of money
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
height datum
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
map plane
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
ternary
در مبنای سه
hexadecimal
مبنای 61
on trust
بر مبنای اعتبار
datum line
خط مبنای سنجش
number base
مبنای عددی
monetary base
مبنای پولی
mobilization base
مبنای بسیج
data base
مبنای اطلاعات
computer based
بر مبنای کامپیوتر
base of fire
مبنای اتش
refrence
مبنای مقایسه
fuselage refrence line
خط مبنای بدنه
troop basis
مبنای یکان
fire base
مبنای اتش
force basis
مبنای یکان
fixed radix
با مبنای ثابت
sentience
مبنای حس وحساسیت
basic of issue
مبنای توزیع
ration basis
مبنای جیره
unit of issue
مبنای توزیع
tax base
مبنای مالیاتی
rationale
مبنای کار
ternary
سه مبنایی در مبنای سه
binary number system
سیستم مبنای دو
ruled based deduction
استنباط بر مبنای مقررات
ratio decidendi
مبنای اصلی تصمیم
altitude separation
حد سطوح مبنای ارتفاع
software base
مبنای نرم افزار
chart datum
مبنای عمق نقشه
base reserves
اماد مبنای ذخیره
basic of issue
مبنای واگذارکردن اقلام
basic tactical unit
یکان مبنای تاکتیکی
wartime load
بار مبنای ناو
computed goto
جهش بر مبنای محاسبه
datum plane
سطح مبنای ارتفاع
troop basis
مبنای واگذاری یکان
datum plane
سطح مبنای اب دریا
force basis
یکانهای مبنای هر قسمت
hydrographic datum
سطح مبنای اب نگاری
datum sweeping mark
علامت مبنای روبش
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
meteorological datum plane
ایستگاه مبنای هواسنجی
mission load
بار مبنای عملیاتی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
color carrier reference
فاز مبنای حامل رنگ
ration basis
مبنای محاسبه جیره غذایی
line of site
خط تراز یا مبنای افق توپ
peak load pricing
قیمت گذاری بر مبنای بارحداکثر
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
hydrographic datum
سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
plane of fire
سطح مبنای مسیر تیراندازی
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
altitude datum
سطح مبنای ارتفاع سنجی
basic load
بار مبنای مهمات یا وسایل
reference number
اعداد مبنای نشانه روی
keypad
و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
pay grade
ضریب ثابت حقوق یا مبنای حقوقی
ambulance basic relay post
پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
denary notation
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
master menu
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
commercial
<adj.>
تجاری
corporate
[commercial]
<adj.>
تجاری
business
<adj.>
تجاری
mercantile
تجاری
for-profit
<adj.>
تجاری
relating to business
<adj.>
تجاری
commercial
تجاری
commerical
تجاری
stare decisis
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
hexadecimal notation
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
gyro plane
سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
opportunism
بر مبنای نفع شخصی تغییر عقیده دادن
hex
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
base logistical command
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
prosyllogism
قضیهای که نتیجه ان مبنای قضیه دیگر باشد
parametric estimate
براوردی که بر مبنای در نظرگرفتن متغیرها انجام میشود
majority rule
شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
current purchasing power
حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
rectification
تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
an unprincipled conduct
رفتاریکه مبنای اخلاقی صحیحی نداشته باشد
brand
علامت تجاری
commercial relations
مناسبات تجاری
trades unions
اتحادیه تجاری
trademark
مارک تجاری
brands
علامت تجاری
trade union
اتحادیه تجاری
trade names
اسم تجاری
trade price
قیمت تجاری
argosy
کشتی تجاری
trade unions
اتحادیه تجاری
commercials
اگهیهای تجاری
trademark
علامت تجاری
trademarks
علامت تجاری
trademarks
مارک تجاری
trade restriction
محدودیت تجاری
trade fair
نمایشگاه تجاری
trade fairs
نمایشگاه تجاری
trade name
اسم تجاری
branding
علامت تجاری
commercial marine
کشتی تجاری
franchise
حق اشتراک تجاری
instrument of commerce
سند تجاری
management group
ائتلاف تجاری
trade balance
موازنه تجاری
trade discount
تخفیف تجاری
business mechines
ماشینهای تجاری
business inventories
موجودی تجاری
business graphics
گرافیکهای تجاری
business failure
ناکامی تجاری
business failure
شکست تجاری
business enterprise
بنگاه تجاری
deal
توافق تجاری
commercial area
منطقه تجاری
commercial attache
وابسته تجاری
memorandum of association
شرکتنامه تجاری
trade barriers
موانع تجاری
trade credit
اعتبار تجاری
businesses
شرکت تجاری
trade cycle
دور تجاری
trade barrier
ممانعت تجاری
commerical language
زبان تجاری
commercial company
شرکت تجاری
business cycle
دور تجاری
business
شرکت تجاری
market freedom
ازادی تجاری
balance of trade
موازنه تجاری
consortiums
ائتلاف تجاری
balance of trade
تراز تجاری
factorship
نمایندگی تجاری
consortium
ائتلاف تجاری
trade mark
علامت تجاری
consortia
ائتلاف تجاری
deals
توافق تجاری
hex
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
equity
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
hexadecimal notation
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
equities
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
to go away
[off]
on business
به سفر تجاری رفتن
to go away on a business trip
به سفر تجاری رفتن
free zone
منطقه ازاد تجاری
liner trade
کشتیرانی منظم تجاری
procyclical
در جهت دور تجاری
big business
واحد تجاری بزرگ
tight squeeze
<idiom>
شرایط سخت تجاری
business software
نرم افزارهای تجاری
business data processing
داده پردازی تجاری
businedd data processing
داده پردازی تجاری
commercial road traffic
ترافیک جاده تجاری
advertising
تبلیغ و آگهی تجاری
refusal to accept a bill
نکول اسناد تجاری
trade balance surplus
مازاد تراز تجاری
trade balance deficit
کسری تراز تجاری
trade agreement
موافقت نامه تجاری
trade cycle
دوره فعالیت تجاری
ship's master
کاپیتان کشتی تجاری
small business computer
کامپیوتر کوچک تجاری
franchise
حق استفاده از اسم تجاری
extensions
تمدید اسناد تجاری
unfair trade practice
اعمال تجاری نادرست
extension
تمدید اسناد تجاری
franchises
حق استفاده از اسم تجاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com