Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English
Persian
disruptive
نفاق افکن
factious
نفاق افکن
Other Matches
split
نفاق
hypocrisy
نفاق
concision
نفاق
dissension
نفاق
faction
نفاق
factionalism
نفاق
factions
نفاق
discord
نفاق
bone of contention
مایه نفاق
bones of contention
مایه نفاق
splitter
نفاق انداز
to make mischief
نفاق انداختن
disunion
انفصال نفاق
kentish fire
که نشانه نفاق ..باشد
dissent
جداشدن نفاق داشتن
dissented
جداشدن نفاق داشتن
dissents
جداشدن نفاق داشتن
To sow the seeds of discrord.
تخم نفاق ودشمنی کاشتن
disunite
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disuniting
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunites
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunited
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
adumbral
سایه افکن
umbriferous
سایه افکن
bombardier
بمب افکن
irradiative
پرتو افکن
peashooters
نخود افکن
peashooter
نخود افکن
torpedo boat
اژدر افکن
flame thrower
شعله افکن
fire thrower
شعله افکن
falmethrower
شعله افکن
electron injector
الکترون افکن
projectors
پیش افکن
radiators
گرما افکن
searchlight
نور افکن
bombers
بمب افکن
bomber
بمب افکن
shadowy
سایه افکن
searchlights
نور افکن
projectors
پرتو افکن
projector
پیش افکن
radiator
گرما افکن
projector
پرتو افکن
trajectory
فرا افکن
trajectories
فرا افکن
torpedo boat
ناوچه اژدر افکن
bomber
هواپیمای بمب افکن
pt boat
ناوچه اژدر افکن
pharos
نور افکن دریایی
destroyer boat
قایق اژدر افکن
bombers
هواپیمای بمب افکن
fighter bomber
شکاری- بمب افکن
searchlight
اشعه نور افکن
shady
سایه افکن مشکوک
searchlights
اشعه نور افکن
torpedo plane
هواپیمای اژدر افکن
broad beam headlamp
نور افکن با تشعشع عرضی
stratojet
نوعی هواپیمای بمب افکن قاره پیمای 6 موتوره
stratofortress
نوعی هواپیمای قاره پیمای استراتژیکی بمب افکن 8موتوره
apartheid
نفاق و جدایی بین سیاه پوستان و سفید پوستان افریقای جنوبی
hustler
بمب افکن استراتژیکی قابل حمل بمب اتمی که با چهارموتور جت مجهز است
hustlers
بمب افکن استراتژیکی قابل حمل بمب اتمی که با چهارموتور جت مجهز است
mark mark
اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
dive bomber
هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
clouds
ابری شدن سایه افکن شدن
clouding
ابری شدن سایه افکن شدن
cloud
ابری شدن سایه افکن شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com