Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (4 milliseconds)
English
Persian
self tightening
نفس خویش را درتنگنا قراردهنده
Other Matches
to drive into a corner
درتنگنا انداختن
tree
درتنگنا قرا ردادن
with one's back to the walking
درتنگنا عاجز شده تک مانده درجنگ
lock out
درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
kindred
خویش
self
خویش
relation
خویش
kinswoman
خویش
connexions
خویش
connection
خویش
kin
خویش
kinswomen
خویش
relativein law
خویش سببی
nepotist
خویش پرست
he is kin to me
او خویش منست
he is kin to me
اوبامن خویش
self discharging
رهاکننده خویش
sib
خویش وقوم
to take after number one
در فکر خویش بودن
to call cousins
قوم و خویش داشتن
shirt-tails
قوم و خویش دور
shirt-tail
قوم و خویش دور
affinity
قوم و خویش سببی
niece
خویش و قوم مونث
nieces
خویش و قوم مونث
nepotism
خویش و قوم پرستی
germane
منتسب خویش و قوم
kin
قوم و خویش خویشی
self tightening
برنفس خویش فشاروارد اورنده
Every thing is good in its season.
<proverb>
که هر چیزى به جاى خویش نیکوست.
to take care of number one
در فکر خویش بودن از خودتوجه گردن
non commital
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
devisor
کسیکه بمیل خویش چیزی رابدیگری بارث می گذارد مورث
self condemned
محکوم شده توسط نفس خود مقصر نزد وجدان خویش
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
self absorption
غرق در خویش غرق شدن در افکار
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com