English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (6 milliseconds)
English Persian
towear a mask نقاب زدن ماسک زدن
Search result with all words
to be masked نقاب یا ماسک زدن
Other Matches
membrane نقاب
masks نقاب
screened نقاب
screen نقاب
cornice نقاب
cornices نقاب
personas نقاب
personae نقاب
persona نقاب
veils نقاب
veil نقاب
screening, screenings نقاب
veiling نقاب
vizard نقاب
face wall نقاب
membranes نقاب
screens نقاب
mask نقاب
vizard نقاب محافظ
masquer نقاب پوش
larvated نقاب دار
masked ball رقص با نقاب
masked balls رقص با نقاب
data mask نقاب داده ها
unmasks نقاب برداشتن از
unmasking نقاب برداشتن از
unmasked نقاب برداشتن از
unmask نقاب برداشتن از
masking نقاب گذاری
mummery لال بازی با نقاب
mask ماسک
masks ماسک
face wall ماسک
guises ماسک
guise ماسک
mumming نقاب پوشی و لال بازی
gas masks ماسک گاز
masquer ماسک پوش
gas mask ماسک ضد گاز
masker ماسک دار
a face-pack ماسک صورت
protective mask ماسک ضد گاز
safty face shield ماسک ایمنی
service anti gas respirator ماسک ضد گاز
smoke mask ماسک ضد دود
dust respirator ماسک تنفسی
gas masks ماسک ضد گاز
gas mask ماسک گاز
face guard ماسک محافظ
helmets ماسک محافظ
helmet ماسک محافظ
masked ماسک زده
breathing gear ماسک تنفسی
death mask ماسک صورت مرده
face mask ماسک محافظ صورت
snorkeler غواص با ماسک و لوله
I'd like a face-pack. من ماسک صورت میخواهم.
death masks ماسک صورت مرده
dust respirator ماسک ضد گردو غبار
bird cage ماسک مخصوص خط نگهدار
flap لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
flapped لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
flaps لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
snorkeling غواصی بکمک لوله و ماسک
acid vapor canister ماسک حفافت در برابر بخاراسید
mask ماسک زدن پنهان کردن
masks ماسک زدن پنهان کردن
to go a mumming در دسته نقاب پوشان و لال بازان شرکت کردن
facr piece قسمت مربوط به صورت ماسک ضد گاز
gas mixture shielded metal arc welding جوشکاری قوسی با ماسک محافظ- مخلوط گاز
purge valve لوله مخصوص بیرون فرستادن اب از ماسک بافشار هوای بینی
maskable وقفهای که توسط ماسک وقفه قابل فعال شدن است
geek یکی از بازیکنان بالماسکه وکارناوال که غالبا دارای ماسک منقاردار است
masks محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
mask محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
masks وسیله حافظه فقط خواندنی که در حین سافت برنامه ریزی شده است با اعمال آهن در نواحی انتخاب شده که به صورت ماسک مشخص شده اند
mask وسیله حافظه فقط خواندنی که در حین سافت برنامه ریزی شده است با اعمال آهن در نواحی انتخاب شده که به صورت ماسک مشخص شده اند
interrupts خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupting خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupt خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com