Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
animalist
نقاش جانور
Other Matches
epizoic
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
coloursit
نقاش
colorist
نقاش
painter
نقاش
painters
نقاش
pounces
گرده نقاش
pouncing
گرده نقاش
cartoonist
نقاش کارتون
cartoonists
نقاش کارتون
dauber
نقاش بی مهارت
drawers
طراح نقاش
drawer
طراح نقاش
pounced
گرده نقاش
pictor
سه پایه نقاش
pictoris
سه پایه نقاش
pounce
گرده نقاش
colourist
نقاش رنگ امیز
self-portrait
تصویری که نقاش از خودبکشد
artists
نقاش و هنرمند موسیقیدان
artist
نقاش و هنرمند موسیقیدان
self-portraits
تصویری که نقاش از خودبکشد
self portrait
تصویری که نقاش از خودبکشد
grainer
نقاش منظره ها و پردههای نمایش
paysagist
نقاش دور نما ساز
manichean
پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
luminist
نقاش سایه روشن نما
manichaean
پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichee
پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manes
ارواح اموات مانی نقاش
to make a r for something
برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
Pre-Raphaelites
هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
Pre-Raphaelite
هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
ruffianly
جانور خو
structure of an animal
جانور
nightwalker
جانور شب پر
it pron
ان جانور
animalize
جانور
johnny
جانور نر
malacostracan
جانور
apod
جانور بی پا
creatures
جانور
creature
جانور
he
جانور نر
beasts
جانور
animal
جانور
animals
جانور
beast
جانور
it
ان جانور
strayed
جانور ولگرد
tardigrade
جانور کندرو
brutality
جانور خویی
stinkard
جانور بدبو
pollard
جانور بی شاخ
shell fish
جانور صدف
zootheism
جانور پرستی
edentate
جانور بی دندان
beastliness
جانور خویی
brutalization
جانور خویی
strays
جانور بی صاحب
rodent
جانور جونده
stray
جانور بی صاحب
craw
معده جانور
zoophilous
علاقمند به جانور
zoophilic
علاقمند به جانور
zoophagous
جانور خوار
saxicolous
جانور سنگ زی
scrag
جانور نحیف
saxicoline
جانور سنگ زی
saprozoon
جانور پوده زی
mammiferous
جانور پستاندار
amoebas
جانور تک سلولی
amoebae
جانور تک سلولی
amoeba
جانور تک سلولی
milker
جانور شیرده
monocule
جانور یک چشم
nekton
جانور شناور
perissodactyl
جانور فرد سم
pelagian
جانور دریایی
amebas
جانور تک سلولی
rodents
جانور جونده
plantigrade
جانور دوپا
mammifer
جانور پستاندار
brutalities
جانور خویی
pudge
جانور چاق
polystome
جانور بسیار
polystomatous
جانور بسیار
polypod
جانور بسیارپا
poikilothermism
خونسردی جانور
ungulate
جانور سم دار
poikilotherm
جانور خونسرد
amebae
جانور تک سلولی
zoology
جانور شناسی
zoologist
جانور شناس
brute
جانور حیوان
scavengers
جانور لاشخور
on heat
[British E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
proud
<adj.>
جانور حشری
fauna
جانور نامه
scavenger
جانور لاشخور
brutes
جانور حیوان
animalculum
جانور ریزه
game
جانور شکاری
brutal
جانور خوی
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
straying
جانور بی صاحب
in heat
[American E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
zootomy
جانور شکافی
hybrid
جانور دورگه
ratcatcher
موش گیر
[جانور]
rat catcher
موش گیر
[جانور]
paleozoology
دیرین جانور شناسی
ratter
موش گیر
[جانور]
phyllopod
جانور برگ پای
zoophyte
جانور گیاه سان
phytozoon
جانور گیاه نما
pleophagous
چند جانور خوار
in rut
<adj.>
حشری
[جانور شناسی]
shedder
جانور پوست انداز
zoography
جانور شناسی تطبیقی
white face
جانور پیشانی سفید
tropicopolitan
گیاه یا جانور گرمسیری
quadruped
چهارپا
[جانور شناسی]
zoomorphic
شبیه جانور جانورسان
rutting
<adj.>
حشری
[جانور مرد]
viviparous
جانور زنده زا ولود
orca
جانور بزرگ دریایی
tentacles
موی حساس جانور
lairs
محل استراحت جانور
lair
محل استراحت جانور
aquatic
جانور یا گیاه ابزی
beast of ravin
جانور درنده یاشکاری
arthropod
جانور مفصل دار
female
زنانه جانور ماده
heats
طلب شدن جانور
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
animalculum
جانور ذره بینی
heat
طلب شدن جانور
animalcule
جانور ذره بینی
jumbo
جانور غول اسا
marsupial
جانور کیسه دار
marsupials
جانور کیسه دار
slugged
چارپاره جانور کندرو
slug
چارپاره جانور کندرو
migrants
سیار جانور مهاجر
endotherm
جانور خون گرم
migrant
سیار جانور مهاجر
scavengers
جانور کثافت خور
scavenger
جانور کثافت خور
anteaters
جانور پستاندارمورچه خوار
bestialize
جانور خوی نمودن
anteater
جانور پستاندارمورچه خوار
slugs
چارپاره جانور کندرو
holozoic
جانور خوراک گیر
amphibiotic
وابسته به جانور دوزیستی
footpad
پای جانور پهنه پا
dentition
وضع تعداددندانهای جانور
sacs
عضوکیسه مانند جانور
sac
عضوکیسه مانند جانور
mollusk
جانور نرم تن حلزون
pachyderm
جانور پوست کلفت
nematocyst
نیش جانور مرجانی
nervure
رگه بندی جانور
jumbos
جانور غول اسا
malacoderm
جانور نرم پوست
orc
جانور بزرگ دریایی
dolphin
دولفین
[جانور شناسی]
molluscs
جانور نرم تن حلزون
tentacle
موی حساس جانور
pachyderms
جانور پوست کلفت
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
mollusc
جانور نرم تن حلزون
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
cyclostome
جانور از راسته دهان گردان
vermin
جانور افت حشرات موذی
cyclostomate
وابسته به جانور دهان گرد
slugged
جانور تنبل گردونه کندرو
slugs
جانور تنبل گردونه کندرو
beaver
سگ آبی
[حیوانات و جانور شناسی]
bestial
شبیه حیوان جانور خوی
mane
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
crest
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
slug
جانور تنبل گردونه کندرو
insectivore
جانور یا گیاه حشره خوار
kutum
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Black Sea roach
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
isopod
جانور سخت پوست بر>=< پای
isopodan
جانور سخت پوست بر>=< پای
Caspian kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
lyncean
مانند جانور سیاه گوش
Rutilus kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Rutilus frisii
ماهی سفید
[جانور شناسی]
phylogeny
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
omnivore
جانور همه چیز خوار
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
fisher
جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
Caspian White Fish
ماهی سفید
[جانور شناسی]
gast
وحشت جانور بدون اولاد
endozoic
دارای زندگی دردرون جانور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com