Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
three arm protractor
نقاله سه شاخه
Other Matches
hierarchical communications system
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
arborization
شاخه شاخه شدگی
branches
شاخه شاخه شدن
forkedly
بطور شاخه شاخه
branch
شاخه شاخه شدن
ramify
شاخه شاخه شدن
travelers
نقاله
traveller
نقاله
travellers
نقاله
protractor
نقاله
protractors
نقاله
belt conveyor
نقاله
bevel protractor
نقاله
bevel steel square
نقاله
conveyor
نقاله
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
wire ropeway
سیم نقاله
ropeway
سیم نقاله
tugger
وسیله نقاله
protractor
الت نقاله
ropeway
طناب نقاله
conveyor belt
نوار نقاله
conveyor belt
تسمه نقاله
protractors
الت نقاله
conveyor belts
نوار نقاله
telpher line
سیم نقاله
conveyor belts
تسمه نقاله
belt conveyor
نوار نقاله
drawing goniometer
نقاله رسم
boatswain's chair
صندلی نقاله
helical conveyor
نقاله حلزونی
hoist brake
ترمز نقاله
hoisted
چرخ بالاکش نقاله
range deflection protractor
نقاله سمت و برد
cable way
سیم یا کابل نقاله
declination protractor
نقاله انحراف سنج
drag chain conveyor
نقاله با زنجیر مقاوم
hoist
چرخ بالاکش نقاله
hoists
چرخ بالاکش نقاله
angle gage
نقاله زاویه یاب
helical conveyor
نقاله پیچی یا حلزونی
telpherage
استفاده از دستگاه نقاله برقی
bifurcate
چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
crosshead
وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
branch lines
شاخه
branch line
شاخه
knag
ته شاخه
limbless
بی شاخه
boughs
شاخه
bough
شاخه
nid
شاخه
branch cutter
شاخه بر
intersection leg
شاخه
plug
دو شاخه
nib
شاخه
furcate
شاخه شاخه
acaulescent
بی شاخه
nibs
شاخه
connection plug
دو شاخه
embranchment
شاخه
plugs
دو شاخه
bifurcation
شاخه
plugging
دو شاخه
doddered
بی شاخه
trifurcation
سه شاخه
trifid
سه شاخه
virga
شاخه
branch
شاخه
three way
سه شاخه
limb
شاخه
limbs
شاخه
fork
سه شاخه
fork
شاخه
forking
سه شاخه
Br
شاخه
forking
شاخه
branches
شاخه
variation
شاخه
pin
در شاخه
ramulose
شاخه شاخه
variations
شاخه
arm
شاخه
ramulous
شاخه شاخه
ramus
شاخه
pinned
در شاخه
pinning
در شاخه
female plug
دو شاخه ماده
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
easing out line
شاخه شل کننده
distributary
رود شاخه
dog leg
شاخه فرعی
disbranch
بی شاخه کردن
line of business
شاخه پیشه
cable connector
دو شاخه کابل
insessorial
شاخه نشین
secateur
شاخه قطع کن
intersection leg
شاخه یک همبر
lamin
شاخه پردهای
lamina
شاخه پردهای
ramify
شاخه بستن
linear portion
شاخه خطی
ramify
شاخه دادن
ram's horn hook
قلاب دو شاخه
outbranch
شاخه گستردن
passerine
شاخه نشین
ramiform
شاخه مانند
spriggy
شاخه دار
subshrub
شاخه کوچک
gray ramus
شاخه خاکستری
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
traverse leg
شاخه پیمایش
viminal
شاخه دهنده
twing
شاخه کوچک
twiggy
شاخه دار
twigged
شاخه دار
triradiate
سه شاخه سه شعاعی
tow level forked junction
دو شاخه دو ترازه
tow level forked junction
دو شاخه ناهمکف
provine
شاخه خوابانده
spray
شاخه کوچک
sprigs
شاخه کوچک
prongs
شاخه رودیانهر
branch
شاخه دراوردن
twig
: شاخه کوچک
twigs
: شاخه کوچک
tuning fork
دو شاخه صوتی
tuning forks
دو شاخه صوتی
prong
شاخه رودیانهر
blind alleys
شاخه بن بست
blind alley
شاخه بن بست
tributaries
شاخه انشعاب
tributaries
شاخه رود
tributary
شاخه انشعاب
tributary
شاخه رود
branches
شاخه دراوردن
sprig
شاخه کوچک
sprayed
شاخه کوچک
spraying
شاخه کوچک
sprays
شاخه کوچک
forked
شاخه دار
alleyways
شاخه ماز
alleys
شاخه ماز
alley
شاخه ماز
crotch
تیر دو شاخه
coppices
شاخه زاد
crotches
تیر دو شاخه
field
شاخه
[دانشی]
area
شاخه
[دانشی]
coppice
شاخه زاد
division
شاخه
[دانشی]
sprout
جوانه شاخه
sprouted
جوانه شاخه
biramous
دارای دو شاخه
winging
شاخه شعبه
affluent
شاخه رود
arborescent
شاخه مانند
banana pin
دو شاخه رادیو
branchy
شاخه دار
battery charging plug
دو شاخه باتری پر کن
bifurcate
دو شاخه شدن
grain
شاخه چنگال
sprouts
جوانه شاخه
boughed
شاخه دار
wing
شاخه شعبه
branch
شاخه
[دانشی]
toppers
شاخه زن سوهان
topper
شاخه زن سوهان
ramification
شاخه شاخگی
branching
شاخه گزینی
branchlet
شاخه کوچک
ramifications
شاخه شاخگی
offshoots
شاخه نورسته
link
شاخه رابط
offshoot
شاخه نورسته
deadwood
شاخه خشکیده درخت
twin plug
دو شاخه وسایل برقی
two pin plug
دو شاخه وسایل برقی
To cut off a branch .
شاخه ای را قطع کردن
wind component
شاخه سمتی باد
to lop off a branch
[from a tree]
شاخه ای را
[از درختی]
بریدن
cluster bombs
اویز چند شاخه
cluster bomb
اویز چند شاخه
tine
نوک شاخه یاسیخ
cluster
اویز چند شاخه
tri corn
کلاه سه گوشه سه شاخه
utensil plug
دو شاخه وسایل برقی
bifurcation
شکاف گاه شاخه
clusters
اویز چند شاخه
pricket
شمعدان شاخه دار
percher
مرغ شاخه نشین
leg
شاخه مسیر حرکت
legs
شاخه مسیر حرکت
layers
رگه شاخه خوابانده
layer
رگه شاخه خوابانده
hierarchical communications system
شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
bifurcation
تقسیم بدو شاخه
strick
شاخه درخت کتان
dog-leg
[شاخه فرعی پله]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com