Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
psychodrama
نقش گزاری روانی
Other Matches
wire service
خبر گزاری
role playing
نقش گزاری
wire services
خبر گزاری
devoir
حرمت گزاری
role enactment
نقش گزاری
obsequies
ختم گزاری
Thanksgiving
شکر گزاری
complainingly
باگله گزاری
role-playing
نقش گزاری
hypnodrama
نقش گزاری هیپنوتیسمی
sociodrama
نقش گزاری اجتماعی
improvisation
نقش گزاری ارتجالی
matter of
موجبات گله گزاری
to give thanks
سپاس گزاری کردن تشکرکردن
longitudinal reinforcement
[فولاد گزاری طولی در بتن]
canons
مجموعه کتب قانون گزاری کردن
canon
مجموعه کتب قانون گزاری کردن
i thanked him for his trouble
برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
to express one's heartfelt
قبلا سپاس گزاری کردن تشکرات قلبی خودرا تقدیم کردن
rehyphenation
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
grammar
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
grammars
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
psychological
روانی
freedoms
روانی
yield point
حد روانی
flowed
روانی
subversive
روانی
subversives
روانی
freedom
روانی
fluidity
روانی
flows
روانی
volubility
روانی
mental
روانی
psychical
روانی
mellifluence
روانی
psychic
روانی
liquid limit
حد روانی
fluency
روانی
facility
روانی
flow
روانی
psychiatric hospital
بیمارستان روانی
psychic apparatus
دستگاه روانی
physical psychological
جسمی- روانی
psychiatric social work
مددکاری روانی
psychiatric nurse
پرستار روانی
psychasthenia
ضعف روانی
physical psychological
تنی- روانی
mental economy
اقتصاد روانی
mental examination
معاینه روانی
mental health
بهداشت روانی
mental disorder
بیماری روانی
mental disturbance
اختلال روانی
playing the man
بازی روانی
mental health
سلامت روانی
mental hygiene
بهداشت روانی
mental status
وضع روانی
mental test
ازمون روانی
psychological test
ازمون روانی
neurasthenia
خسته روانی
mental disorder
اختلال روانی
psychiatric disorder
اختلال روانی
psychic blindness
نابینایی روانی
psychomotor
روانی- حرکتی
supersensible
روحی روانی
psychopathy
معالجه روانی
psychopathy
اختلالات روانی
psychopaysical
روانی- فیزیکی
psychopharmacology
داروشناسی روانی
psychosexual
روانی- جنسی
psychosocial
روانی- اجتماعی
psychosurgery
جراحی روانی
psyho
بیمار روانی
sociopsychological
اجتماعی- روانی
stream of consciousness
تسلسل روانی
versatility
روانی مهارت
psychological space
فضای روانی
psychological scale
مقیاس روانی
psychic deafness
ناشنوایی روانی
psychic energy
نیروی روانی
psychic secretion
تراوش روانی
psychic trauma
اسیب روانی
psychodiagnosis
تشخیص روانی
psychogenesis
پدیدایی روانی
psychognosis
شناخت روانی
psychograph
نمودار روانی
psycholepsis
افت روانی
psycholepsy
افت روانی
psychological environment
محیط روانی
psychological factors
عوامل روانی
psychological field
میدان روانی
psychological operations
عملیات روانی
mental illness
بیماری روانی
psychopath
بیمار روانی
psychotherapy
درمان روانی
sanity
سلامت روانی
mentally
از نظر روانی
stress
فشار روانی
psychological warfare
جنگ روانی
mood
وضع روانی
moods
وضع روانی
nervous breakdown
فروباشی روانی
nervous breakdown
بحران روانی
nervous breakdowns
فروباشی روانی
nervous breakdowns
بحران روانی
fluidity
روانی بیان
psychiatry
پزشکی روانی
psychoanalysis
تحلیل روانی
psychopaths
بیمار روانی
neuroses
اختلال روانی
neurosis
اختلال روانی
flows
روانی سلاست
flowed
روانی سلاست
stresses
فشار روانی
stressing
فشار روانی
flow
روانی سلاست
psychosis
بیماری روانی
psychotic
بیمار روانی
complex
عقده روانی
complexes
عقده روانی
analeptic
نیروبخش روانی
cathexis
انرژی روانی
exopsychic
برون روانی
mental conflict
تعارض روانی
intrapsychic
درون روانی
liquid limit
مرز روانی
liquid limit test
ازمون حد روانی
gift of the gab
روانی زبان
cathexis
نیروگذاری روانی
cathexis
تمرکز روانی
ease of style
روانی انشا
endopsychic
درون روانی
mental derangement
اشفتگی روانی
mental disease
بیماری روانی
mental measurement
اندازه گیری روانی
psychomotor tests
ازمونهای روانی- حرکتی
intrapsychic conflict
تعارض درون روانی
psychonomics
محیط شناسی روانی
psychosomatic disease
بیماری روانی- تنی
stressing
تنش جسمانی- روانی
psychopathologist
اسیب شناس روانی
psychopathology
اسیب شناسی روانی
psychotherapeutic
وابسته بدرمان روانی
stresses
تنش جسمانی- روانی
reagent
موضوع ازمایش روانی
stressable
<adj.>
فشار روانی پذیر
psychopath
مبتلا بامراض روانی
viscosity
ناروانی کند روانی
psychopaths
مبتلا بامراض روانی
to speak with f.
به روانی سخن گفتن
reflux column
ستون باز روانی
stress tolerance
تحمل فشار روانی
psychomotor retardation
کندی روانی- حرکتی
stress
تنش جسمانی- روانی
mental element of crime
عنصر روانی جرم
reflux condenser
چگالنده باز روانی
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
pgr
بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex
بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
psychodynamics
پویش شناسی روانی
psychological warfare
عملیات جنگ روانی
psychodiagnostics
ابزارهای تشخیص روانی
nervous breakdown
درماندگی روانی
[پزشکی]
psychognosis
مطالعه عمیق روانی
psychic determinism
علیت گرایی روانی
psi ability
توانایی فرا روانی
psychasthenia
خستگی روانی بی تصیمی
california psychological inventory
پرسشنامه روانی کالیفرنیا
nervous breakdown
واماندگی روانی
[پزشکی]
psychognosy
مطالعه عمیق روانی
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
depth psychology
تجزیه و تحلیل روانی
neuropsychiatric
مرض روانی و عصبی
psychomotor agitation
بیقراری روانی- حرکتی
psychologism
پیروی از اصول روانی
neuropsychiatric
درمان روانی عصبی
phrenology
جمجمه شناسی روانی
facility
وسیله تسهیل روانی
acute stress reaction
واکنش حاد فشار روانی
psychoneural parallelism
توازی نگری روانی- عصبی
psychopathology
علم اسیب شناسی روانی
mental deficiency
عقب ماندگی روانی وفکری
psychomotor stimulant
داروی محرک روانی- حرکتی
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychognosis
تحقیقات روانی روان پژوهش
psychognosy
تحقیقات روانی روان پژوهش
illinois test of psycholinguistic
ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
psychergograph
دستگاه اندازه گیری کار روانی
cathectic
وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
dsm
راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
psychoneurosis
ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
psychosurgery
جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
consolidation psychological operation
عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
psychanalyze
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
depression
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
How does he
[she]
tick?
او
[مرد ]
[زن]
چطور
[از نظر روانی]
عمل میکند؟
schizoid
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
depressions
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
strategic
استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com