English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (6 milliseconds)
English Persian
sulfide نمک یااسترسولفید هیدروژن
sulphide نمک یااسترسولفید هیدروژن
Other Matches
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
hydric هیدروژن دار وابسته به هیدروژن
catalytic hydrogenation هیدروژن دار کردن کاتالیزوری هیدروژن دارشدن کاتالیزوری
dehydroisomerization همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
hydrogenation هیدروژن دار کردن هیدروژن دار شدن
hydrogen هیدروژن
hydrodimerization دوپارش با هیدروژن
hydrogen sulphide سولفید هیدروژن
parahydrogen هیدروژن پارا
hydrodimerization دی مرشدن با هیدروژن
tertiary hydrogen هیدروژن 3 درجه
hydrogenate هیدروژن دادن
hydrogenation هیدروژن دهی
hydrogenolysis هیدروژن کافت
hydrotreating هیدروژن کاری
liquid hydrogen هیدروژن مایع
orthohydrogen هیدروژن ارتو
secondary hydrogen هیدروژن 2 درجه
hydrocracking کراکینگ با هیدروژن
hydrogenator هیدروژن ساز
heavy hydrogen هیدروژن سنگین
acid function یون هیدروژن
acid hydrogen هیدروژن اسیدی
dehydrogenation هیدروژن زدایی
heydrogenize هیدروژن دادن
active hydrogen هیدروژن فعال
light hydrogen هیدروژن سبک یا معمولی
secondary hydrogen هیدروژن درجه دوم
sodium hydrogen carbonate سدیم هیدروژن کربنات
standard hydrogen electrode الکتورد هیدروژن استاندارد
hydrogen like orbital اوربیتال هیدروژن مانند
tertiary hydrogen هیدروژن نوع سوم
labile hydrogen هیدروژن تند اثر
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
hydrogen flame detector اشکارساز شعلهای هیدروژن
pyrolytic dehydrogenation هیدروژن زدایی تفکافتی
hydrogen like atom اتم هیدروژن مانند
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
hydrogenation عمل تبدیل به هیدروژن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
hydride ترکیب هیدروژن دار هیدروکسید
sodium monohydrogen carbonate سدیم مونو هیدروژن کربنات
dehydrocyclization حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
hydrogenate سبب ترکیب چیزی با هیدروژن شدن
atomic hydrogen arc welding جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
hydrochloric دارای هیدروژن و کلورین جوهر نمک
chlorinated hydrocarbon ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
monad ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
proton هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
protons هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
hydrogenize با هیدروژن ترکیب کردن هیدروژنی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com