English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (3 milliseconds)
English Persian
it is not p for meto stay نمیتوانم بمانم
Other Matches
i cannot think of it فکرش را نمیتوانم بکنم تصورش راهم نمیتوانم بکنم
i decided to stay بر ان شدم که بمانم
i wish to stay here میخواهم اینجا بمانم
I will be staying a month من میخواهم یک ماه بمانم.
he whispered me to stay بمن گفت که بمانم
I will be staying a few days من میخواهم یک هفته بمانم.
I will be staying a few days من میخواهم چند روزی بمانم.
i intend to stay here قصد دارم اینجا بمانم
i should p stay at home بهتر است در خانه بمانم
olives a good oil من نمیتوانم انرابخرم
if i only could see him حیف که نمیتوانم او راببینم
i know not neither can i guess نمیدانم و حدس هم نمیتوانم بزنم
i am impatient for it نمیتوانم برای ان صبر کنم
i cannot positively promise نمیتوانم قول قطعی بدهم
iam not patient of hunger من نمیتوانم تاب گرسنگی رابیاورم
i cannot say him nay نمتوانم پاسخ رد به او بدهم نمیتوانم به او
iam so tired that i cannot eat چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
we cannot trace the petitioner نمیتوانم سابقه عرضحال دهنده را پیدا کنم
i have no idea of that هیچ اگاهی از ان ندارم نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com