English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (4 milliseconds)
English Persian
It was a sumptuous lunch . نهار مفصلی بود
Other Matches
axle stub اکسل کوتاه بدون حرکتی که چرخها و پینهای مفصلی وسیله نقلیه برای راندن ماشین بر روی ان سوار شده و مناسب حرکت زاویهای محدودی است حول پینهای مفصلی
uniarticulate یک بندی یک مفصلی تک مفصلی
forty winks چرت پس از نهار
diurnal a قوس نهار
postprandial بعد از نهار
meals شام یا نهار ارد
meal شام یا نهار ارد
We had a foul meal for lunch. نهار گندی خوردیم
We had our lunch at companys expense . بخرج شرکت نهار خوردیم
to cook پختن [مانند سوپ و نهار و شام]
articular مفصلی
keage مفصلی
hinged مفصلی
trimerous سه مفصلی
articulated مفصلی
articulated jack جک مفصلی
arthrosis استحاله مفصلی
articulated shaft محور مفصلی
articular sensations احساسهای مفصلی
articulated rotor روتور مفصلی
knuckle joint لولای مفصلی
propeller shaft محور مفصلی
spigot and socket joint اتصال مفصلی
pivot point نقطه مفصلی
sleeve coupling تزویج مفصلی
socket pipe لوله مفصلی
synovia رطوبت مفصلی
articulation wales چوب بست مفصلی
hinged support تکیه گاه مفصلی
clevis اتصال پنجه مفصلی
articulated vehicle وسیله نقلیه مفصلی
bursitis اماس کیسههای مفصلی
They gave him a sound thrashing . اورا کتک مفصلی زدند
hinge joint مفصلی که دریک سطح حرکت کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com