English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (5 milliseconds)
English Persian
cook of mess نوبتچی اشپزخانه
Other Matches
central pastry kitchen اشپزخانه ثابت پادگانی اشپزخانه غیر صحرایی
cookery اشپزخانه
kitchens اشپزخانه
kitchen اشپزخانه
cook hole اشپزخانه
galley اشپزخانه
galley اشپزخانه کشتی
roll kitchen اشپزخانه متحرک
kitchenware فروف اشپزخانه
utensils لوازم اشپزخانه
galley اشپزخانه قایق
hogwash گنداب اشپزخانه
caboose اشپزخانه کشتی
kitchen stuff لوازم اشپزخانه
field kitchen اشپزخانه صحرایی
cook house اشپزخانه اردو
cook house اشپزخانه کشتی
kitchenettes اشپزخانه کوچک
utensil لوازم اشپزخانه
kitchenette اشپزخانه کوچک
sinks دست شویی اشپزخانه
dresser میز یاقفسه اشپزخانه
kitchen utensils فروف واسباب اشپزخانه
dressers میز یاقفسه اشپزخانه
culinary مربوط به اشپزخانه اشپخانهای
diet kitchen اشپزخانه بیماران فقیر
sink دست شویی اشپزخانه
pigwash گنداب اشپزخانه که بخوکان میدهند
pig's wash گنداب اشپزخانه که به خوکان میدهند
scullery جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
kitchen cabinet اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
chuck wagon واگن اشپزخانه و وسایل اشپزی ترن
sculleries جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
slopped غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopping غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slop غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
scullery اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
sculleries اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
mess sergeant گروهبان اشپزخانه گروهبان غذا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com