English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
continous rolling نورد دائمی
Search result with all words
continous rod mill دستگاه نورد سیم دائمی
Other Matches
standing orders دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing order دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
retainer حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainers حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
sequential دائمی
constant دائمی
standing دائمی
perennial دائمی
continous دائمی
perennials دائمی
constants دائمی
ceaseless دائمی
first string دائمی
permanent دائمی
permanent storage انبارش دائمی
permanent storage انباره دائمی
permanent saving پس انداز دائمی
permanent magnet اهنربای دائمی
permanent structures ساختمانهای دائمی
continous earth زمین دائمی
permanent load بار دائمی
permanent way مسیر دائمی
standing army ارتش دائمی
standing committee کمیته دائمی
steady flow جریان دائمی
permanent insane مجنون دائمی
permanent storage حافظه دائمی
everlasting همیشگی دائمی
permanent fault عیب دائمی
permanent tooth دندان دائمی
permanent store انباره دائمی
permanent hardness سختی دائمی
premanent way خط ثابت خط دائمی
regular army ارتش دائمی
regular salary حقوق دائمی
permanent error خطای دائمی
permanent consumption مصرف دائمی
persistent inflation تورم دائمی
consistent flow جریان دائمی
constant power توان دائمی
permanent income درامد دائمی
eternal بی پایان دائمی
continous operation کار دائمی
sustained speed سرعت دائمی
continual دائمی همیشگی
continous running گردش دائمی
continous cycle گردش دائمی
permanent سیر دائمی
permanent دائمی ماندنی
permanent color رنگ دائمی
costant load بار دائمی
creep limit حد انبساط دائمی
steady state حالت دائمی
rolls نورد
drum نورد
beams نورد
beam نورد
carriages نورد
carriage نورد
rolled copper strips مس نورد
drummed نورد
roller نورد
rollers نورد
rolled نورد
roll نورد
inking roller نورد
continous heating furnace کوره حرارتی دائمی
fatigue bending machine دستگاه خمش دائمی
continous anealing furnace کوره ملتهب دائمی
fatigue bending test ازمایش خمش دائمی
keelboat قایق با تیر دائمی کف
continous traction نیروی کشش دائمی
continous conveyor بالابر دائمی و ثابت
continous mixer مخلوط کننده دائمی
continous strand furnace کوره رشتهای دائمی
continous milling machine دستگاه فرز دائمی
cruising speed سرعت دائمی اتومبیل
permanent magnet steel فولاد اهنربای دائمی
sustained short circuit اتصال کوتاه دائمی
continuous rain بارش باران دائمی
permanent residence permit جواز اقامت دائمی
indefinite leave to remain [British E] جواز اقامت دائمی
fereter [معابد دائمی در کلیساها]
perpetual motion machine ماشین خودکار دائمی
seagoing دریا نورد
roll stand مقام نورد
roll pass رخده نورد
roll pass کالیبر نورد
warp beam نورد بالا
sheet roll نورد ورق
dummy roll نورد کور
cross roll نورد عرضی
rolling mill دستگاه نورد
sailer دریا نورد
shipper دریا نورد
shipman دریا نورد
seafarer دریا نورد
universal roll نورد یونیورسال
grooved roll نورد شیاردار
seagoer دریا نورد
breast نورد پایین
blooming roll نورد شمشه
roll نورد کردن
rolled نورد کردن
rolls نورد کردن
sailor دریا نورد
sailors دریا نورد
roller قرقره نورد
rollers قرقره نورد
alpinist کوه نورد
center disc roll نورد دیسکی
carriage return بازگشت نورد
blooming train مسافت نورد
carriage control کنترل نورد
breaking down roll نورد شکست
roughing roll پیش نورد
break down roll پیش نورد
rolling نورد زدن
cr بازگشت نورد
mills کارخانه نورد
cosmonaut کیهان نورد
mill کارخانه نورد
cross country mill نورد چلیپایی
cosmonauts کیهان نورد
mountaineer کوه نورد
mountaineers کوه نورد
cragsman کوه نورد
seafarers دریا نورد
engram تحولات دائمی هسته سلول
continous casting plant تاسیسات ریخته گری دائمی
alternating stress تنش نوسان دار دائمی
perpetuates دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetual stock record سابقه دائمی موجودی انبار
engramme تحولات دائمی هسته سلول
continous casting method روش ریخته گری دائمی
continous tinning line تاسیسات قلع کاری دائمی
perpetuating دائمی کردن جاودانی ساختن
perennially بطور ماندگاریا دائمی همیشه
perpetuate دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated دائمی کردن جاودانی ساختن
roll piercing process روش نورد مایل
rolled glass شیشه نورد خورده
beam rolling mill نورد کاری تیر
wire rod mill کالیبر نورد سیم
roll housing پایه دستگاه نورد
blooming stand مقام پیش نورد
breaking down stand مقام پیش نورد
bar work نورد کردن میله
tire rolling mill دستگاه نورد لاستیک
wire rolling mill دستگاه نورد سیم
tire mill دستگاه نورد لاستیک
tube rolling نورد کاری لوله
single stand mill دستگاه نورد یک مقامه
sheet mill stand مقام نورد ورق
seamanlike مثل دریا نورد
rolled profile نیمرخ نورد خورده
rolled iron or steel فولاد نورد خورده
roughing stand مقام پیش نورد
drawing mill دستگاه نورد کششی
narrow strip mill نورد نوار باریک
hot strip mill مسیر نورد گرم
ingots slab mill دستگاه نورد لوحه
slabbing mill دستگاه نورد لوحه
cogging stand مقام پیش نورد
intermediate roll stand مقام نورد میانی
manufactoring tape milling machine دستگاه نورد صنعتی
muck mill دستگاه نورد فولاد
cold rolling mill دستگاه نورد سرد
compressed asphalt اسفالت نورد شده
cogging mill دستگاه نورد شمشه
plate mill غستگاه نورد صفحه
plug mill دستگاه نورد توپی
chilled roll نورد سخت کننده
cogging stand مقام دستگاه نورد
carriage control tape نوار کنترل نورد
plate roll غستگاه نورد صفحه
hot roll نورد کردن داغ
permanent emplacement موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
permafrost لایه منجمد دائمی اعماق زمین
mandate قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
permanent income hypothesis فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
mandate حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی
corrugated rolling mill دستگاه نورد ورق موجدار
wide strip mill دستگاه نورد نوار پهن
hot rolled strip باریکه نورد شده داغ
armor plate rolling mill دستگاه نورد ورق زرهی
cogging mill train مسیر دستگاه نورد شمش
cog down به سمت پایین نورد کردن
bar mill دستگاه نورد میله گرد
cogging roll دستگاه نورد اولیه شمش
sheet roller کارخانه نورد ورق فلزی
double two high rolling mill دستگاه نورد مضاعف دوبل
cold reduce نورد کردن در حالت سرد
smoothing rolls دستگاه نورد نرم کننده
cold roll نورد کردن در حالت سرد
alnico الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
hallucinosis حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
engramme اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
cross to bear/carry <idiom> رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
engram اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com