English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
aceko black نوعی رنگ سیاه اسیدی
Other Matches
acid alizarin black سیاه الیزارین اسیدی
gordon setter نوعی سگ شکاری سیاه رنگ
basalt نوعی سنگ چخماق یااتش فشانی سیاه
acid radical ریشه با بنیان اسیدی رادیکال اسیدی
black widow نوعی عنکبوت زهردارکه جنس ماده ان سیاه رنگ است
chiaroscuro نوعی نقاشی که فقط با سیاه روشن وبدون رنگ امیزی انجام میشود
gobo نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
dark bulb نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
acid reduction کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
sables رنگ سیاه لباس سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
black hole حفره سیاه چاله سیاه
bold face طرح سیاه حرف سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
monoacid یک اسیدی
acidulous اسیدی
monacid یک اسیدی
acidic اسیدی
bog مانداب اسیدی
acidic oxide اکسیژن اسیدی
bogs مانداب اسیدی
acid solvent حلال اسیدی
acidic group گروه اسیدی
acid process فرایند اسیدی
acid soil خاک اسیدی
acid salt نمک اسیدی
acid reaction واکنش اسیدی
acidifiable اسیدی شدنی
acid proof ثبات اسیدی
acid phosphatase فسفاتاز اسیدی
acid oxide اکسید اسیدی
acid ionization یونش اسیدی
acid dye رنگینه اسیدی
acid extraction استخراج اسیدی
acid forming element عنصر اسیدی
acid fume دود اسیدی
acid function عامل اسیدی
acid gases گازهای اسیدی
acid group گروه اسیدی
acid ketone کتون اسیدی
acid lining لایه اسیدی
acid decomposition تجزیه اسیدی
acidic value عدد اسیدی
acid value عدد اسیدی
acid number عدد اسیدی
acid hydrolysis آبکافت اسیدی
acid blue ابی اسیدی
acid catalyst کاتالیزور اسیدی
acid clay خاک رس اسیدی
acid cooler مبرد اسیدی
acid hydrogen هیدروژن اسیدی
acidity قدرت اسیدی
acidulant اسیدی کننده
acidified اسیدی شده
acidulation اسیدی کردن
acidifier اسیدی کننده
acidify اسیدی کردن
acidion یون اسیدی
acidulating agent اسیدی کننده
acidulate اسیدی کردن
acidification اسیدی کردن
acid rain باران اسیدی
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
acetify اسیدی شدن [شیمی]
acidulating agent ماده اسیدی کننده
polyacid base باز چند اسیدی
acid depolarization قطبش زدایی اسیدی
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
acid cure پخت در محیط اسیدی
acicity of wastewater درجه اسیدی فاضلاب
acid catalysis کاتالیزور در محیط اسیدی
edulcoration دفع موادنمکی یا اسیدی
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
brown air city شهر با مه دود اسیدی
acidity of wastewater درجه اسیدی فاضلاب
acidic اسید دار اسیدی
acidic resins رزین های اسیدی
acid base balance توان اسیدی- بازی
acid precipitation تسریع بارش اسیدی
acidifier ماده اسیدی کننده
acidity coefficient ضریب قدرت اسیدی
polyacidic base باز چند اسیدی
oxygen ration ضریب قدرت اسیدی
acid alizarian blue black ابی سیر الیزارین اسیدی
to acidify something چیزی را اسیدی کردن [شیمی]
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
prussic acid اسیدی که ازنیل فرنگی گرفته میشود
acid alkylation الکیل دار کردن در محیط اسیدی
nitrous acid اسیدی که کمتراز تیزاب اکسیژن دارد
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
palmitic اسیدی که در روغن خرماوبرخی روغنهای دیگریافت میشود درشمع سازی بکارمیرود
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
glaucoma اب سیاه
bog سیاه اب
pitch dark سیاه
blacks سیاه
ebon سیاه
pitchy سیاه
night black سیاه
blacker سیاه
dogwood سیاه ال
blacked سیاه
black سیاه
blackest سیاه
sooty سیاه
Negro سیاه
jetty سیاه
jetties سیاه
marshes سیاه اب
swamping سیاه اب
quagmire سیاه اب
quagmires سیاه اب
swamp سیاه اب
swamped سیاه اب
Negroes سیاه
swamps سیاه اب
marsh سیاه اب
bogs سیاه اب
mossy سیاه اب
grimy سیاه
jet-black سیاه سیاه
sad coloured سیاه
graphite سرب سیاه
black brittleness شکستگی سیاه
black list لیست سیاه
black book کتاب سیاه
rooks کلاغ سیاه
black gang غلام سیاه
black liqour شربت سیاه
black light نور سیاه
black lead سرب سیاه
black finish پوشش سیاه
black letter حرف سیاه
black eyed سیاه چشم
black diamond الماس سیاه
black cap کلاه سیاه
black brittleness ترک سیاه
black level تراز سیاه
marsh سیاه اب باطلاق
black list فهرست سیاه
blackamoor سیاه زنگی
blackbody جسم سیاه
moles خال سیاه
lynx سیاه گوش
mole خال سیاه
hohlraum جسم سیاه
blackcap کاکل سیاه
blackcock باقرقره سیاه نر
boldface حروف سیاه
bone black عاج سیاه
buck wheat گندم سیاه
french wheat گندم سیاه
saracen corn گندم سیاه
lynxes سیاه گوش
raven کلاغ سیاه
rook کلاغ سیاه
black load سرب سیاه
spades خال دل سیاه
spade خال دل سیاه
black powder باروت سیاه
black propaganda تبلیغات سیاه
black sheet ورق سیاه
black short شکستگی سیاه
black shortness ترک سیاه
black wash رنگ سیاه
marshes سیاه اب باطلاق
ravens کلاغ سیاه
denigration سیاه ساختن
black body جسم سیاه
smudge سیاه شدن
black holes سیاه چال
etch سیاه قلم
black hole سیاه چال
blackboards تخته سیاه
denigrating سیاه کردن
denigrates سیاه کردن
denigrated سیاه کردن
denigrate سیاه کردن
blackens سیاه کردن
blackboard تخته سیاه
blackening سیاه کردن
blackened سیاه کردن
blacken سیاه کردن
black board تخته سیاه
etched سیاه قلم
pitch black خیلی سیاه
smudged سیاه شدن
smudges سیاه شدن
smudging سیاه شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com