Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English
Persian
wire roll
نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
Other Matches
barrier material
مواد لازم برای ساختن موانع
faltboat
نوعی قایق تاشو
panfish
نوعی ماهی خاردار
gurnard
نوعی ماهی دارای بالههای خاردار
knife rest
نوعی مانع یا سدجادهای است که با سیم خاردار و یک چهارچوب فلزی یا چوبی تهیه می کنند و قابل حمل میباشد
bass bug
حشره برای گرفتن ماهی خاردار
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
banderilla
نیزه خاردار برای فروبردن به گردن گاو
wire entanglement
با سیم خاردار محصور کردن حصار سیم خاردار
notification
عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
to set a poem to music
اهنگ برای شعری ساختن
parkas
نوعی کت برای محافظت از باد و باران
calking chisel
نوعی اسکنه برای فاق دراوردن
pontoar
نوعی کرجی برای پل بندی کلک
entrammel
موانع
mechanizing
مکانیزه کردن
mechanizes
مکانیزه کردن
mechanises
مکانیزه کردن
automate
مکانیزه کردن
mechanising
مکانیزه کردن
mechanize
مکانیزه کردن
automates
مکانیزه کردن
automating
مکانیزه کردن
mechanized
یکان مکانیزه
anti menchanized defense
پدافند ضد مکانیزه
mechanised
مکانیزه کردن
semi mechanization
نیمه مکانیزه
mechanized force
نیروی مکانیزه
mechanization
مکانیزه کردن
automated
مکانیزه کردن
armored infantry
پیاده مکانیزه
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
capacitance bridge
نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
dipsey sinker
نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
logic
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
gasogene
مادهای که برای ساختن اب گاز دار بکار میرود
buckhorn
استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمیبرند
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house).
این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
the impediment of a road
موانع جاده
economic friction
موانع اقتصادی
obstacle course
میدان موانع
impediments to marriage
موانع نکاح
impedimenta
موانع قانونی
impediments to inheritance
موانع ارث
barrier tactics
فن استفاده از موانع
impeachments to marriage
موانع نکاح
impeachments of inheritance
موانع ارث
barrier plan
طرح موانع
trade barriers
موانع تجاری
mechanized infantry
یکان پیاده مکانیزه
danc solution
نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
hydroplane
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
ark
[نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
symbol
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی در نمودار
hydroplaning
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
break out
نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
hydroplanes
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
bow compass
نوعی پرگار که برای رسم دایرههای کوچک بکار میرود
able
پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
ablest
پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
wetting
مایعی که برای تر ساختن یاخمیر کردن چیزی بکار رود
shook
: مجموع تختههای لازم برای ساختن بشکه وچلیک وامثال ان
plantable lanceolata
استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمی رود
abler
پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
barrier tactics
تاکتیک تهیه موانع
to break a way
موانع را ازراه خودبرداشتن
obstacle race
مسابقه دو با پرش موانع
barrier spacing
فاصله بین موانع
barrier patrol
گشتی مامور موانع
calliper
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
caliper
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
Dizlyk
[نوعی قالیچه تزئینی کوچک که برای تزئین به زانوی شتر می بندند.]
perfect participle
وجه وصفی معلوم که برای ساختن ماضی نقلی اغاز گردد
batcher
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
hurdle race
اسب دوانی با پرش از موانع
the hurdles
اسپ دوانی با پرش از موانع
roundness
از بین بردن موانع جاده
reduction of road
از بین بردن موانع جاده
sea marker
نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
dejagging
نوعی فن گرافیک کامپیوتری برای رسم خطوط صاف کاراکترها و چند ضلعی ها
routing identifier
نوعی رمز سه کلمهای که برای شناسایی سیستمهای توزیع و تدارکات به کار می رود
adlib
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI
bracket
رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
chromel
الیاژی شامل اهن نیکل کرم برای ساختن ترموکوپلهای با حرارت زیاد
To sweep the board .
کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
typhoons
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoon
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
fishnet
نوعی تور که برای نگهداری یاکاشتن وسایل استتار در محل خود به کار می رود
obstruction guard
میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
re entry vehicle
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
quails
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
means ends analysis
نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتهااز نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد
Sound Blaster
نوعی کارت صوتی برای PC سازگار ساخت Creative habs که امکان ضبط صدا روی دیسک را میدهد
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
quail
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
wobble pump
پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
straddle trench
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
machine address
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
tacan
نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
foldaway
تاشو
limber
تاشو خم شو
folding
تاشو
fold-away
تاشو
slipper
تاشو
flxible
تاشو
flexible
تاشو
collapsible
تاشو
fold-up
تاشو
slippers
تاشو
jackknife
تاشو
lissom or some
تاشو
box beam wing
نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
fustic wood
[نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
quick out
نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد
plug
[نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
deckchair
صندلی تاشو
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
flexibility
تاشو نرم
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
deckchairs
صندلی تاشو
splay
زاویه تاشو پخ
splayed
زاویه تاشو پخ
splaying
زاویه تاشو پخ
flexible pipe
لوله تاشو
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding seat
صندلی تاشو
jack knife bridge
پل متحرک تاشو
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
fanfold paper
کاغذ تاشو
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
foldboat
قایق تاشو
splays
زاویه تاشو پخ
flxible
لوله تاشو
articulated pipe
لوله تاشو
folding bicycle
دوچرخه تاشو
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
lissom
تاشو چالاک
lissome
تاشو چالاک
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
collapsible table
میز تاشو
campstool
عسلی تاشو
folding ladder
نردبان تاشو
sennet
علف صاف یا حصیریا پوست درخت یا برگ خرماکه برای ساختن کلاه حصیری وخانههای حصیری بکارمیرود
sennit
علف صاف یا حصیریا پوست درخت یا برگ خرماکه برای ساختن کلاه حصیری وخانههای حصیری بکارمیرود
brambly
خاردار
acanaceous
خاردار
pappous
خاردار
barbellate
خاردار
acanthaceous
خاردار
lappaceous
خاردار
barbate
خاردار
thistly
خاردار
setose
خاردار
acanthaid
خاردار
acanthous
خاردار
burry
خاردار
thorny
خاردار
hispid
خاردار
thornier
خاردار
thorniest
خاردار
horrent
خاردار
aculeolate
خاردار
aculeate
خاردار
echinoid
خاردار
spinescent
خاردار
pappose
خاردار
aciculate
خاردار
aristate
خاردار
setiferous
خاردار
setaceous
خاردار
spinose
خاردار
barbed
خاردار
pocket rules
خط کش های تاشو
[ابزار]
deck chair
صندلی حصیری تاشو
folding rulers
خط کش های تاشو
[ابزار]
bunk
هرگونه تختخواب تاشو
pliant
دمدمی مزاج تاشو
bunks
هرگونه تختخواب تاشو
deceleration time
زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
blueprints
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprint
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
wattle
ترکه برای ساختن سبد ترکه
crawfish
خرچنگ خاردار
langouste
خرچنگ خاردار
sea crayfish
خرچنگ خاردار
spinule
چرخ خاردار
percoid
ماهی خاردار
rivets
اشبیل خاردار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com