Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
voodoo
نوعی هواپیمای سوپرسونیک دو موتوره تاکتیکی معروف به اف 101
Search result with all words
vigilante
نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
vigilantes
نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
Other Matches
super sabre
نوعی هواپیمای تک موتوره جت سوپرسونیک تاکتیکی
tiger
نوعی هواپیمای تک موتوره سوپرسونیک جت دریایی
tigers
نوعی هواپیمای تک موتوره سوپرسونیک جت دریایی
demon
هواپیمای یک موتوره سوپرسونیک جنگنده
demons
هواپیمای یک موتوره سوپرسونیک جنگنده
sky hawk
نوعی هواپیمای یک موتوره جت دریایی
superfortress
نوعی هواپیمای تانکر سوخت 6 موتوره هوایی
globe master
نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
starlifter
نوعی هواپیمای حمل و نقل چهار موتوره جت بزرگ
jet star
نوعی هواپیمای کوچک حمل ونقل چهار موتوره جت
crusaders
نوعی هواپیمای جنگنده یک موتوره و یکنفره جنگجوی صلیبی
stratojet
نوعی هواپیمای بمب افکن قاره پیمای 6 موتوره
crusader
نوعی هواپیمای جنگنده یک موتوره و یکنفره جنگجوی صلیبی
thunder chief
نوعی هواپیمای یک موتوره وسوپرسونیک قابل حمل بمب اتمی
stratotanker
نوعی هواپیمای تانکر سوخت رسان چهار موتوره هوایی
providers
نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
provider
نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
trimotor
هواپیمای سه موتوره
delta dart
هواپیمای یک موتوره دلتادارت
delta dagger
هواپیمای رهگیر تک موتوره دلتا دیگر
Canberra
هواپیمای تاکتیکی ب- 75
intruder
هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
intruders
هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
fury
نوعی جت تک موتوره و تک خلبان
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
cargo master
نوعی هواپیمای باری
neptune
نوعی هواپیمای جت دوموتوره ضدزیردریایی
autogiro
نوعی هواپیمای بدون بال
tacan
نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
scorpion
تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
scorpions
تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
tactical air
نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
tactical formation
یکان تاکتیکی صورت بندی تاکتیکی
stratofortress
نوعی هواپیمای قاره پیمای استراتژیکی بمب افکن 8موتوره
orion
نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
lead aircraft
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
air picket
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
control line aircraft
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
broadcast controlled air interception
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
drone
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
towing
به حرکت دراوردن هواپیمای بی موتور با هواپیمای موتوردار یا اتومبیل یا قرقره و طناب
clean aircraft
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
auto cat
هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
dive bomber
هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
bogies
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogey
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
tactical air control center
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
notional aircraft
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
flying crane
هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
fighters
هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
fighter
هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
escort aircraft
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
air scout
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactically
تاکتیکی
tactical
تاکتیکی
hostile track
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
tactical complication
پیچیدگی تاکتیکی
tactical formation
ارایش تاکتیکی
tactical element
عنصر تاکتیکی
tactical diameter
قطر تاکتیکی
tactical control
کنترل تاکتیکی
deceptions
فریب تاکتیکی
deception
فریب تاکتیکی
tactical complication
بغرنجی تاکتیکی
tactical command
یکان تاکتیکی
tactical command
فرماندهی تاکتیکی
interval
فاصله تاکتیکی
action information center
مرکزاطلاعات تاکتیکی
tactical troops
یکانهای تاکتیکی
tactical reserve
احتیاط تاکتیکی
officer in tactical command
فرمانده تاکتیکی
tactical range recorder
رادارصوتی تاکتیکی
tactical troops
عدههای تاکتیکی
tactical movement
حرکات تاکتیکی
tactical intelligence
اطلاعات تاکتیکی
tactical airlift
ترابری تاکتیکی هوایی
tactical call sign
معرف رادیویی تاکتیکی
tactical reserve
نیروهای احتیاط تاکتیکی
tactical air operation
عملیات تاکتیکی هوایی
tactical air force
نیروی هوایی تاکتیکی
terrain corridor
دالان تاکتیکی زمین
action information center
مرکز اخبار تاکتیکی
basic tactical unit
یکان مبنای تاکتیکی
tactical minning
مین گذاری تاکتیکی
tactical operation center
مرکز عملیات تاکتیکی
tactical plan
طرح عملیات تاکتیکی
tactical range recorder
سونار تاکتیکی ناو
tactical control
کنترل و هدایت تاکتیکی
tactical concept
تدبیر عملیات تاکتیکی
tactical air observer
دیدبان تاکتیکی هوایی
tactical air navigation
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
tactical airlift
حمل و نقل تاکتیکی هوایی
tactical air commander
فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
air tropping
ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
well known
معروف
known
معروف
grandest
معروف
well-known
معروف
reputable
معروف
popular
معروف
grand
معروف
tyupical
معروف
demotic
معروف
of renown
معروف
grander
معروف
tactical air command center
مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
troop test
ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
brand leader
مارک معروف
renting
معروف نامور
rented
معروف نامور
rents
معروف نامور
as they say
به قول معروف
well known
معروف مشهور
known
مشهور معروف
starry
درخشان معروف
famous
معروف نامی
renowned
معروف نامور
allegedly
بقول معروف
magnific
معروف برجسته
alleged
بقول معروف
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
tactical diversions
تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
to create an image for oneself as somebody
معروف و مشهور شدن
unheard
غیر معروف غریب
delivery groups
گروه معروف پیام
cif
فرمت میانی معروف
come back
<idiom>
دوباره معروف شدن
historic
معروف مبنی بر تاریخ
air frieghting
بار غیر تاکتیکی هوایی عملیات مشترک زمینی وهوایی
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
put on the map
<idiom>
باعث معروف شدن مکانی
duration curve
معروف به منحنی دبی کلاسه
cp/m
سیستم عامل معروف برای ریزکامپیوتر ها
spoofer
در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
b. horizon
طبقه ب که به لایه تمرکزمواد در پروفیل خاک معروف است
scylla
صخرهای در ساحل ایتالیاروبروی گرداب معروف به "شاریبدیس " در سیسیل
part
قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI
RTFM
خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
PPQN
قالب زمانی معروف که در استاندارد MIDI استفاده میشود
ega
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور صفحه نمایش رنگی با resolutin بالا
lotuses
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
lotus
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
dbase
نرم افزار پایگاه داده معروف که حاوی زبان برنامه نویس توکار است
reference position
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
pitting corrosion
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
wordstar
برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Micropro International برای کامپیوترهای CPLM و IBMPC
VT terminal emulation
استاندارد معروف ترمینال که کدهای به کار رفته برای نمایش متن و گرافیک را بیان میکند
ttl
خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
universal roll
برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
Eudora
برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
tailless aircraft
هواپیمای بی دم
c a
هواپیمای سی 5 ا
attack plane
هواپیمای تک
floatplane
هواپیمای اب
jet airplane
هواپیمای جت
Novell
شرکت بزرگ که نرم افزار شبکه تولید می :ند. و برای سیستم عامل Netware معروف است که روی سرور PC اجرا میشود
grandfather file
سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
back frow
اولین شیار ایجاد شده توسط گاواهن که به شیار مرده معروف است
popularizes
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularises
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularize
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularized
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularising
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularised
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizing
مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
sortie
یک هواپیمای تک کننده
aerodyne
هواپیمای موتوری
assault aircraft
هواپیمای هجومی
biplane
هواپیمای دو باله
phantom
هواپیمای فانتوم
droning
هواپیمای بی خلبان
biplane
هواپیمای دوباله
sorties
یک هواپیمای تک کننده
biplanes
هواپیمای دوباله
biplanes
هواپیمای دو باله
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
beep
هواپیمای بی خلبان
albatrose
هواپیمای الباتروس
seaplanes
هواپیمای دریایی
bomber
هواپیمای بمباران
bombers
هواپیمای بمباران
active aircraft
هواپیمای فعال
shadowed
هواپیمای یدک کش
shadowing
هواپیمای یدک کش
shadows
هواپیمای یدک کش
light aircraft
هواپیمای سبک
Airbus
هواپیمای ارباس
administrative flight
هواپیمای اداری
aircraft defective
هواپیمای معیوب
airliners
هواپیمای مسافربری
airliner
هواپیمای مسافربری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com